چشم ها راباید شست و خدا را بايد ديد

Eyes should be washed

اعتراف دانشمندان ساير مذاهب اسلامي درباره حضرت علی
 
1. ابن ابي الحديد مي‌گويد: «انّ سطراً واحداً من نهج البلاغه يساوي ألف سطر من كلام ابن نباته و هو الخطيب الفاضل الذي اتّفق الناس علي أنه أوحد عصره في فنّه»؛[1] 
يك سطر از نهج البلاغه برابر با هزار سطر از كلام ابن نباته است كه به اتفاق دانشمندان خطيبي فاضل و در فن خود يگانة عصر خويش بوده است .  
2. دكتر زكي مبارك مي‌گويد: 
«لامفرّ من الإعتراف بإنّ نهج البلاغه له اصول و الّا فهو شاهد علي أن الشيعة كانوا من أقدر الناس علي صناعة الكلام البليغ»؛[2] 
چاره‌اي نيست جز اين كه بايد اعتراف كنيم نهج البلاغه اصالت دارد و از اصلي معتبر نقل شده است و گرنه بايد بگوييم، شيعه تواناترين مردم جهان در ساختن كلام بليغ است.   
3. شيخ محمود شكري آلوسي مي‌گويد: 
«هذا كتابن قد استودع من خطب الإمام علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ ما هو قبس من نور الكلام الإلهي و شمس تضيء بفضاحة المنطق النبوي»؛[3] 
اين كتاب نهج البلاغه كه حاوي خطبه‌هاي امام علي بن ابيطالب است، پرتوي از نور سخن الهي دارد، و خورشيدي است كه با فصاحت منطق نبوي مي‌درخشد.  
4. باز آلوسي مي‌گويد: 
«انّه قد اشتمل علي كلام يخيل أنه فوق كلام المخلوقين، دون كلام الخالق، عزّوجلّ قد اعتنق مرتبة الأعجاز و ابتدع ابكار الحقيقة و المجاز»؛[4] 
نهج البلاغه مشتمل بر خطبه‌هاي امير المؤمنين است كه فوق سخن مخلوق و دون سخن خالق است، نزديك به مرتبة اعجاز دارد و مبتكر طرق حقيقت و مجاز است. 5. استاد محمد حسن نائل مرصفي مي‌گويد: 
«نهج البلاغه ذلك الكتاب الذي أقامه الله حجة واضحة علي أن عليّاً كان أحسن مثال حيّ لنور القرآن و حكمته، و علمه و هدايته و اعجازه و فصاحته. اجتمع لعلي في هذا الكتاب ما لم يجتمع لكبار الحكماء و افذاذ الفلاسفة و نوابغ الربانيين من آيات الحكمة السابغة و قواعد السياسة المستقيمة»؛[5] 
نهج البلاغه، ‌مثال زنده‌اي است براي نور و حكمت و علم و هدايت و اعجاز و فصاحت قرآن، اين كتاب حاوي حكمتهاي عالي، ‌قوانين سياسي و مواعظ درخشاني است كه در كتابهاي بزرگان حكما و فلاسفه و نوابغ ديده نمي‌شود. 6. شيخ ناصيف يازجي مي‌گويد: 
«إذا شئت أن تفوّق أقرانك في العلم و الأدب و صناعة الإنشاء فعليك بحفظ القرآن و نهج البلاغه»؛[6] 
اگر بخواهي از لحاظ علم و ادب و انشاء بر رقيبانت برتري پيدا كني، بايد قرآن و نهج البلاغه را حفظ كني. 
7. علي الجندي رئيس دانشكدة علوم در دانشگاه قاهره مي‌گويد: 
با مطالعة نهج البلاغه نوعي خاص ازآهنگ موسيقي بر اعماق احساسات انسن پنجه مي‌افكند كه از نظر سجع و قافيه و ترتيب كلمات و جملات چنان مرتب است كه مي‌توان آن را شعر منثور ناميد.[7] 
8. دكتر زكي مبارك مي‌گويد: 
«و انّي لأعتقد أنّ النظر في كتاب (نهج البلاغه) يورث الرجولة و الشهامة و عظمة النفس، لأنّه من روح قهّار واجة المصاعب بعزائم الأسود»؛[8] 
من اعتقاد دارم كه مطالعة كتاب نهج البلاغه، روح شهامت و مردانگي و عظمت نفس را تقويت مي‌كند، زيرا از روح پرتواني صادر شده است كه در دشواريها با همت شيروار خود مواجه مي‌گشت. 
9. دكتر طه حسين در رابطه با يكي از كلمات زيباي امام دربارة شناخت و عدم شخصيت زدگي مي‌گويد: 
«من پس از وحي و سخن خدا جوابي با شكوه‌تر و شيواتر از اين جواب نديده و و نمي‌شناسم.»[9] 
10. استاد محمد امين نواوي مي‌گويد: 
«حفظ علي القرآن كله، فوقف علي أسراره و اختلط به لحمه و دمه و القاري يري ذلك في نهج البلاغه». 
علي ـ عليه السلام ـ همة قرآن را حفظ كرده بود، و از اسرارش آگاه بود و قرآن با خون و گوشت او در آميخته بود، اين حقيقت را كسي در مي‌يابد كه نهج البلاغه مطالعه كنند. 11. استاد امين نخله مي‌گويد: 
«إذا شاء أحد أن يشفي صبابة نفسه من كلام الإمام فيقبل عليه في النهج من الدقّة و ليتعلّم المشي علي ضوء نهج البلاغه»؛[10] 
هر گاه كسي بخواهد بيماري نفسش را بهبود بخشد، بايد به گفتار امام در نهج البلاغه رو آورد. و راه رفتن در پرتو آن كتاب را فرا گيرد. 12. استاد فنّ بلاغت حسين نائل مرصفي: 
ايشان در شرحي كه بر نهج البلاغه نوشته است، به تمام معيارها و جاذبه‌هاي ياد شده در كلمات ابن ابي الحديد اعتراف كرده و افزوده است كه نهج البلاغه كتابي است كه خداوند آن را دليل روشني قرار داده تا ثابت كند كه علي ـ عليه السلام ـ بهترين شاهد زندة نورانيت و پرتو بخش قرآن و حكمت و دانش و هدايت و اعجاز و فصاحت آن كتاب آسماني است، آيات و نشانه‌هاي حكمت ارزنده و قوانين صحيح سياست و پندهاي روشن و دلنشين و براهين گويا و استواري كه علي ـ عليه السلام ـ در اين كتاب آورده خود دليل فضيلت مافوق تصور و بهترين آثار يك پيشواي به حق است كه هيچ يك از حكماي بزرگ و فلاسفة عالي مقام و نوابغ روزگار نظير آن را نياورده‌اند.[11] 
13. عباس محمود عقّاد نويسنده و مورخ معروف مصري مي‌گويد: 
«في كتاب نهج البلاغه فيض من آيات التوحيد و الحكمة الإلهيّة تتّسع به دراسة كل مشتغل بالعقائد و اصول التالية و حكم التوحيد»؛[12] 
در كتاب نهج البلاغه فيض از آيات توحيد و حكمت الهي است كه ذهن دانشجوي معارف الهي و اصول توحيد را توسعه مي‌دهد و مهر شخصيت علوي از پشت سطرها و از ميان حرفهاي اين كتاب پديدار است و چون خوب دقت كني صداي امام را از آن سوي كلمات مي‌شنوي نه صداي ديگري را. 
14. ابن ابي الحديد مي‌گويد: 
«كسي كه بخواهد فصاحت و بلاغت بياموزد و امتياز سخن را دريابد، بايد در اين خطبه[13]تأمل كند، زيرا نسبت اين سخن با هر سخني ديگر ـ غير از كلام خدا و رسول ـ همانا نسبت ستارة درخشان با سنگ سياه و تاريك است، سپس بيننده بايد بنگرد كه چه روشني و جلالت و درخشندگي دارد و چه خوف و خشيتي ايجاد مي‌كند، خدا گوينده‌اش را جزاي خير دهد كه گاهي با دست و شمشيرش از اسلام دفاع كرد و گاهي با زبان و بيانش و زماني با فكر و قلبش، در جهاد، او سيد مجاهدين است و در موعظه بليغ‌ترين وعاظ و در فقه و تفسير، ‌رئيس فقها و مفسرين و در عدل و توحيد، پيشواي عادلان و موحدين. و ليس علي الله بمستنكر إن يجمع العالم في واحد[14] 
باز مي‌گويد: 
«و اعلم أنّ التوحيد و العدل و المباحث الشريفة الإلهيّة، ما عرفت الّا من كلام هذا الرجل و ان كلام غيره من أكابر الصحابة لم يتضمن شيئاً من ذلك أصلاً و لاكانوا يتصوّرونه و لو تصوّروه لذكروه و هذه الفضيلة عندي أعظم فضائله ـ عليه السلام .»[15] 
 
بدان توحيد و عدل و ساير مباحث شريف الهي جز از سخن اين رجل الهي دانسته نشد، زيرا سخن ديگران از بزرگان صحابه، حاوي اين مطالب نيست، بلكه اين مطالب به فكر آنها خطور هم نمي‌كرد. اگر خطور مي‌كرد، بيان مي‌كردند همانا اين بزرگترين فضيلت علي ـ عليه السلام ـ است .  به گزارش جهان، وبلاگ "دریای معارف الهی" حسن منتظري - مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه. 
 
[1] . مصادر نهج البلاغه، عبدالزهرا، حسيني خطيب، ص 78، 91، 98. 
[2] . مصادر نهج البلاغه، عبدالزهرا، حسيني خطيب، ص 78، 91، 98.
[3] . همان.
[4] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 91.
[5] . مقدمة مرصفي بر شرح نهج البلاغه.
[6] . نظرات في القرآن محمد غزالي، ص 154؛ از وصيت يازجي به فرزندش ابراهيم.
[7] . مقدمة كتاب علي بن ابيطالب شعره و حكمه.
[8] . عبقرية الشريف الرضي، ج 1، ص 296.
[9] . علي و فرزندان، ‌ص 40.
[10] . مإة كلمة من كلام الإمام علي، استاد امين نخله.
[11] . در پيرامون نهج البلاغه، ص 61، علامة شهرستاني. 
[12] . عبقرية الإمام، ص 132 ـ 178. 
[13] . خطبه 108 به ترتيب حديدي. 
[14] . شرح ابن ابي الحديد، ج 7، ص 202 ـ 203. 
[15] . شرح ابن ابي الحديد، ج 6، ص 346.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 22:14  توسط   | 

ابن شاذان می‌گوید: ابراهیم بن علی به اسنادش از ابی عبدالله جعفر بن محمد از پدرانش نقل می‌کند که فرمودند: عباس بن عبد المطلب و یزید بن قعنب بین گروهی از بنی هاشم و عبد العزّی در کنار خانه خدا نشسته بودند، در این هنگام فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین که در ماه نهم حاملگی بود و زمان وضع حملش فرارسیده بود وارد شد و گوشه پرده خانه را گرفت و بالا انداخت و عرض کرد: خداوندا من به تو و به چیزی که فرستاده‌ات آورده و به همه پیامبران و همه کتاب‌هایی که فرستادی و به سخنان جدّم ابراهیم که خانه عتیق را بنا نهاد، ایمان دارم، پس به حق این خانه و کسی که آن را بنا نهاد و به حق این فرزندی که در شکم دارم که با من حرف می‌زند و با صحبت‌هایش همدم شدم و من ایمان دارم که او یکی از نشانه‌ها و حجت‌های تو است، از تو می‌خواهم که این زایمان را بر من آسان گردانی. 

چرا ولادت در کعبه فقط مختص امام علی(ع) است؟

عباس بن عبد المطلب و یزید بن قعنب گفتند: زمانی که فاطمه این گونه سخن گفت و دعا نمود خانه را دیدیم که از پشت باز شد و فاطمه به درون رفت و از چشم ما ناپدید شد دوباره آنجا به هم آمد و بسته شد، ما خواستیم که در را باز کنیم که برخی از زنان وارد شوند نتوانستیم دانستیم که این امر خداوند است. فاطمه سه روز در آنجا ماند و اهل مکه و زنانشان همه از این سخن می‌گفتند بعد از سه روز خانه از‌‌ همان محل که وارد شده بود دوباره باز شد و فاطمه در حالی که علی را در بغل داشت خارج شد. [۲]

این کجا و وارد شدن شخصی به طور طبیعی (از در آن) و زایمان کردن آن کجا؟

[۱] ن. ک: الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج ۱، ص ۱۰۶، باب حکیم.

[۲] جواد کاظم منشد، فضائل أمیر المؤمنین (ع)، ص ۱۶۱-۱۶۲.
منبع: تسنیم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 21:56  توسط   | 

یکی از واجباتی که در قرآن کریم - بعد از دستور به پرستش خداوند ذکر شده- نیکی به پدر و مادر است. به گزارش فرجام، در قرآن و روایات، تأکید فراوانی بر رعایت حقوق والدین و نیکی و احسان به آنان شده است و در مقابل، رعایت نکردن این واجب، علاوه بر مجازات اخروی - در صورت توبه نکردن- مجازات دنیایی را نیز در پی دارد به نحوی که این امر برای تمامی انسان ها اجرا می گردد  

چنانچه حضرت یوسف (ع) تنها به واسطه عملی بسیار کوچک و غیر عمد از سوی خداوند تادیب گردید تا قطعیت سخن پروردگار بر همگان مبرهن و آشکار شود.
در این باره آمده است حضرت يوسف (ع) پس از مشكلات فراوانی که متحمل گردید فرمانرواى مصر شد. پدرش ‍ يعقوب سال ها با رنج و مشقت، دورى و فراق يوسف را تحمل كرده و توان جسمى را از دست داده بود. هنگامى كه باخبر شد يوسف، زمامدار كشور مصر است، شاد و خرم با يك كاروان به سوى مصر حركت كرد، يوسف نيز با شوكت و جلالى در حالى كه سوار بر مركب بود، به استقبال پدر از مصر بيرون آمد. همين كه چشمش به پدر رنج كشيده افتاد، مى خواست پياده شود، شكوه سلطنت سبب شد كه به احترام پدر پياده نشود و كمى بى احترامى در حق پدر كرد.
پس از پايان مراسم ديدار، جبرئيل از جانب خداوند نزد يوسف آمد و گفت :
يوسف! چرا به احترام پدر پياده نشدى؟
اينك دستت را باز نما!
وقتى يوسف دستش را گشود ناگاه نورى از ميان انگشتانش برخاست و به سوى آسمان رفت .
يوسف پرسيد: اين چه نورى است كه از دستم خارج گرديد؟جبرييل پاسخ داد: اين نور نبوت بود كه از نسل تو، به خاطر كيفر پياده نشدن براى پدر پيرت (يعقوب) خارج گرديد و ديگر از نسل تو پيغمبر نخواهد بود.پی نوشت:
1- علامه مجلسی. بحارالانوار، ج12: 251.
2-ناصري، محمود. داستانهاي بحار الانوار، ج5: 229.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:59  توسط   | 

 

ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في‏ جَوْفِ :خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريد (سوره احزاب آيه 4 )

وَ قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام : الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه‏ دل حرم خداوند است، پس در حرم خدا كسى غير از خداوند را جاى ندهيدمنبع : بحارالانوار جلد ‏67 صفحه 25

انسان يك دل بيشتر ندارد ، اگر غير خدا در آن بود، ديگر جايي براي خدا نيست

داستان: روزى سليمان(ع) گنجشكى را ديد كه به همسر خود مى ‏گويد: چرا با من معاشرت نمي كني، اگر تو بخواهى من جايگاه سليمان را با منقار خود بلند مى‏ كنم و آن را در دريا مى ‏افكنم، حضرت سليمان(ع) از كلام او به خنده افتاد، سپس آن دو را فرا خواند و به گنجشك نر، فرمود: آيا قدرت انجام كارى را كه ادّعا كردى، دارى؟ او گفت: خير، اى پيامبر خدا، ليكن مرد خود را براى همسرش بزرگ مى‏ شمارد و نزد او لاف مى‏ زند و عاشق را از بابت سخنانش سرزنش نمى ‏كنند،!!! 

  سليمان به گنجشك مادّه گفت: چرا با او معاشرت نمي كني ، با آنكه او عاشق توست، او گفت: اى رسول خدا، او ادّعاى عشق مى ‏كند، امّا براستى دوستدار من نيست و همراه من ديگرى را نيز دوست دارد،  

اين كلام گنجشك سليمان را متأثر كرد و او بشدّت گريست و تا چهل روز از مردم مفارقت نمود و در خلوت به مناجات با پروردگار خود پرداخت تا قلب خود را از محبّت غير خدا خالص كند. منبع:بحار الأنوارجلد ‏14،صفحه 96  چشم ها را بايد شست   جور ديگر بايد ديد   التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 16:28  توسط   | 




یا رب نصیب هیچ غریبی دگر نکن
دردی که گیسوان حسن را سفید کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:50  توسط   | 

  پروفسور مشهور آلمانی شیعه شد

یکی از شخصیت های شناخته شده در اروپا که در زمینه میکروبیولوژی فعالیت می کند با حضور در یکی از مساجد شهر کرج به دین مبین اسلام مشرف شد.

به گزارش نماینده به نقل از ابنا، پروفسور «رودریک آگورتمن» با حضور در مسجد جامع رجایی شهر کرج به دین مبین اسلام و مذهب تشیع مشرف شد و نام مبارک «علی» را برای خود برگزید.پروفسور رودریک آگورتمن یک چهره شناخته شده در اروپا است که آزمایشگاه بزرگی در زمینه میکروبیولوژی در کشور سوئیس دارد و استاد رشته اقتصاد است.
وی گفت: از زمان دانشجویی خودم با دانشجویان ایرانی و مسلمان آشنا بودم و همین موضوع سبب شد که با اسلام آشنا شوم.
آگورتمن به دنبال این است که به همه دنیا نشان دهد چهره واقعی اسلام چیز دیگری است.
او برای اینکه مسلمان شود سه بار کل قرآن را مطالعه کرد و با جان و دل اسلام را پذیرفت.وی درباره انتخاب نام زیبای علی هم برای خود گفت: چون روز گذشته ولادت حضرت زینب(س) بود و پدر ایشان هم حضرت علی(ع) است من این نام را انتخاب کردم.پروفسور همچنین در دیدار با امام جماعت محترم مسجدجامع رجایی شهر هدایایی به رسم یادگار از ایشان دریافت کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:21  توسط   | 


از آیت الله قاضی بیاموزیم

آقا سید علی قاضی استاد عرفان آیت الله بهجت مستأجر بود و صاحبخانه اثاث منزلش را ریخته بود وسط کوچه. آن بزرگوار در حالی که بشّاش بود می فرمود: «خدا خیال کرده ما هم آدمیم»؛ یعنی خدا آدمها را سختی می دهد ، و گویا خدا ما را هم آدم حساب کرده که به ما سختی می دهد.
نکته اینجاست که ما این سختی ها را به هیچ وجه نمی خواهیم بپذیریم و چنان در مقابل آن ها می ایستیم و بی تابی می کنیم که گویی دنیا بهشتی است که قرار نیست در آن رنج و سختی ای پیش بیاید.

در دامنه های ناهموار زندگی دنیا، گاه ما در سربالایی قرار می گیریم و با تلاشی طاقت فرسا باید حرکت کنیم و گاه در سراشیبی که بدون هیچ زحمتی به راحتی و با شتاب، امکان حرکت فراهم است، و این بسته به دید ماست که با هر شرایطی چگونه کنار بیایم. 

اگر ما سختی ها را به چشم دشمنانی نگاه کنیم که قصد جان ما را کرده اند و می خواهند نابودمان کنند در نهایت خودمان را آنقدر به در و دیوار می زنیم که هر لحظه زندگی برایمان طاقت فرسا می شود، اما اگر این سختی ها را به عنوان بخشی از زندگی بپذیریم که قرار است درسی بزرگ به ما بدهند تمام وجودمان چشم و گوش می شود تا درس را هر چه بهتر بیاموزیم و از این مراحل به سلامت بگذریم.
خدواند متعال در قرآن کریم به خوبی ما را آگاه می کند به این ناهمواری ها و مژده می دهد که پایان این راه شیرینی و راحتی است.

می‌‌فرماید: «و لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الاَمْوالِ وَ الأْنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»(بقره:155)؛ «قطعا همه ی شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و كاهش در مالها و جانها و میوه ها آزمایش می‌كنیم، و بشارت ده به استقامت كنند گان...».

بیایم و ملکه ذهن خود کنیم که خداوند حکیم است و همه کارهایش هم از روی حکمت و مصلحت است، اگر گاهی که ما برای خود سرمستانه و مغرور مشغول خوشگذرانی هستیم، یا با بی مبالاتی قوانین هستی را نادیده گرفته و کار خود را می کنیم اگر یک پس گردنی از خداوند متعال خوردیم تعجب نکنیم، چشممان به دست خداوند متعال باشد که چه خیری قرار است برای رقم بزند.

زندگی را به خاطر سختی های ریز و درشت که بالاخره دیر یا زود می گذرند بر خود زهر نکنیم، این سختی ها مسیر تبدیل شدن سنگ وجود ما به الماس های درخشان انسانیت و کمال است.

امام علی علیه السلام در این زمینه می فرمایند: «هر گاه خداوند نسبت به بنده ای اراده خیری داشته باشد، پس آن بنده گناهی کند، به دنبال آن گرفتاری ای پیش می آید و استغفار را به یادش می آورد. اقتباس از تبيان نوشته ف.محمدي
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت 22:11  توسط   | 

  گاهی وقت ها آنقدر خوشحالیم و اوضاع بر وفق مرادمان هست که می خواهیم زمان را در همان حال نگه داریم تا هیچ چیز تغییر نکند، گاهی همه کارها پشت سر هم ردیف می شود، آنقدر راحت که تصور می کنیم قانون هستی همین است ... در این حالت خیلی از خودمان تشکر می کنیم که چقدر خوبیم ما... چقدر توانایی داریم و به بمب اعتماد به نفس تبدیل می شویم. 

اینقدر در این خودبینی غرق می شویم که یادمان می رود گاهی هم انصاف داشته باشیم و از گرداننده اوضاع باب میل خودمان تشکر کنیم ....و اولین مانعی که در مسیرمان پیش بیاید آن وقت است که به زمین و زمان بد می گوییم. 
همه را متهم کرده و محکوم می کنیم، همه حتی خداوند را و تنها کسی که تقصیری ندارد ، فقط خودمان هستیم و بس... 
 
یک حکایت آموزنده
روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍنش ﺣﺮﻑ ﺑﺰند...
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمی شود. ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس 10 ﺩﻻﺭی به پایین می‌اندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند. ﮐﺎﺭﮔﺮ 10 ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمی‌دارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ می‌گذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش می‌شود. ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ 50 ﺩﻻﺭ ﻣﯿﻔﺮستد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند پول را در جیبش می‌گذارد!!!
ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭا می‌اندازد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ برخورد می‌کند. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺮش را ﺑﻠﻨﺪ می‌کند ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ می‌کند ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺱ کارش را به او می‌گوید..!!
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ می‌فرستد ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﭙﺎﺱﮔزﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮمان می‌افتد ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﯽﺁﻭﺭﯾﻢ. بنابراین هر ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﺱگزاﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ 
 

      

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت 22:6  توسط   | 

 

 

صبح یکشنبه 1393/11/19   خانمم خواب دید که کلید چراغ خانه همسایه ما که اسمش حاج صفر بود خراب شده و خانمم هی منو صدا می زنه که فلانی برو کلید خونه شون رو درست کن .. بعد خواب دییده تو همون تاریکی یه عده دارند تو مسجد کنار خونه ما و حاج صفر نماز می خونندن میگه خواب دیدم مسجد بود اما اینگار این مسجد  خانه حاج صفر بود   

تعبير خواب :حدود هفته قبل بود كه حاج صفر پس از حدود يكي 2 ماه خانه نشيني  به دلیل سکته قلبی و مشکلات عفونت ریوی  و تنگی نفس و ....که احتمالش خیلی ذبود بمیره !!!اومد مسجد و حالش خيلي خوب شده بود . 

نکته :1-اصل کلی نماز بزرگی عزت، هدایت و گشایش  است از فقر ،بیماری ،بلا ،مصیبت ،حبس و...

نکته 2-اگر خانه کسی مسجد شود یعنی  گشایش های فوق الذکر متناسب با نوع مشکل اورا در بر خواهد گرفت

نکته 4-به جهت قبله باید توجه شود غیر از مشرق که تعبیرش حج بیت الله است اگر در سایر جهات نماز بخوانید مفهومش عدم گشایش است و یا طی طریق ضلالت و روگردانی از صاحب خلقت ، و مفهوم این است که از کانون وحی به شما پیغام داده می شود که به سوی خداوند باز گردید!!

نکته 5-اگر در طی نماز به هر دلیل نماز خود راشکستید مفهومش این است به هر دلیل رابطه شما باز صاحب خلقت دچار اشکال می شود و کار دنیایی شما به هر دلیل فعلا سامان نمی یابد وبالعکس اگر نماز را سلام داده به پایان بردید.مفهومش این است  که گشایش و عزت متناسب با مشکلاتان برایتان فراهم خواهد شد. 

نکته 4- شما خوابتان چه خوب یا بد هرچه  است باید این نکته توجه کنید که دیشب خداوند با شما حرف زده است . پس هر چه هست جمال معشوق را عشق است وبرای شما حتی اگر نزول بلا هم باشد خیر است.

چرا که می گویند هر چه از دوست رسد نیکوست !!! گاهی اوقات دوست جراح !!!یا طبیبی که دوست ما است !!حتی شکم ما را نیز پاره می کند؟؟ تا عفونتی را از شکم ما خارج کند! اما به خواب خود نیز فکر کنید که او چه چیزی می خواسته  است به شما بگوید .

نکته 5- اما اگر خواستید مشکلی را رفع کنید راهش نیمه شب است قبل از اذان صبح وبعد از نماز صبح هر چند  او همیشه بیدار است و دستش همیشه باز!!1

 این خاطره را بخوانید!

چند شب مانده بود به عید سال 92 تازه مراحل دانشجویی ام  در مقطع دکتری تمام شده بود!1 ماموریت آموزشی داشتم لذا مزایای دریافتی ام زیاد نبود همزمان یک کار اقتصادی بزرگ دیگری هم انجام  می دادم !!شب عیدی  همه حقوقم تمام شده بود و فقط به اندازه خرجی داشتم انهم به کمک حقوق خانمم کت و شلوارم خیلی کهنه شده بود و شب عیدی داشت ابرویم می رفت!! گفتم خانم یه کم پول بده بریم شب عیدیه یه کت شلوار بخریم!  ابروم میره ها !!گفت تو علاجت نمی شه کار همیشه اته با یه دست 10 تا هندونه بر می داری ؟؟شب عیدی اگه یه مشکلی پیش بیاد بریم از کی پول بگیریم ؟؟ مردم به ما چی میگن !1فردا دوباره بهش گفتم!1 پس فردا  با خواهش و التماس بابا یه روز ما بی پول شدیم !1فایده نداشت صبح ساعت  نزدیک 8 بود می خواستم برم اداره ...رفتم دستشویی ...تو خونه هیچکس نبود یاد کتک و شلوار کهنه ام افتادم افتادم همین جوری که تو دستشویی نشسته بودم بی اختیار داد زدم من  پول می خوام ؟؟...........

پا شدم داشتم صورتم رو می شستم ....دیدم صدای sms اومد دستامو خشک کردم !!دیدم متن پیام اینه مبلغ ....ریال به حساب بانک ملت شما واریز شد؟؟؟ و اون مبلغ اندازه قیمت کت و شلواری بود که می خواستم بخرم  !!!! اشک درون چشمهایم جمع شده بود!!! زیر لب گفتم شر منده مون کردی رفیق !! و ندای ندامتی می گفت !!!چرا منت خانومت رو کشیدی !! از اول می اومدی پیش خودم !!!  از خودم خجالت کشیدم چرا از اول به رفقیمون نگفته بودیم ؟؟؟و شب  در حالیکه قیافه گرفته بودم !! به خانم گفتم پاشو بریم کت شلوار بخریم گفت تو که پول نداشتی؟؟ گفتم رفیقم رسوند !!! و جالبی اش این است که بعد گذشت 2 سال  خدا می دونه ..هنوز هم نمی دونم این پول از کجا به حسابم واریز شد؟؟؟

و بااین فراز از دعای مشلول  نوشتمو تموم می کنم

یا رب البیت العتیق یا الهی بالتحقیق و یا شفیق و یا رفیق ،فکنی من حلق المزیق  التماس دعا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 15:30  توسط   | 

روایت شده؛ بعد از رحلت رسول خدا، شخص نامسلمان و تازه واردی در مدینه، بعد از ملاقات و پرسش هایی از امیرالمومنین علی علیه السلام، وقتی پاسخ سخت ترین سوال هایش را گرفت از حضرت پرسید: آیا تو محمدی؟ مولا این سخن را محترمانه ندانست و فرمود: وای بر تو! "من بنده ای از بنده های محمدم" انا عبدٌ من عبیدِ محمّد 
 
I love Mohammad "P.B.U.H"
 I hate terrorism.
I condemn insulting the holy prophets.
من عاشق محمدم
از تروریسم متنفرم
توهین به پیامبران الهی را محکوم میکنم
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت 0:41  توسط   | 

  


!!..Do not confuse.. 

This is not the message of  Holy prophet Muhammad!!! 

Daesh .... carry the Prophet's Banner (pbuh) on their shoulders ....and acting against the Prophet(pbuh) according to the Quran!!!  

 

 This is the  universal message of the Holy Prophet Muhammad (pbuh) in Quran:

whoever kills a person-unless it is for murder or corruption on earth-it is as if he killed the whole of mankind; and whoever saves it, it is as if he saved the whole of mankind.Quran.5.Al-Maedeh .32 

مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِى الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً.سوره مائده.آيه 32

هر کس ، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد ، چنان است که گویی همه انسانها را کشته و هر کس ، انسانی را از مرگ رهایی بخشد ، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است . سوره مائده.آيه 32.

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 22:41  توسط   | 

زندگینامه شیخ جعفر مجتهدی (ره )  

[تصویر: Sheikh-Jafar-Mojtahedi-1.jpg]

جناب شیخ جعفر مجتهدی در اول بهمن ماه ۱۳۰۳ هـ.ش در خانواده‌ای متدین و مرفه در شهر تبریز دیده به جهان گشودند. خانواده‌ای که از نظر نجابت و اصالت جزء خانواده‌های مشهور آن سامان به شمار می‌آمد. پدر ایشان جناب حاج میرزا یوسف از دلباختگان آستان ولایتمدار قبله العشاق ، حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) بودند، ایشان بعد از فقدان پدرشان جناب حاج میرزا یوسف، تحت کفالت و سرپرستی مادر بزرگوارشان، آن بانوی علویه قرار گرفتند.
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ساعت 9:2  توسط   | 

روز شهادت اومدم برم اداره دستم رفت رو پيراهن طوسي كه هميشه مي پوشيدم.... يادم اومد امروز روز شهادت امام حسن عسگري است!! دنبال بهانه اي مي گشتم كه امروز پيراهن سياهم رو نپوشم؟؟ چون با دانشجو هاي دوره .. كلاس داشتم و تو اداره هم اين فرهنگ نيود كه روز شهادت امام حسن كسي لباس مشكي بپوشه .. ايام محرم خيلي ها لباس سياه مي پوشند ...شهادت امام رضا ، ارتحال پيامبر ص يا دهه فاطميه اما  كساني كه براي شهادت امام حسن عسگري پيراهن سياه بپوشند زياد نيستند .... لذا هر كي به ادم مي رسه سوال مي كنه شما هي بايد توضيح بدي !!! بعض اوقات هم ممكنه كه حمل بر برخي چيز هاي ديگه بشه !!..بالاخره تو دوراهي بودم كه از خانومم سوال كردم امروز روز شهادته ؟؟خانومم هم باتاكيد گفت : اره پيراهن سياه تو بپوش!! 

 پيراهن سياهم رو پوشيدم من امتحان كردم شما هم مي تونيد امتحان كنيد! روزهايي كه ادم خوبي نباشيد تو نماز جماعت راهتون نمي دهند ؟؟ اون روز زود رسيدم نماز !!!ديدم نوارهاي سبز رو كه ديروز جمع كردند به مسول فر هنگي كمك كردم  و پارچه سبز هاي نواري شكل براي مكان مهر را پهن كرديم .... موقع اذان شد اونهايي كه اذان ميگفتند 2 نفر بودند به هم تعارف مي كردند !!كه ناگهان يكي شون ميكروفون رو جلو من گرفت!! اذان نميگي؟؟؟ گفتم خيلي ممنون شما بفرماييد!! گفت :حديثش رو بلدي كه ادم هاي بزرگ در اخر الزمان اذان نميگن ؟؟ تازه يادم اومد كه خودم شده ام عالم بي عمل به چه ماند به زنبور بي عسل !!! 

خودم چند روز پيش همين حديث رو تو وب ام گذاشتم !! ميكروفون رو گرفتم و بعد از 20 سال براي اولين بار تو اداره مون اذان گفتم ! و احساس كردم اين توفيق به بركت ادبي بود كه نسبت به شهادت امام حسن عسگري داشتم و مزد ديگرش هم اين بود كه فردا صبح كه روز تاج گذاري حضرت مهدي عج بوداقا طلبيدمون جمكران ؟؟؟ .  

اين پست رو نوشتم كه يه ياد اوري كنم عزيزي كه اين خاطره رو مي خوني بدون كه ذره ذره اين عالم و ذره ذره اعمال ما حساب و كتاب داره و اگه دست حر رو  به دليل ادبش به حضرت زهرا سلام الله عليها گرفتند پس ما هم اگه كمي ادب تو اين دستگاه داشته باشيم !!!دست ما رو هم مي گيرند. انشاء الله   

الهم صل علي محمد و ال محمد وعجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 5:16  توسط   | 

  من با همين دستور العمل براي اولين بار شله مشهدي درست كردم شما هم اگر كمي علاقه آشپزي داشته باشيد مي توانيد با همين دستور العمل به مناسبت شهادت امام رضا شله مشهدي درست كنيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آذر ۱۳۹۳ساعت 23:31  توسط   | 

يا مي دانيد تكبر اولين گناه هستي  كه شيطان را از ان مقام اولوهيت خارج نمود ؟ 

ايا ميدانيد خطرناكي اين گناه چقدر است  ؟

ايا مي دانيد بساري از دعوا هاي ما سر ميز و صندلي هاي دنيا براي ارضاي وسوسه تكبر است؟ 

ايا مي دانيد بسياري از تلاش هاي روزانه ما براي خريد خانه و ماشين بهتر  فقط به منظور رسيدن به ارامش بيشتر نسيت!! بلكه براي فخر فروشي و ارضاي حس دريافت تكبر است ؟ 

.راستي شما تا حالا ديديد يه مهندس يه رئيس اتحاديه يه طلبه يه دكتر يه جراح يه استاد دانشگاه تو مسجد پاشه  يه كيسه دستش بگيره و براي رضاي خدا پول جمع كنه ؟   

من تا حالا شايد تو چند ...تا مسجد تو شهر ها ي مختلف نماز  خونده باشم اما يه جا نديديم يه يه مهندس معروف  يه رئيس اتحاديه  متمول  ..يه  حجت السلام معروف ... يه دكتر ..يه جراح ...يه استاد دانشگاه ... يه ادم به لحاظ  محاسبات دنيوي با كلاس وايسه  ( نه اخروي)   و اذان بگه ؟؟؟  اره يواشكي بگم  هر كدوم مون  نسبت به بضاعتمون يه دليلي براي تكبرمون پيدا مي كنيم  اين دو حديث رو بخونيد !!!

  ثواب برای اذان گو

امام باقر(ع):المؤذن یغفر الله له مد بصره و مدصوته فی السماء و یصدقه کل رطب ویابس سمعه ، و له من کل یصلی معه فی مسجده سهم و له بکل من یصلی بصوته.

خداوند مؤذن را به اندازه ای که چشمش می بیند و صدایش در آسمان می پیچد می آمرزد، هر خشک و تری که آواز او را می شنود او را تصدیق می کند، و از ثواب هر کس که با او در مسجد نماز گزارد سهمی نصیب او شود و به شمار هرکس که به بانگ او نماز بخواندحسنه ای برای اوست .

محجة البیضاء، ج 1، ص .331 من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 287

تحقیر اذان

پیامبر (ص:سیأتی علی الناس زمان یترکون الاذان علی ضعفائهم

زمانی خواهد آمد که اذان را تحقیر کرده و آن را به افرادی ناتوان می سپرند.

کنز العمال ، ج 7، ص 690

دو سه ماه قبل بنا بود با  هواپيما برم تهران ماموريت با اين كوچولو هاي 40 نفره كه يكي از اونا سقوط كرد .  بجاي من دوستم رفت ازش پرسيدم خوش گذشت .. گفت بد نبود ...گفتم  با اين كوچولو ها اون بالا چه احساسي به ادم دست مي ده ..؟؟؟گفت اين احساس بهت دست مي ده كه سوسكم نيستي !! هيچي نيستي ..اره يه بار اين احساس  هم به من دست داد !!!داشتيم از كربلا با هواپيما بر مي گشتيم يه دفعه احساس كرديدم تو هوايپما بوي دود مي امد ...رنگ همه از يك كنار ... با همه قدرت و ثروت و مكنت پريده بود همه احساس مي كردند كه سوسك هم نيستند ....!!!   

 راستي اگر من و شما مرجع تقليد بوديم و فردي در محراب عبادت به روي من و شما اب دهان مي انداخت با او چه مي كرديم

داستان زير  را بخوانيد..وببينيد اولياي خداوند الكي اولياي خدا نمي شوند ؟؟ لذا به نظرم اولين درس طريقت با لگد كردن تمام تكبر آغاز مي شود . .كلاس اول طريقت اينه .....كه به اينجا برسي كه هيچي نيستي !!!  

روزی آیت الله العظمی حاج شیخ جعفر کاشف الغطاء(رحمه الله) در نماز جماعت، وقتی که در سجاده نماز نشسته بودند، سیدی آمد و گفت: از وجوهاتی که نزد شماست قدری به من کمک کنید . شیخ فرمود: فعلاً چیزی ندارم !!!آن سید عصبانی شد و آب دهانش را به صورت آقا انداخت.؟؟ شیخ هیچ نفرمود و بلند شد و رو به جمعیت کرده و فرمودند: هر کس محاسن شیخ را دوست دارد به این سید کمک کند!! سپس خودشان درمیان صفها گشتند و پول جمع کردند و اتفاقاً پول زیادی جمع شد و همه را به سید دادند. شايان ذكر است قبر ايشان در كوچه اي در مجاورت قبر مولي الموحدين امير المومنين علي ع است انشاءالله اگر نجف مشرف شديد قبر ايشان رو حتما زيارت كنيد . التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ساعت 9:4  توسط   | 

 22/9 /1393 صبح  شنبه اربعين سالار شهيدان است .نماز صبح خواندم و بعد زيارت عاشورا جاذبه اي  مرا به پشت كامپيوتر كشانيد.... داشتم سرچ مي كردم... غزل ذير اومد!!! ديدم اومدن اين غزل صبح اربعين بي حكمت نيست !! اين شعر مي تواند زبان حال ابي عبدالله پشت سر قافله زينب كبري سلام الله عليها باشد  السلام عليك يا ابا عبدالله و علي ارواح التي حلت بفنائك

غمت در نهانخانه دل نشیند                                    به نازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی                       ز بامی که برخاست، مشکل نشیند

خلد گر به پا خاری، آسان برآرم                             چه سازم به خاری که در دل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم                                      که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند

پی ناقه‌اش رفتم آهسته، ترسم                                  غباری  به دامان  محمل نشیند

به دنبال محمل، سبکتر قدم زن                                      مبادا  غباری به محمل نشیند

عجب نیست خندد اگر گل به سروی                         که در این چمن، پای در گل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا                                         گدایی به شاهی، مقابل نشیند

طبیب از طلب در دو گیتی میاسا                               کسی چون میان دو منزل نشیند

شاعر :طبیب اصفهانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ساعت 8:43  توسط   | 

  

Millions of Shiite Muslims gather outside the Imam Hussein shrine for one of the largest religious gatherings in the world on December 11, 2014, in the central Iraqi city of Karbala in preparation for the the Arbaeen religious festival. When I read this news ,I remembered the following message (Hadith) of our Prophet Muhammad (PBUH HF) which he said , more than 1400 years ago :

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع) قَالَ: نَظَرَ النَّبِيُّ (ص) إلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ هُوَ مُقْبِلٌ فَأجْلَسَهُ فِي حِجْرِهِ وَ قَالَ: إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أبَداً. ثُمَّ قَالَ (ع) بِأبِي: قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَةٍ. قِيلَ: وَ مَا قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَةٍ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟ قَالَ: لَا يَذْكُرُهُ مُؤْمِنٌ إلَّا بَكَى.

Imam al-Sadiq (PBUH) said, “The Prophet (PBUH&HF) looked at al-Husain Ibn Ali (PBUH) as he was approaching. He sat him in his lap and said, ‘Verily, for the martyrdom of al-Husain there shall be a heat in the hearts of the believers that shall never subside.’” Then, the Imam (PBUH) continued, “He (i.e., al-Husain (PBUH)) is the martyr of tears.” I asked, “What is the meaning of the martyr of tears, O son of the Messenger of Allah?” He (PBUH) replied, “No faithful remembers him except that he weeps.” 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ساعت 0:8  توسط   | 

 كسي مي گفت :صبح دوشنبه10 /9/93خواب ديدم جايي بودم خانمم با چادر مشكي اومد ولي لباس يا مانتويي كه تنش بود كمي استين هاش كوتاه بود و من به شدت ناراحت شدم و شروع كردم به سيلي زدن به صورتش نزديك 10 تا سيلي به صورتش زدم كه از خواب بيدار شدم  

تعبير خواب:5 شنبه 27/9/93  شرايطي پيش امد و ايشان براي خانومش ماشين خريد! 

نكات: 

1-كتك خوردن در خواب تعبيري عكس دنياي مادي دارد يعني كسي كه كتك مي خورد يك تعبيرش اين است كه مال يا ثروتي را دريافت مي كند ...چيزي كه از دستش رفته باز مي يابد ....وامش پرداخت مي شود .. ويا براي مشكلاتش راه حلي پيدا مي شود  

2-بين كسي كه كتك ميزند و كسي كه كتك مي خورد نيز معمولا ارتباط وجود دارد ..مثلا اگر در خواب ديديد رئيس اداره دارد شما را كتك مي زند تعبيرش اين است كه شما را به سمتي در اداره منصوب مي كند .معبران مي گويند اگر در خواب ديديد مثلا مرده اي شما راكتك زد اين چيزي كه از دستتان رفته باز مي ايد  

3-اگر در خواب ديديد كه با كلوخ شما را مي زنند نيز تعبيرش اين است كه به سودي دست پيدا مي كنيد قبلا در تعبير خاك نوشته ام كه خاك تعبيرش كسب درامد و ثروت است  

4-وسيله اي كه شما را در خواب مي زنند نيز تعبير دارد معمولا كتك خوردن با تازيانه يا چوب يا تفنگ تعبير خوبي ندارد  

5-چنانچه كتك خوردن منجر به كبودي يا اسيب به اندام  هاي بدن شود احتمالا تعبيري  به عكس خواهد داشت  

6- ديدن گناه دليل معصيت است ! و بايد فرد در  اعمال خود تفكر و جستجو كند وببيند چه عمل اشتباهي را انجام مي دهد ، ان گناه را ترك نموده توبه نمايد.چون اين دو اتفاق يعني معصيت و كتك زدن با هم  در يك خواب اتفاق افتاده بين ان دو ارتباط وجود دارد  . به ايشان گفتم كه همسرتان را توصيه كنيد كه در بيرون از خانه حجابشان را بيشتر رعايت كنند ..والله اعلم  

..اگر دوست داشتيد اين چند ثانيه اين سه حديث رو بخونيد وچند ثانيه هم به معاني انها توجه كنيد ..بعضي وقت ها شريك ادم ادم رو لعنت مي كنه ...بعض وقت ها دادش ادم بعضي وقتها پدر فرزند رو لعنت مي كنه بعضي وقت ها مادر ادم رو لعنت مي كنه بعضي وقتها مثلا ايت الله بهجت يه كسي رو لعنت ميكنه  يا ممكنه امير المومنين كسي رو لعنت كنه يا ممكنه پامبر خاتم ادم رو لعنت كنه تو اين جور مواقع ادم به كي پناه مي بره ...به خدا ..واي به اون روزي كه خدا ادم رو لعنت كنه !!!!  

بعضي وقت ها ادم كاري كرده شريكش خشمگين شده بعضي وقت ها كاري كرده پدرش خشمگين شده بعضي وقت ها كاري كرده كه معاون اداره خشمگين شده و بعضي وقت ها اشتباهي كرده كه رئيس اداره خشمگين شده..بعضي وقت ها ممكنه كاري فرد كرده استاندار خشمگين شده كا يا كاري كرده كه وزير از دستش خشمگين شده يا اشتباه او به حدي است كه اميرالمومنين از او خشمگين شده كاري كرده و يا كاري كرده كه پيامبر خاتم از او خشمگين شده ..تو همه ي اين موارد يه جايي داره بره و اون اينه كه خودش رو بندازه تو دامن خدا و از خالق هستي كمك بگيره راستي فكرش رو كردين... واي به اون روزي كه خدا از ادم خشمگين بشه

 رسول خدا (ص)فرمودند:خداوند هفت نفر را لعنت کردند که یکی از آنها مردی است که نسبت به پوشش و عفت همسرش بی توجه است. مستدرک الوسایل ، ج، 14ص291  


رسول خدا (ص) خطاب به حَولاء همسر عطاره ،  می فرماید : ای حولاء ، زینت خود را برای غیر شوهرت آشكار نكن و برای زن جایز نیست مچ و پایش را برای مرد نامحرم آشكار سازد و اگر مرتكب چنین عملی شد اول اینكه : خداوند سبحان همیشه او را لعنت می كند . دوّم اینكه : دچار خشم و غضب خداوند بزرگ می شود . سوم اینكه : فرشتگان الهی هم او را لعنت می كنند . چهارم : عذاب دردناكی برای او در روز قیامت آماده شده است . ای حولاء هرزنی كه به خداوند سبحان و روز قیامت ایمان دارد زینتش را برای غیر شوهرش آشكار نمی كند و همچنین موی سر و مچ خود را نمایان نمی سازد و هر زنی كه این كار ها را برای غیر شوهرش انجام دهد دین خود را فاسد كرده و خداوند را نسبت به خود خشمگین كرده است .منبع روایت : مستدرك الوسائل ج 2 ص 549؛ با چاپ جدید ج 14 ص 

رسول خدا (ص) فرمودند : هر زنی كه خود را معطّر سازد و از منزل خارج شود و از كنار گروهی بگذرد ، تا بوی او را دریابند وی زناكار است و هر چشمی كه این زن را ببیند زنا كار است. منبع روایت : سنن نسائی : ج 8 ص 153 ، كنزالاعمال : ج 16 ص 383 شماره 45010.  اللهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم   

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 8:19  توسط   | 

قانون اولیه اعمال ما این است که اعمال خوب ما به سمت راست عالم وجود می روند یعنی در ملکوت اعلی و در آنجا محفوظ بمانند و اعمال بد ما به سمت چپ عالم که همان سجین است برود و در آنجا محفوظ بماند . از بسیاری از روایات و آیات قرآن این طور بر می آید که اعمال ما در عالم ملکوت و سجین با هم بی ارتباط نیستند . بعضی از گناهان ما بقدری زشت هستند که اعمال خوب و صالح ما را می سوزانند و آنرا پاک می کنند که این همان بحث حبط اعمال است . بعضی از اعمال خوب بقدری مثبت هستند که همه ی یا بعضی اعمال بد را می سوزانند و از بین می برند که این همان بحث تکفیر است . ازعواملی که باعث تکفیر و گناهان گذشته می شود اسلام و ایمان است . اگر کسی سالها مشرک بوده است و بعد ایمان بیاورد و مسلمان بشود ، این اسلام آوردن او اعمال بدش را می پوشاند . در روایت داریم که اسلام گذشته را جبران می کند . کسانی که در دم آخر مسلمان می شوند و وقتی هم برای انجام اعمال ندارند ، خداوند اعمال حق الله آنها را می پوشاند . این افراد چون تسلیم خدا می شوند یعنی مسلمان می شود ، خدا از حق خودش می گذرد . پیامبر برای جوان یهودی که به مسلمین خواندن و نوشتن یاد می داد ، تلقین خواند و او چند دقیقه قبل از مرگش شهادتین را گفت و بعد او از دنیا رفت . پیامبر دستور داد که او را در قبرستان مسلمین دفع کنند . در سوره ی مائده آیه 65 می فرماید : اگر اهل کتاب ایمان بیاوند و تقوی پیشه کنند ما گناهان آنها را می پوشانیم . ( مغفرت ) این لطف خداست . ممکن است که این ذهنیت پیش بیاید که آنها عملی انجام نداده اند . مستضعف کسانی هستند که حق به آنها نرسیده است و مسلمان هم نشده اند ولی کسانی که کافر هستند و مسلمان می شوند ، اعمالی داشته اند . زیباترین عملی که خدا دوست دارد تسلیم شدن در برابر حق است . یعنی فرد با حضرت حق عناد و لجبازی نداشته باشد . بدترین صفتی که خداوند از او بدش می آید در مقابل حق ایستادن و استکبار است . استکبار یکی از صفت های شیطان است که باعث رانده شدن او شد . اعمالی مثل کفر ، شرک ، ریا ، حسد ، عُجب ، غرور ، منت گذاشتن بر کسی و آزار دادن دیگران باعث حبط اعمال ما می شوند وریشه ی این اعمال کفر یا کفر خفی است . مثلا ریا یک کفر خفی است . خدا از این کفر و عناد بدش می آید . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آذر ۱۳۹۳ساعت 22:32  توسط   | 

 

صبح دوم محرم  5 ابان  بود كه دختر كوچكم كه 6 سالش است ساعت 4 صبح از خواب پريد و شروع كرد به گريه كردن يه خواب بسيار وحشتناك ديده بود  و حدود 2 ساعت از ترس گريه مي كرد . اين ترس تو ذهنش باقي بود و شبها شروع مي كرد به گريه كردن تا دستشويي نمي رفت مگه مامانش دم درب دستشويي باشه ..مرام چشمانش گريان بود مي گفت حالم بده و ديگه اون بچه ي قبلي نبود كه شبي 50 با تو خونه بالانس مي زد به يك چشم بهم زدن  زندگي ما خراب شد.دست به هر كاري زديم نهايت رسيديم به اينكه بايد دست به  دعا برداريم !!به بابام زنگ زدم.. به مادرم گفتم ..نوه تون مريض شده براش دعا كنيد. قرص و دارو هم تو ايجور مريضي ها كاربرد نداشت اسند قران و دعا و حرز و شكستن تخم مرغ و صدقه و شربت هاي آرام بخش هم فايده نداشت دست به دامن همسايه ي كنار مسجد شدم حاج صفر نفس گرمي داشت و از مردان خدا بود براي بچه ام دعا كن ...

خودم نذر كردم ..خانمم نذر كرد.. مادر بزرگش رفته بود مشهد امام زاده ناصر و ياسر نذر كرده بود ..حاج صفر مي گفت تا صبح تو حياط قدم زدم و دعا كردم.. با بام كلي نذر و نياز كرده بود و كلي دعا خونده بود و براي نوه اش گريه كرده بود ..با همه اينها اشك از تو چشمهاي بچه ام پاك نمي شد  

 صبح جمعه 16 ابان ماه بود مثل هميشه وقتي كه مي بريدم و عقلم كار نمي كرد رفتم سراغ كتاب  لاله اي از ملكوت  كتابي كه زندگي من و نگاه منو به دنيا عوض كرده بود كتاب باز كردم يكي از خاطرات كتاب اومد و تصادفا  تو همون صفحه ذكري بود براي شفاي بيمار ..كتاب رو گذاشتم رو ميز و سحر جمعه پاشدم  نماز خوندم و بعد اون ذكر رو خوندم...     

شنبه شب ساعت حدود 7 بود هنور اشك تو چشماي دختر كوچلو مهربون و شيرين ذبونم بود تو اين 10 رنگش زرد شده بود  .. غذا نمي خورد ..وزنش نصف شده بود  كتابم هنوز رو ميز اشپز خونه بود  ومن نشسته بودم پاي كامپيوترم كه دخترم نا خوداگاه با همون حالت دو دستي كتاب رو برداشت  عكس شيخ رو گذاشت رو چشماش و صورت شيخ رو بوسيد كتاب رو گذاشت رو ميز سرم رو اوردم بالا از تعجب داشتم شاخ در مي اوردم چون اين دخترم اصلا با اين كتاب رابطه ي خوبي نداشت!!  مدام هم منو نصيحت مي كرد  بابا اين شيخ جعفر چيه تو هي مي گي شيخ جعفر شيخ جعفر ..بابا مگه تو شيخي از اين كتاب ها مي خوني!1  هي روضه هي روضه !! بابا چرا نمي زاري مامان مثل بقيه خانم ها تو خيابون شال بپوشه ارايش كنه مگه چه عيبي داره موسقي گوش كنيم  همه اين جمله ها مثل برق از تو ذهنم رد شد چشمم به صورت دخترم افتاد بعد از 11 روز اولين خنده اش رو ديدم .. اره دخترم با يه بوسه خوب شد ..

مثل اينكه شيخ جعفر با يه بوسه جواب همه ي اون سوالات رو به اين بچه ي 6 ساله داده بود.. ولي براش يه سوال باقي مونده بود؟؟ بچه ي زرنگي بود !!!فردا صبح با اينكه خودش هم باورش نمي شد حالش خوب شده !! ازم پرسيد؟ بابا شيخ جعفر خداست ؟؟ و من با لبخند بهش گفتم نه بابا جون شيخ جعفر بنده ي  خداست كاشكي همه ي ما بنده ي خدا بشيم!!

از اون شب كلي تغيير كرد ديكه موسيقي هاي تو تبلتش رو گوش نمي كنه! عاشق شيخ جعفر شده ديشب كلي دعوام كرد بابا مگه تو عقلت نمي رسه قران رو نبايد رو كتاب شيخ جفر بذاري منم با خنده از اين همه ارادت گفتم چشم بابا قران رو جدا مي گذاريم كتاب رو هم جدا ... 25 ابان روز تولدش بود كلي براش كادو خريدييم  گذاشتيم رو ميز باد كنك ها شو باد كرديم .. ولي نذاشت براش جشن تولد بي سر وصدا بگيرم !! مگه نمي فهميد محرمه ؟  ديدم  يه شبه كلي از ما هم زده جلو زده !!! گفتم چرا بابا ما هم چاكر محرميم  !!!

!!!السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت به فنائك

 الهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آذر ۱۳۹۳ساعت 1:13  توسط   | 

صبح بعد از اذان صبح روز يكشنبه 2/9/1393 برابر با 29 محرم خواب ديدم كه درون خانه اي بودم سيل عظيمي بيرون خانه براه افتاد كه ازخواب بيدار شدم

تعبير خواب :14/9/1393 روز چهارشنبه بود كه رئيس د..اومد تو اداره درب اتاقم و حرفي زد كه من ناراحت شدم وحدود 1 ساعت تو اتاقم با هاش دعوا مي كردم ...اخرش چندين بار ازم معذرت خواهي كرد گفت كه من اشباه كردم و در اين موارد هم ديگران مقصر  بودند .

تعبير خواب سيل رو قبلا نوشتم...اما يك تعبير ديگر ان مي توانددرگيري و نزاع و جر وبحث و دعوا  با دشمني بزرگ باشد البته به نكات زير بايد توجه داشت!

1- وسعت سيل تناسب مستقيمي با شدت دشمني و دشمن شما دارد

2-اينكه شما درون ان گير افتاده ايد يا از ان عبور كرديد

3- هميشه به اخر خوابتان توجه كنيد كه بالاخره چي مي شود! در يك خواب ممكن سيل امد و شما را فراگرفت يا ممكن است خواب ببينيد سيل عظيمي بود و تمام شد كه اين دو تعبير ها عكس يكديگر دارند در خواب اول ممكن است تعبيرشاين باشد كه درگير با دشمني بزرگ مي شويد و يا فتنه اي براي شما رقم مي خورد ولي در خواب دوم دشمني و نزاع و مشكلات شما به سرعت تمام مي شود

4-به رنگ هوا نيز توجه كنيد معمولا تاريكي و ظلمات دود تعبير ي ازبروز مشكلات يا اندوه و غصه و غم را همراه دارند وروز و روشني تعبيري عكس انرا خواهند داشت

5-به ميران گل ولاي وكدر بودن اب نيز توجه كنيد كه مشابه بالا هر چه ابي كه مي بينيد گل ولاي ان بيشتر و غليظ تر باشد شدت مشكلات و درگيري بيشتر بوده و ديدن اب زلال تعبيري نيكو و گشايش و عبور از سختي ها را خواهد داشت

6-به ساير علامات ديگري كه خداوند در خواب برايتان مي فرستد توجه كنيد مثلا در اين خواب ديدن ديوار محكم و قرار گرفتن من در خانه اي كه سيل به ان راه پيدا نميكرد اين است كه دراين درگيري براي من هيچگونه مشكل بعدي ايجاد نشد ومخاطبي كه با من دعوا ميكرد نتوانست هيچگونه مشكل اداري يا غيران را براي من ايجاد نمايد و من از تبعات بعدي اين مشاجره مصون ماندم

براي توضيحات بيشتر ميتوانيد تعبير خواب ديگري را كه در مورد سيل نوشته ام تعبير خواب سيل و ماشين ملاحظه كنيد به شرط صلوات بر پيامبر گرامي اسلام حصرت محمدص كه در استانه ميلاد او قرار داريم

اللهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم آذر ۱۳۹۳ساعت 23:42  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 0:27  توسط   | 

 چشمه آب زلالی که صدها سال است گرداگرد قبر اصلی حضرت ابوالفضل‌العباس علیه‌السلام در زیر حرم مطهرش در کربلا طواف می‌کند و این است اجر تشنه‌ماندن او بر لب فرات به احترام تشنگی برادر.















+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:43  توسط   | 

"اریک ماتسون" شرق شناس امریکایی در سفر به عراق مجموعه با ارزشی از اماکن مقدس کربلا و نجف عکاسی کرده که اکنون و با گذشت 80 سال از قدمت آن همچنان جالب توجه است.

"اریک ماتسون" شرق شناس و عکاس امریکایی که سال ها در عراق و شام فلسطین به تحقیق و پژوهش در تاریخ اسلام می پرداخت در سال 1932 سفری به نجف و کربلا انجام داد تا از شهرهای مقدس شیعیان عکاسی کند. بخش اول عکس های این عکاس که مربوط به سفرش به کربلا بود را در همین بخش مشاهده کردید. در بخش دوم عکس های مربوط به سفر او به نجف اشرف را می بینید.

مجموعه عکس های ماتسون از شهرهای مقدس و بناهای تاریخی و باستانی عراق، عربستان، فلسطین و سوریه چندی بعد در آژانس عکسی با نام خودش "ماتسون" جمع آوری شد و اکنون از منابع مهم تاریخ معاصر کشورهای عربی به شمار می‌رود. این عکس ها برای نخستین بار در رسانه‌های داخلی منتشر می‌شود.   نقل از شفاف 13/8/93









+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 21:24  توسط   | 

در خانوادهاي مذهبي بدنيا امدم هر صبح جمعه پدر بزرگ مادرم محمد مهدي نعمتي رحمه الله عليه  با ضبط صوت قديمي اش نوار  دعاي ندبه اقاي كافي را مي گذاشت و ما با صداي يابن الحسن از خواب بيدار مي شديم .و لذا از كودكي ارداتي خاص به حضرت زهرا سلام الله عليها و مولاي موحدين اميرالمومنين علي ع پيدا نمودم  اما شيرازه ي دلم با ساقي لب تشنگان كربلا نبود .!!

سال 1386 بعد ازظهر يكي از غروب هاي پاييز، به قصد زيارت حضرت معصومه عليها السلام به اتفاق خانمم و دخترم كه حدود 9 سالش بود از شاهرود به سمت قم به راه افتاديم .لحظه ي راه افتادن ديدم بوق ماشينم كار نمي كند كمي عصباني شددم ولي اعتنا نكردم ....حالا بوق نداشتيم چي مي شه !!! ساعت حدود 9 شب بود كه زوزه كشان از گردنه هاي جاده سمنان بالا مي رفتم ! ماشينم يه پرايد سفيد بود و شيوه رانندگي من هم به گونه اي بود كه دست چپ جاده رو مي گرفتم و با سرعت بالاي 140 هرچي كه ماشين مي رفت مي رفتم ..هركي كه سوار ماشينم مي شد چشماشو مي بست و معمولا خيلي ها وقتي سوار ماشينم مي شدند اول التماس ميك ردند يا شرط مي كردند!!! به شرط اينكه يواش بري سوار مي شيم !! دست فرمانم تو جاده وشهر عالي وتجربه ي رانندگي جاده ام زياد بود ! لايي كشي تو جاده با سرعت بالاي 120  ،  سبقت دوبله و سوبله از شونه ي راست و چپ  جاده كار هميشگي ام بود دوربين هم اون موقع ها نبود ... خانمم وبچه ام اروم وبا اعتماد به رانندگي من به صندلي تكيه داده بودند و خوابيده بودند ..رسيدم پشت يه تريلي ..خالي بار بود و با سرعت بالاي 100 مي رفت اومدم ازش سبقت بگيرم!!!! رفت اونم رفت توسبقت از يه كاميون !!! براي يك لحظه ديدم دست چپ جاده حايل هاي بتوني كشيده اند!!! درون تونلي گير كرد ه بودم  !!! يه طرف چرخهاي بي رحم تريلي و يه طرف ديگه ديواري بتي.... همه ي وجودم پر از عرق شده بود.  ماشين پرايد تو سربالايي با اون دنده واون شرايط بيشتر ازاين نمي رفت.... برا ي يه لحظه فهميدم راننده ي تريلي منو نمي بينه...   داشتم مرگ رو مرگ رو احساس مي كردم .. چرخ جلو تريلي با فاصله 2 – 3  سانتي متري درجلو ماشينم در حال چرخش  بود يك لحظه تصميم گرفتم ترمز بگيرم ؟؟ تجربه به من مي گفت مي ري لاي چرخ هاي عقب تكه تكه مي شي !!جلومو نگاه كردم بين سپر تريلي و ديوار بتني 1 متر بيشتر جا نبود و تازه هر لحظه اين فاصله كمتر مي شد! همه تجربه به من مي گفت ازاين فاصله ماشين رد نمي شه ؟؟؟ بر اي اولين بار بود كه گير افتاده بودم اومدم بوق بزنم ديدم بوق ماشين هم قطع شده از ترس چشمامو بستم و مثل همه ي بچه شيعه  ها دادم يا ابوالفضل!!!! فايده اي نكرد.. 1 ثانيه ديگه وقت داشتم ..انگار ابوالفضل صداي منو نمي شنيد... دوباره همه ي انرژي باقيمانده توي سلول هامو جمع كردم چشمام بسته بود و فشارم داشت به زير 6 مي رسيد دادزدم يا ابوالفضل!!!! و ديگه چيزي نفهميدم چشمامو باز كردم از تريلي و ديوار بتني رد شده بودم؟؟؟؟؟ ولي ديگه رمقي تو سلول هاي بدنم نمونده بود كه گاز بدم ..خانمم تازه بيدار شده بود ..قلبم داشت 200 بار مي زد و اشك به نشانه تشكر از ابوالفضل در گوشه ي چشمانم نقش بسته بود ...تاحدود يك ماه شب ها اين منظره مي يومد تو ذهنم و كابوس مي ديدم !!! هر روز كه مي رفتم اداره ...اول مي يودم  يه نگاه به در جلو سمت  شاگرد مي كردم ...با دستام به اين رنگ ها دست مي كشيدم  ومثل ديونه ها به اقام ابوالفضل مي گفتم و واقعا  تو ديگه كي هستي وبا همه ي نا باوري به در ماشينم مي گفتم!!! يعني تو حتي يه خش هم بر نداشتي ؟؟؟؟ اون شب يكي از شب هايي بود كه من با همه ي سلول ها م فهميدم اين اقا چه ابرويي پيش خداوند داره!! 

 .ظهر عاشوراي 93 اين مطلب و تموم كردم ...لذا اگه اين خاطره خوندي مفهمومش اينه كه خداوند توفيق داده به معشوق اش حسين سلام كني بسم الله

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ ی اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ  Tاَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ  التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 15:11  توسط   | 

مفتی سابق مصر داعش را پدیده‌ای پیش‌بینی شده دانست و با استناد به حدیثی از امام علی (ع) تاکید کرد که امیر المومنین 1400 سال پیش، ظهور داعش را پیش‌بینی کرده بود.

به گزارش ایسنا به نقل از پايگاه خبري المحيط، علي جمعه گفته است اوصاف گروهك تروريستي داعش، در منابع و كتب اسلامي و از زبان امام علي(ع) بيان شده است.

وي با نقل اين حديث از حضرت علي عليه السلام كه: «زماني كه پرچم‌هاي سياه را ديديد از جاي خود حركت نكنيد (به آن‌ها نپيونديد) و دستان و پاهايتان را تكان ندهيد (با آن‌ها بيعت نكنيد و به آن‌ها نپيونديد) سپس قومي ضعيف ظاهر مي‌شود كه قلب هايشان مانند براده‌هاي آهن سخت است. آن‌ها حكومت دارند اما به هيچ عهد و ميثاقي پايبند نيستند به حق دعوت مي‌كنند اما هرگز از عمل كنندگان به آن نيستند. اسم‌هايشان، كُنيه و نسب‌هايشان از نام شهرها گرفته شده است. تا اينكه ميان خود اختلاف نظر پيدا مي‌كنند سپس خداوند حق را آنگونه كه مي‌خواهد ظاهر مي‌سازد» در سايت يوتيوب، داعش را مصداق آن دانست و افزود مشكل اين گروه اينست كه اسلام را درست نفهميده است.کد خبر: تاریخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ September 2014 تابناك

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۳ساعت 23:9  توسط   | 

با دخترم رفتيم بالاي كوه سر مزار شهداي گمنام دعاي عرفه برگزار مي شد

از خداوند خواستم كه سال اينده از زائرين عرفات و مجاورين امام رضا باشم . در راه برگشتن به پيشنهاد دختر كوچكم از بريدگي كوه كه راه بسيار نزديكي به منزلمان بود امديم پايين خيلي مواظب بودم و با احتياط پايين مي امدم 20 متر اخر بوديم.. سراشيبي خيلي كمي بود...كه تلفنم زنگ زد داشتم صحبت مي كردم و چند قدم اخر رو بر مي داشتم كه پام روي يه تخته سه لايي كه روي سنگ ها افتاده بود قرار گرفت به شدت سر خوردم گوشي ام پرت شد و پام پيچيد چون بچه همراهم بود سريع بلند شدم پام خيلي درد مي كرد كمي امتحان كردم فهميدم الحمدلله جايي ام نشكسته از دست وپام هم خون نمي اومد در حاليكه پام هنوز درد ميك رد خوشحال شدم به اسمون نگاه كرده خدايا ما از كوچه ي كناه نيومديم ما رو مي زني داريم ازدعاي عرفه مي اييم .. اينگار جوابم رو گرفتم

سه چهار روز پيش بود يهو خانومم  اصرار كرد كه عيد قربان داره مي ياد يه گوسفند بكشيم منهم كه تو شرايط اقتصادي خاصي بودم گفتم خانوم  حالا باشه يه موقع ديگه اصرار كه بابا خداوند پول قرباني رو خودش مي رسونه ومن براش استدلال كردم كه فعلا صلاح نيست بايد پروژه ي ساختماني رو كه داشتم تموم ميكردم و كمي هم  چك داشتم اونها رو پاس مي كردم  گوسفند خدا هم چشم يه موقع ديگه !!!

وقتي از رو زمين بلند شدم انگار يكي بهم گفت دوست داشتي پاتو مي شكستم اگه الان پات مي شكست بايد چند ميليون فقط زير ميزي به اقايون ميدادي ...راستي اگه پات مي شكست از زير زمين هم كه شده الان چند ميليون پول حاضر مي كردي برا مداوات ..ولي من پاتو نشكستم پس تو خجا لت بكش پاشو برو يه گوسفند كوچولو هم كه شده بكش

اومدم خونه و قضيه رو براي خانومم تعريف كردم و درحالي كه بهم مي خنديد به يكي از دوستام زنگ زدم  گفت دارم مي رم براي مادرم از فلان جا يه بزغاله بخرم گفتم هرچي داشتند يه دونه هم براي من بخر ساعت 8 شب يه بزغاله سياه خوشگل تو خونمون بود كه فردا بكشيم

چيزي كه من فهميدم اينه كه خدا قرباني رو خيلي دوست داره اون هم روز عيد قربان و احاديث زير رو ديدم

1-قربانی، از دو قسمت «قربان» و «ی» تشکیل شده که ترجمه فارسی آنها می شود «نزدیک کننده» «من». در فرهنگ دینی به هر چیزی که سبب قرب و نزدیکی انسان به خدا شود واژه قربان بر آن اطلاق می گردد. در روایت می خوانیم: «الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِی‏»؛ نماز نزدیک کننده متقیان به خداوند متعال است.(کافی3/265)

2-خداوند متعال او را در سوره كوثر خطاب قرار داده ميفرمايد: فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ یعنی پس، نماز بخوان براي پروردگارت و ذبح كن. مراد از نماز، نماز عيد است و مراد از ذبح قرباني است.

باید توجه داشت که خداوند متعال نیازی به گوشت این حیوانات ندارد؛ آنچه که در این جریان اثرگذار است و همان موجب قرب الی الله می شود تقوا، اطاعت پذیری و حرکت برای انجام دستور خداست که از این قربانی در جان قربانی کننده می ماند. خداوند متعال می فرماید: لَن یَنَالَ اللَّهَ لحُومُهَا وَ لَا دِمَاؤُهَا وَ لَاكِن یَنَالُهُ التَّقْوَى‏ مِنكُمْ(37/حج)؛ هرگز گوشتها و خونهایشان به خدا نمى‏رسد؛ بلكه تقواى شما به او مى‏رسد

.3-و در حديثي ديگر فرموده اند: ألا اِن الاضحية من الاعمال المنجية، تنجي صاحبها من شر الدنيا و الاخرة. يعني آگاه باشید که قرباني كردن از اعمال نجات دهنده است، صاحبش را از شر دنيا و آخرت نجات ميدهد.

4- امام صادق علیه السّلام فرمود: در یوم النحر (یعنى روز عید قربان) هیچ عملى بهتر از آن نیست كه خونى به رسم قربانى ریخته شود یا در مسیر احسان به والدین یا خویشاوندى كه قطع رحم مى‌كند گامى برداشته شود و آنكه حاجی درباره آن خویشاوند، تفضّل بیشترى مبذول دارد و در گفتن سلام سبقت جوید یا از قسمت مرغوب گوشت قربانى اطعام كند و پس از آن بقیّه همسایگان خود را از یتیمان گرفته تا مسكینان و بردگان را به استفاده از آن فراخواند و اسیران را تفقّد كند.

5-. پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم فرموده اند: در روزهاي قرباني بعد از انجام عبادات فريضه، هيچ عبادتي اين قدر مقبول و پسنديده در درگاه الهي نيست و پيش از رسيدن قطرات خون قرباني به زمين، مقبول درگاه پروردگار ميگردد، لذا با شور شوق و با دل پر وسعت قرباني كنيد.

6-و نيز رسول اكرم صلّي الله عليه و سلّم فرموده اند: به اندازه موهاي مذبوحه قرباني ثواب داده ميشود.

پس شما هم اگه بضاعش رو داريد حتما اين كار رو بكنيد .مخصوصا تو بيماري هاي صعب العلاج و اون رو بين كارگرهايي كه براي كار مي ايستند تقسيم كنيد  الهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم  

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۳ساعت 4:57  توسط   | 

;
1-هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت.
۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.
۳-نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.
۴-هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.
۵-وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.
۶-با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.
۷-هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمی کرد.
۸-هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.
۹-چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.
۱۰-سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.
۱۱-هرگاه با کسی، هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.
۱۲-چون با کسی سخن می گفت کاملا برمی گشت و رو به او می نشست.
۱۳-با هرکه می نشست تا او اراده برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.
۱۴-در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.
۱۵-هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.
۱۶-در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.
۱۷-هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.
۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
۱۹-اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.
۲۰-اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.
۲۱-کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.
۲۲-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.
۲۳-هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.
۲۴-پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
۲۵-چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»
۲۶-با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.
۲۷-دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.
۲۸-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.
۲۹-بیش از همه صله رحم به جا می آورد.
۳۰-به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.
۳۱-کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.
۳۲-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می‌گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.
۳۳-هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.
۳۴-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.
۳۵-هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.
۳۶-هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.
۳۷-هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.
۳۸-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.
۳۹-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.
۴۰-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.
۴۱-از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه مدینه بود.
۴۲-سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.
۴۳-اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.
۴۴-با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.
۴۵-در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است.
۴۶-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.
۴۷-وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.
۴۸-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی کرد.
۴۹-اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می آمد نمازش را کوتاه می کرد.
۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.
۵۱-عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.
۵۲-احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.»
۵۳-هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.
۵۴-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد.
۵۵-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.
۵۶-غریبان را خیلی مراعات می کرد.
۵۷-با نیکی به شروران، دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.
۵۸-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .
۵۹-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.
۶۰-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .
۶۱-مزاح می کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمی زد.
۶۲-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.
۶۳-بردباری اش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.
۶۴-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.
۶۵-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت
۶۶-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.
۶۷-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.
۶۸-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.
۶۹-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .
۷۰-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.
۷۱-روی خاک می نشست و روی خاک غذا می خورد.
۷۲- روی زمین می خوابید.
۷۳-کفش و لباس را خودش وصله می کرد.
۷۴-با دست خودش شیر می دوشید و پای شتر ش را خودش می بست.
۷۵-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.
۷۶-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.
۷۷-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.
۷۸-چون جامه نو می پوشید جامه قبلی خود را به فقیری می بخشید.
۷۹-جامه فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.
۸۰-در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد.
۸۱-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.
۸۲-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.
۸۳-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.
۸۴-نور چشم او در نماز بود و آسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.
۸۵-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.
۸۶-هرگز نعمتی را مذمت نکرد.
۸۷-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.
۸۸-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.
۸۹-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.
۹۰-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.
۹۱-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شد و از همه دیرتر دست می کشید.
۹۲-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.
۹۳-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.
۹۴-در غذا هرگز آروغ نزد.
۹۵-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.
۹۶-بعد از غذا دستها را می شست و روی خود می کشید.
۹۷-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.
۹۸-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.
۹۹-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.
۱۰۰-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.  نقل از مجله الكترونيكي روشنا

الهم صل علي محمد و ال محمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر ۱۳۹۳ساعت 23:29  توسط   | 


آیه الکرسی منشأ خیر و برکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و به همین دلیل است که پیغمبر(ص) به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.

 

به گزارش مجله سبک زندگی اسلامی، آیه الکرسی منشأ خیر و برکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و به همین دلیل است که پیغمبر(ص) به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.

معنی کرسی
کرسی به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم است و نیز کرسی را تخت هم می گویند که بر آن می نشینند که در این زمینه می توان برای کرسی سه معنی آورد ۱) علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا آسمان را دربر می گیرد. از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است که آسمان و زمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارند که چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند. ۲) قدرت و سلطنت الهی: کرسی همان جهان هستی است. این جهان تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود.۳) عرش: درلغت همان کرسی است. عرش در لغت فارسی به رکن واساس هر چیز یا سقف خانه گفته می شود بنابراین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی وعرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند.
شأن نزول آیه الکرسی
در قرآن کریم آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل می شد دارای علت وسببی بود که به اذن خداوند توسط فرشتگان برای رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) فرستاده می شد که در مجموع به آنها شأن نزول می گویند. سبب نزول آیه الکرسی درسوره بقره احتمالا این بوده که برخی معتقد بودند خداوند تبارک وتعالی پس از آفرینش آسمان ها و زمین و... روی کرسی نشست که آیه مبارک آیه الکرسی بر رد عقاید منحرف کننده آنان نازل شد. رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) در هنگام خواندن آیه الکرسی تبسم می کردند و می فرمودند: آیه الکرسی گنج بزرگ و رحمانی است که زیر عرش (همان کرسی) به من نازل شدو نیز در روایت آمده است که هنگام نزول آیه الکرسی هزار فرشته تا رسیدن به حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) این آیه مبارک وعظیم را همراهی می کرد. عبدالله بن عوف گفته است: شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار؛ من هم شمردم ۵۰ در داشت. بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم ۱۷۵ خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم. صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم. او گفت: معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می خوانی. گفتم: بله؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه ۵۰ کلمه و ۱۷۵ حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت: هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.
زمان خواندن آیه الکرسی
پیامبر فرمودند: هر کس آیه الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیه الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند.رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا به غیراز پیغمبر و صدیق و شهید کسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی کند و هر کس بعد از هر نماز آیه الکرسی را بخواند به جز خداوند متعال کسی او را قبض روح نمی کند و مانند کسی باشد که همراه پیامبران خدا جهاد کرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد کسی بر خواندن آیه الکرسی مواظبت نمی کند.در روایتی از امام باقر آمده است: هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگی در امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد.رسول اکرم فرمودندکه هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آیه الکرسی بخواند و بگوید: اعیذ نور بصری بنور الله الذی لا یطفی.خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود: کسی که بعد از نماز واجبش آیه الکرسی بخواند خداوند متعال به او قلب شاکرین اجر انبیا و عمل صدیقین را عطا فرماید و چیزی جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگیری نمی نماید. مداومت نمی نماید به آن مگر پیامبر یا صدیق یا کسی که از او راضی شده ام یا شخصی که شهادت را روزی او می نمایم.
آثار آیه الکرسی
«اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ...خداوند، معبودی جز او نیست. او زنده پایدار است. نگیرد او را خوابی و نه نیمه خوابی؛ هر چه در آسمان ها و زمین است از آنِ او است. کیست آن کس که نزد او پایداری کند مگر به دستور او؛ او به هر چه روبروی آنهاست و به هر چیز که پشت سر آنهاست آگاه است و به چیزی از علم او احاطه نیابند جز آنچه خودش بخواهد. «کُرسیِّ» [قدرت و علم] او آسمان ها و زمین را فراگرفته است و نگهداریِ آنها بر او گران نباشد، او بلندپایه بزرگوار است.باید دانست که خدای سبحان در این کتاب کریم سه نوع سخن را با هم درمی آمیزد یعنی: علم توحید، علم احکام و علم قصص و این شیوه بهترین شیوه هاست نه باقی گذاشتنِ انسان در نوعی واحد، زیرا آن مایه ملال می گردد و اما هرگاه از نوعی از علوم به نوعی دیگر انتقال یابند، سینه بدان گشایش یابد و دل بدان شاد شود، پس گویی از شهری به شهر دیگر سفر می کند یا از بوستانی به بوستان دیگر می رود یا از خوردن طعام لذیذی به خوردن طعام دیگر می پردازد و شکّی نیست که این دلاویزتر باشد. چون در آیات گذشته از علم احکام و از علم قصص آنچه را که مصلحت دید یاد کرد، اکنون آنچه را که به علم توحید تعلق دارد یاد کرد و گفت: «اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» و در آیه چند مسأله است: مسأله نخستین: بیان فضایل این آیه است.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده اند که فرمود: این آیه را در هیچ خانه ای نخوانند مگر این که شیاطین سی روز آن خانه را رها کنند و ساحر و ساحره ای در آن درنیاید، چهل شب و حضرت علی علیه السلام فرمود: از پیامبر شنیدم که می گفت: هر کس آیه الکرسی را به دنبال هر نماز واجبی بخواند او را از وارد شدن به بهشت باز نمی دارد، مگر مرگ و بر آن مواظبت نمی ورزد [یعنی پیوسته نمی خواند] مگر صدّیقی یا عابدی و هر کس آن را بخواند وقتی که به رختخواب خود می رود، خداوند او را ایمن می دارد و همسایه اش را و همسایه همسایه اش را و خانه هایی را که گرداگردِ او است. گویند صحابه درباره فاضل ترین آیه در قرآن با هم سخن می گفتند، پس حضرت علی علیه السلام آنان را فرمود: شما درباره آیه الکرسی چه می گویید؟ آنگاه گفت: رسول صلی الله علیه و آله مرا گفت: ای علی! سید بشر، آدم است و سیّد عرب، محمد صلی الله علیه و آله و در این فخری نیست و سید کلام، قرآن است و سیّد قرآن، بقره است و سید بقره، آیه الکرسی. باز از حضرت علی علیه السلام روایت کرده اند که: چون روز بَدْر بود، من قتال کردم.

آنگاه به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم تا چه می کند، چون آمدم دیدم که در سجده است و می گوید: «یا حیُّ یا قَیوُّمُ» و بر آن چیزی نمی افزاید؛ آنگاه باز به قتال بازگشتم. سپس باز آمدم و او همان کلمات را می گفت و همچنان می رفتم و می آمدم و به او می نگریستم و او بر آن گفتار چیزی نمی افزود، تا اینکه خداوند او را فتح داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر ۱۳۹۳ساعت 4:45  توسط   | 

شده تا حالا سر چهار راه پشت چراغ خطر ايستادي يه ماشين از عقب مي ياد ميزنه به ماشينت و چراغ خطر عقبت رو مي شكنه! يا داري از خيابون رد مي شي يه موتوري تعادل شو از دست مي ده مي خوره بهت! يا ..يه بابايي با هزار چرب زبوني سرت رو كلاه مي زاره پولات مي ره هوا !!!يا يه دفعه مي ببيني يه جاي پوستت كمي سفت شده مي ره ازمايشگاه بهت مي كن اين توموره بايد جراحي كني!!! و يا وقتي مي ري زايشگاه ديدن خانومت با جعبه ي شيريني!!! مي بيني بچه اي كه خدا ديشب بهت داده عقب مونده است!!! ..يا يهو تو خوابگاه خبر بهت مي دند مامانت ديشب سكته كرده و مرده!!! با يه ذوق و شوقي عروس شدي مي بيني شوهرت معتاده.....

اين جور وقتها كمي بخار مستي از سر ادم مي ره بيرون ......و گاهي چشماشو مي دوزه به ابرها و مي گه خدايا چرا من!! ؟ چرا ايجوري شد !!؟ خدايا چرا خوب نمي شه!!؟ اخه من حالا چه كار كنم ؟ چرابقيه مردم اينهمه دارن اما من ؟!!!! و اگه جوابي براش پيدا نكنه و دليلش رو نفهمه !!!!شيطان هم مي ياد كمكش و همه تقصير ها رو مي اندازه گردن صاحب كهكشان راه شيري.... گردن خالق منظومه ي شمسي ....گردن چرخاننده اقيانوس ارام ....گردن خداي مهربان محمد.(ص).. گردن معشوق دوست داشتني علي (ع)...

اما راستي علت نزول بلا چيست ؟ ايا بدون حكمت است ؟ يا با حكمت ؟ ايا بدون دليل است يا با دليل ؟ ايا فايده ي دارد يا بي فايده است !! ايا از سر لطف است يا براي مردم ازاري!!! امير المومنين سه دليل براي نزول بلا ذكر مي كن و سه فايده را براي ان مي نويسد

  1- دليل نزول بلا ظلم است؟ گاهي اوقات به خودت ظلم كرده اي ؟ گاهي اوقات به خانواده ات!!! گاهي به جامعه ات !!! گاهي به پيامبرت و گاهي به خدا .....و چون در اين جهان همه چيز حساب كتاب دقيق نه!!!!!!! بلكه حساب و كتاب در حد ذره دارد !!؟ لذا چه بخواهي و چه نخواهي طبعات اين ظلم ها برايت جلوه گر مي شود!!! كسي كه يه عمر تو جواني روزي 2 بسته سيگار كشيده...!!! حالا سر پيري اين مي شه عفونت ريه اي كه خوب نمي شه و حالا شما هي سرت رو به اسمون كن و بگو اللهم اشفع كل مريض!!!

يه مردي با حالت گريان اومد پيش رجب علي خياط گفت بچه ام داره مي ميره؟!!! شيخ بهش مي گه؟؟ چرا اون بچه گوساله رو جلو مادرش سر بريدي!!!

اره عزيزم ..رمز اينكه ...نسبت ظلم.. به خالق مهربان هستي ندي!! اينه كه حساب و كتا بهاي اين عالم رو ياد بگيري !! يه معني يعلمهم الكتاب و الحكمه همينه !!!حكمت چيزيه كه تو كتاب نيست . !!!... آره عزيزم اگه سرما خوردي يا سرطان گرفتي يا با مشكل مالي مواجه شدي يا زن و بچه يا شوهر نانجيب گيرت اومد... قبل از اين كه حكمت خدا رو زير سوال ببري نسبت ظلم به خدا بدي و خودت را مظلوم !!!!! اين جوري از خودت سوال كن ؟

 چكار كردم كه اين بلا سرم اومد ؟؟ به كي ظلم كردم؟؟؟؟ حق چه كسي رو خوردم؟؟؟؟ به كي تهمت زدم ؟؟؟ابروي چه كسي رو بردم؟؟؟ زير اب چه كسي رو زدم ؟؟؟كجا حقم نبود از بيت المال برداشتم !!! مال اون رشوه ايي كه گرفتم نيست !!ديروز اون يارو رو بد جوري مسخره كردم دلش شكست نه نبايد تو روي بابام مي ايستادم !!مال اين حرفي كه به مادرم زدم نيست كاش ديروز كه اين لباسو براتو خريدم يه دونه ام برا مامان مي خريدم و...................................................

خوب حال فايده ي بلا چيست حضرت مي فرمايد: البلاء للظالم اءدب .. بلا و ناگوارى در زندگانى براى ستمگر به جهت گوشمالى  كردن و ادب كردن اوست !!

پس نزول بلا نقش تربيتي دارد تا شما در جهان هستي گم نشوي!!! قدري مهار نفس را بكشي!!! قدري كشتي زندگي ات را با قطب نماي جهان تنظيم كني!!! كمي بايستي و به مسير پيش رو نگاه كني و ببيني كه به سوي دره اي هولناك در حركتي يا به سوي قله ي سعادت؟؟؟

2-اما دليل دوم نزول بلا درجه ايمان است ؟ در نظام اعتقادي توحيدي شما يه مهمان چند ساعته تو اين جهان هستي كه نشته پشت صندلي كنكور وداره امتحان مي ده!!! و هر چقدر كه درجه ي ايمان شما افزايش پيدا مي كنه به همان درجه فيد بكي به خالق هستي داره كه من مي تونم سوالات سخت تر رو امتحان بدم و لذا شما مي بينيد كه در سراسر تاريخ بشريت مومنين سخت ترين امتحان رو دارن!!!!!

پيامبرنمره بيست خدا ابراهيم رو ببينيد؟؟ ظاهرا تو بچه گي يتيم مي شه و عموش اذره بزرگش مي كنه!! يه روز مي اندازش تو اتيش؟؟؟ يه روز مي گه با چاقو بايد سر پسرت رو ببري؟؟؟ يه روز مي گه زن و بچه ات رو بايد تو بيابوني كه يه قطره اب هم نيست بايد رها كني؟!!.... لذا حضرت مي فرمايد و للمؤمن امتحان :بلاو براى مؤمن ، آزمايش و امتحان است .

لذا اگه ديدي بدون بدون بدون بدون دليل( مي خوام بگم معمولا ما به اين سطح خيلي كم مي رسيم ) يه بلاي بزرگي سرت اومد اونجا مثل اوليا خدا بايد از اين بلا لذت ببري چرا كه داري يواش يواش پاتو جاي ابراهيم مي گذاري!!!خودت داوطلب شدي تا امتحان سخت بدي !!

3-اما سومين دليل وفايده هم مشابه دليل دومه يواش يواش بعضي ها همه جوري پيش خدا امتحان دادند كه تو دبستان ..راهنمايي ...دبيرستان... كنكور... المپياد... ليسانس ...فوق ليسانس.. دكتري همه ي امتحان ها رو بيست گرفتند!! لذا ديگه دليل نزول بلا امتحان نيست در اينجاحضرت مي فرمايد: للاولياء درجة :بلا براى دوستان خدا به جهت ارتقا ي درجه است : راستي مي دوند بين اولياي خدا چه كسي بلاترين درجه رو دارد؟؟؟؟ :

السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين وعلي اصحاب الحسين: اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

البلاء للظالم اءدب و للمؤمن امتحان و للاولياء درجة؛ بلا و ناگوارى در زندگانى براى ستمگر،به جهت گوشمالى  و ادب و براى مؤمن ، به جهت آزمايش و امتحان و براى دوستان خدا به جهت ارتقاي درجه است (بحار الانوار، ج 81، ص 108)قال على (عليه السلام): لمؤمن يبتلى باءنواع لبلاء؛ شخص مؤمن به انوع گرفتاريها مبتلا مى شود))(ميزان الحكمه ، ج 1، ص 484).

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۳ساعت 23:39  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر