چشم ها راباید شست و خدا را بايد ديد

Eyes should be washed

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 12:19  توسط   | 

  شنبه 21/4/1393 برابر با 14 رمضان بعد از ظهر نزديك افطار خواب ديدم هر دو بيني ام با چيزي مثل ماسه بادي گرفته كه به طور ناگهاني با يك فشار هوا انها را به بيرون پرت كردم و راه تنفسي ام باز شد فردا صبح نيز خواب ديدم كه روي تمام بدنم تعداد زيادي مورچه چسبيده بودند كه تند تند همه را تكاندم و از خودم دور كردم

تعبير :حدود يك ماه قبل با يك شركت قرار داد بستم كه برايم تعدادي پنجره upvc درست كند و انها را تا 4.4.93 تحويل بدهد ومبلغ يك ميليون تومان هم بيعانه داده بودم وهر بار كه زنگ مي زدم يه جوري توجيه مي كرد وتازه 2 -3 روز بود كه فهميدم يارو نه كارخونه داره ، نه كارگاه و پولم رفته هوا و لذا مرتب زنگ مي زدم و زير فشار گذاشته بودمش شايد پول هام زنده بشه اگر چه اميد خيلي خيلي كمي داشتم كه ازاين ادم كلاهبردار بتونم پولم رو بگيرم .

نمي خوام وارد ماجرا بشم .. شنبه صبح تعهد كرد كه يك شركت كه دوستش بود تعهداتش رو انجام مي دهه يكشنبه موقع افطار  قرار داد جديدي بستيم ان شركت تعهدات كلاهبردار را قبول كرد و پول من زنده شد و يكشنبه 29. 4  به طور ناباورانه اي پنجره هاي من نصب شد

نكته 1: به طور كلي بيني تعابير مختلفي دارد : يك تعبير ان بزرگي ، ابرو، جايگاه اجتماعي ، موقعيت اداري و قدر منزلت است  و اگر در خواب ببينيد مثلا بيني شما افتاده يا بريده شده يا قشمتي از ان كنده شد يك تعبير ان اين است كه به همان مقدار نقصان موقعيت و منزلت اجتماعي شما كاهش مي  يابد و  بر عكس ديدن بيني بزرگ حاكي از ان است كه جايگاه اجتماعي شما ارتقا مي يابد

نكته 2- اما تعبير قطر و منفذ يا سوراخ بيني  :رابطه ي نزديك با وضعيت اقتصادي و معيشت دارد يعني اگر در خواب ببينيذ كه منفذ بيني شما گرفته شده يعني اينكه گره اي  يا مشكلاتي در كسب و كار و معيشت و وضع اقتصادي شما ايجاد مي شود  و بالعكس اگر ببينيد كه حفره بيني شما باز شده يا قطر ان گشاد شده است دليل اين است كه كسب وكار شما رونق مي يابد و از مشكلات زندگي  و بويژه  اقتصادي  شما گره گشايي مي شود

 نكته 3- به طور كلي مورچه و موريانه نيز از حشراتي مزاحم و زيانکار هستند اما در تعبير ان بايد به چند نكته توجه داشت

الف –ضرر و زيان يا افت و گزند اين موجودات زياد نيست

ب- به تعداد موچه يا مور يانه  يا حشره موذي كه مي بينيد  بستگي دارد

ج- به انتهاي خواب بستگي دارد يعني اينكه در پايان خواب مورچه ها از بدن يا ملك يا محيط  شما دور شدند يا باقي ماندند ، به عنوان مثال :شما انها را ازبين برديد يا كشتيد يا بالعكس انها مرده بودند و زنده شدند كه تعبير ايندو عكس يكديگر است

مثلا و قتي شما خواب مي بينيد كه مورچه  ،موريانه يا حشره موذي مشابه انرا كشتيد مفهوم ان اين است كه از ضرر يا زيان يا مصيبت يا بلا و بيماري كه داريد نجات پيدا مي كنيد..  به عنوان مثال سال 86 يه مشكلي داشتم كه با هيچ فرمولي حل نمي شد با اينكه دخترم 4 ماهه بود و شرايط بهداشتي كربلا هم خوب نبود با خانواده رفتيم كربلا و شب اخر در حاليكه از حرم  حضرت ابوالفضل برگشته بودم  و از گريه چشمهايم قرمز شده بود حدود 10 دقيقه خوابم برد و خواب ديدم كه يك كفش  دمپايي بزرگ اومد روي يه موجودي شبيه خرچنگ يا رتيل بسيار بزرگ و انچنان فشارش داد كه كه اين موجود ديگه نمي تونست حركت كند با اين خواب فهميدم كه مشكل ما حل شد و در حاليكه فوران اشكهايم جاري بود از باب الحوايج تشكر مي كردم و به ايران برنگشه بوديم كه مشكل  ما با كرامت پسر امير المومنين حل شد

نكته 4. ديدن خواب در اول و وسط و اخر ماه هاي قمري بسيار سريع تعبير مي شود

 نكته 5. اين تعابير بر مبناي تجارب شخص اينجانب است و ممكن مربوط به همين خواب خاص باشد و تعبير خواب شما انشاءالله خير است . اما اگر خواب بدي ديديد  كه متعاقب ان ضرر و زيان و بلا و مصيتي سراغتان امد به دو نكته توجه كنيد

قدري فكر كنيد كه چه خطايي را در در گاه ربوبي مرتكب شده ايد كه بلا بر شما نازل شده است و هر چه زودتر از ان خطا توبه كنيد و انرا جبران كنيد بلا زودتر از پيرامون شما رخت بر مي  بندد

شاد باشيد كه مورد عنايت خداوند قرار گرفته ايد و همه ي بلا را رحمتي از جانب خداوند بدانيد زيرا كه بلاي اين دنيا اولا موجبات تنبه است و ثانيا اولاتر و گوارا تر است از عذاب ابدي قيامت و همواره در هنگام بلا اين بيت يادتان باشد

 اگر با ديگرانش بود ميلي      چرا جام مرا بشكست ليلي

 الهم صلي علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 1:25  توسط   | 

آن ماری اشمیل"، محقق و اسلام شناس آلمانی است که قبل از مرگش گفته بود روی سنگ‌ قبر ش حدیثی از امیرالمومنین، امام علی(ع) را حک کنند.

مولا در این حدیث فرموده اند: "الناس نیام، فاذا ماتوا انتبهوا"؛ مردم در خواب‌اند، وقتی می میرند بیدار می شوند...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 1:50  توسط   | 

همه جا بروم به بهانه تو                                                               که مگر برسم در خانه تو مولا

همه جا دنبال تو می گردم                                                        که توای  درمان همه  دردم

یا اباصالح مددی مولا (2)

كي به كعبه دهي تكيه اي ماه من                                            كي اثر مي دهي تو به اين آه من

تو  بگو با ما ِ مي شود  مانيم                                                     تا نمازی پشت  سرت  خوانیم

یا اباصالح مددی مولا (2)

همه درد و غمم تو دوای منی                                                      تو صفای صفا تو منای منی

تو گل زیبای منی مهدی                                                             تو  مه  شبهای منی مهدی
یا اباصالح مددی مولا (2)

نشوم بجز از تو گدای کسی                                                  بی ولای تو من نکشم نفسی

که تو لیلی من مجنونی                                                         همه ي  هست  من   دلخونی

یا ابا صالح مددی مولا (2)

دل خود زده ام گره بر در تو                                               چه شود برسم بر محضر تو

من ناقابل به تو دل بستم                                                       نکشی دامان خود از دستم

یا ابا صالح مددی مولا (2)

اگرم نبود دل  لایق تو                                                      نظری که دلم شده عاشق تو

به خدا هستی همه هستم                                                 به تو دل بستم به تو دل بستم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 6:59  توسط   | 

جعفر بن محمد ، عن أبيه ، ( عليهما السلام ) قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : من أذنب ذنبا وهو ضاحك دخل النار وهو باك .امام جعفر ابن محمد ع فرمود :رسول خدا ص فرمود: كسي كه گناهي را مرتكب شده درحالي كه مي خندد درون آتش خواهد رفت در حالي كه گريان است وسائل الشيعه شيخ حر عاملي ص 216
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم خرداد 1393ساعت 5:47  توسط   | 

صبح چهارشنبه 24/2/1393  معادل با 14 رجب خواب ديدم عده اي تابوتي را كه روي آن پارچه اي سبز كشيده شده بود وارد حرم  امام رضا ع كردند .

تعبير خواب : شب ساعت  ده و نيم  شب داشتم تلويزيون نگاه مي كردم كه گوينده خبر گفت :ایت الله آقای حاج سیّد محمّد باقر شيرازي به لقاءالله پيوست :  علو درجات رحمت و غفران الهي را براي ايشان مسئلت داريم

نكته :ديدن رنگ سبز به ويژه لباس يا عبا و امامه سبز  يا امامه سياه رنگ مي تواند  نمادي از ذرريه پيامبر ص و ائمه اطهار باشد.

خواب هاي روز چهارشنبه  معمولا جدي هستند

خواب هاي نيمه ماه اول و اخر ماه خيلي سريع تعبير مي شوند. اللهم صل علي محمد وال محمد

يه دوست داشتم پرستار بود مي گفت يه مريض بد حال داشتم  سجاده ام رو كنار تختش انداختم تا هم هواشو داشته باشم و هم نمازم رو بخونم .. نمازم كه تموم شد ديدم مريض داره مثل بارون گريه مي كنه ...گفتم چرا گريه ميكني ..گفت به تو غبطه مي خورم تو... تو جواني فهميدي  ...من حالا فهميدم ....كاشكي منم مثل تو از تو جووني ام نماز مي خوندم ...وصبح جنازه اش را ازبخش به غسالخانه بردند

اري يكي از چيزهايي كه ما اصلا بهش فكر نمي كنيم اينه كه يه روزي  هم نوبت ما است كه توي يكي از اين تابوت ها بخوابيم ...اگه اين رو  باور كنيم ...از فردا يه جور ديگه زندگي مي كنيم ...آري اگه باور كنيم كه همه ما از توي اين قطار بايد پياده بشيم هر كدوم ما تو يه ايستگاه... منتهي فرقش با مسافراي مترو اينه كه نمي دونيم كدوم ايستگاه ما رو پياده مي كنند

چشم ها را بايد شست   و خدا را بايد ديد

اللهم صل علي محمد وال محمد  و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 23:42  توسط   | 

جمعه صبح خواب ديدم با ماشينم دارم مي روم سيل اومده بود و من عبور كردم

تعبير خواب :

بعد از ظهر شنبه بود كه همسايه كناري مون زنگ زد و گفت كه 2 - 3روز قبل كه نقاش ها درب خونه ما رو رنگ ميكردند ماشين اون هم بيررون بوده و روي تمام ماسينش از جلو تا عقب گرد رنگ ريخته ..اول برده بود كارواش و روي شيشه اش رو با بنزين و الكل پاك كرده بودند  و ديده بود كه بقيه رنگ ها پاك نمي شوند برده بود پيش نقاش ماشين و....گفتم ببخشيد كدوم ماشين تون چي بوده ..گفت آونته سفيد ..خلاصه گفتم بيچاره شديم اما با احترام گفتم اگه خسارت مي خواهيد ميدهم اگر هم درست مي شه اجرت اش هر چقر شد بگيد پرداخت مي كنم كه ديروز بود مجددا زنگ زد و گفت كه بره پيش يه نقاش و براش پاليش زدند و يك فاكتور 150000 توماني رو داد كه بهشون پرداخت كننم

1- سيل در خواب هاي مختلف تعبير هاي مختلفي دارد :

1- معبرين گفته اند در ناحيه گرمسيري دليل بر منفعت و شادي و در نواحي سردسير دليل بر غم و اندوه دارد

2-ديدن سيل غالبا به معني مواجهه با مشكل است كه بستگي به حجم سيلي دارد كه شما مي بينيد

3- همچنين بستگي به موقعيت شما دارد آيا از ان عبور ميكنيد يا خير آيا ياده ميرويد يا با دوچرخه يا با موتور يا با ماشين ..هر چه وسيله نقليه شما سريعتر باشد ان مشكل سريعتر مرتفع مي شود واگر حيران در سيل باقي بمانيد مفهوم آن شايد اين باشد كه  بايدبا ان مصيبت يا غم و اندوه  مدتي بسر بريد

4- حدود سال 1373 خواب ديدم كه مادر بزگم كه خداوند رحمتش كند با پاي برهنه در گل ولاي حيرا گير كرده است ..مدتي بعد درد پاهايش بشتر شد و دچار فلج كامل گرديد...  هر چه رنگ آبي كه ميبينيد شفاف تر باشد خواب شما تعبير بهتري داشت .و يا شايد اگر اب زلال ببينيد دليل بر منفعت داشته باشد اگر سيل را به صورت گل ولاي  ببينيد مفهوم  آن اين است كه در ان مشكل  مدتي گير خواهيد كرد .

5- وقتي در خوابي ماشين يا وسيله نقليه مي بينيد يك تعبير آن اين است كه خواب شما سريعتر تعبير خواهد شد

6-  وضعيت هوا نيز بر خواب تاثير گذار است اگر هواي روشن نور افتاب ببينيد دليل بر گشايش فراخي و نعمت و منفعت است اما هواي تيره و تار و تاريك تعبيري عكس خواهد داشت

7- روزهاي هفته و ساعت خواب ديدن( صبح و ظهر و شب ) اينكه فرد در حال جنابت يا حيض  باشد  در چه روزي از ماه قمري باشد يا خير همراه خواب خون ببيند يا خير همه برتعبير خواب شما موثرند كه اگر عمري باشد بعدا تعبير هاي آن را خواهم نوشت

7- نكات فوق در تجربيات خواب هاي خودم بوده و ممكن در مورد خواب شما صدق نكند

 انشاءالله تعبير خوابتان خوب است

اگر احساس بدي داشتيد صدقه بدهيد  حداقل ان اين است كه از شدت بلا مي كاهد

و اگر با مشكلي سخت مواجهه هستيد هر چه به دلتان آمد براي روح شيخ جعفر مجتهدي  ويا براي مهديه شهرتان نذر كنيد و به نذرتان وفا كنيد انشا.لله بر طرف مي شود..

اگردوست داشيد براي  تعجيل و فرج آقا صلواتي را هديه كنيد .اللهم صل علي محمد وال محمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 6:23  توسط   | 

امسال عيد امام حسين ما رو نطلبيد برويم كربلا ..وقسمت شد رفتيم مشهد با اينكه خواهرم 5شنبه كه شبش ساعت 8.27 عيد بود سر راه مشهد اومد خونمون (شاهرود ) و من كه هميشه در شرايط عادي براي همه مهمونام شيريني مي خريدم..امسال با توجه به شهادت حضرت زهرا شيريني و اجيل نخريدم اما تا تونستم از اونها ابرومند پذيرايي كردم و ساعت 2 با هم 2ماشينه رفتيم مشهد ..و 4 فروردين برگشتيم خونه

ما چون تو شهر غريب بوديم و هر سال هم تا 13 يا كربلا بوديم يا مشهد ايام عيد مهمون خيلي كم مي اومد خونمون .. تا امروز كه دخترم گفت: بابا دو ستانم فردا مي خواهند بيايند خونه ما مهمو ني ..گفتم باشه!! ولي من شيريني و اجيل نمي خرم !!!! هزار دليل اوردند با مامانش تا منوقانع كردند كه شده خيلي كم يه ذره فقط براي اين مهمونا بخر !!.. شيريني هم قهوه اي يا از شيريني هاي مخصوص تعذيه بخر و با هام هم اومدند تا من حتما براشون بخرم .. سر را رفتيم خيابان ابشار و دخترم گفت بابا اجيل بخر رفتم تو با دختر كوچك ديگرم كه 6 سالش بود و كمي شكلات نارگيلي و مقداري اجيل خريدم كه دختر كوچيكم پيش دستي كرد و اجيل ها رو برداشت و از مغازه زد بيرون و من هم پشت سرش ساناز بابا الان مي ريزي اجيل هارو ساناز مي ريزي مواظب باش تا نزديك پياده رو اومد و من خودم رو بهش روندم و پلاستيك اجيل رو ازش گرفتم بين زمين و اسمون پلاستيك در رفت و انگار يكي با چاقو پلاستيك رو از وسط دو تكه كرد همه اجيل ها ريخت رو زمين تو سراشيبي پياده رو پلاستيك خالي تو دستم و درحالي كه خيلي از دست دختر كوچيكم ناراحت بودم اومدم تو و گفتم: اقا اجيل هامون ريخت دوباره بديد و دوباره پول دادم و اجيل خريدم و اومدم تو ماشين و كمي جلو تر از مغازه براي اينكه دخترم رو ادب كنم كه ديكه فضولي نكنه يه كوچولو گوشش رو گرفتم و اونها رو بردم در خونه پياده كردم گفتم بريد خونه اينهم نيجه اومدن شما ...تو برگشت كه يه ذره خشمم كم شده بود گفتم راستي چرا اجيل هاي ماريخت تو خيابون...؟؟ اين ايه رو بخونيد ما تسقط من ورقه الا يعلمها ...هيچ برگي از درخت بدون اذن خداوند سقوط نمي كند و ايه دوم را كه بيش از هزار بار امتحان كرده ونوشته ام ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم هيچ بلايي به شما نميرسد مگر به سبب عملي كه انجام داده ايد

واينگونه به من فهماندند كه گوش بچه رانبايد بگيري بلكه بايد چشم خودت را بازكني و گوش خودت رابكشي .. و اينگونه به من فهماندند كسي كه بيش از 40 سال است كه براي حضرت زهرا سلام الله عليها گريه مي كند !!دهه فاطميه براي خوش امدن مردم اجيل نمي خرد ؟؟

اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها والسر المستودع فيها به عدد ما احاط به علمك:

ث اگر دوست داشتيد ثواب اين صلوات را به روح شيخ جعفر مجتهدي هديه كنيد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 1:16  توسط   | 

عيدي از امام رضا (خاطره اي از صبح عيد 1393 جمعه 7.35)

دخترم گفت صبح برويم دعاي ندبه حرم..گفتم باشه تا بيدار شد و لباسهاشو پوشيد ونشست تو ماشين و رسيديم حرم شد... ساعت7 صبح! ...از درب صحن جمهوري وارد شديم وچون زيارت خانم ها و اقايان جداست گفتم:بابا ساعت 7.20 بيا سر مقبره شيخ جعفر مجتهدي!! ..تا زيارت كردم و نماز خوندم ساعت شد 7.30 و دخترم هم تازه رسيده بود ..فاتحه اي سر قبر شيخ با دخترم خوانديم و دوباره رفتيم داخل حرم تا از صحن جمهوري خارج بشويم و كفش هايمان را از كفش داري بگيريم.. در حين عبور ديدم دارند گلهاي روي ضريح امام رضا را تعويض مي كنند انگار نيرويي مرا مجددا به پاي ضريح مي كشاند .گويي بچه شده بودم و از امام رضا عيدي مي خواستم !!! رفتم جلو كه از باب تبرك پارچه اي از روي ضريح يا شايد شاخه گلي نسيبم شود..ولي خدام حرم نمي گذاشتند كه حتي يك برگ روي زمين بيفتد .ايستاده بودم و منتظر عيدي .آقا 500 كيلو متر راه اومديم به ما عيدي نمي دهي ؟؟؟..و مردم همچنان مرا به جلو عقب هل مي دادند لحظه اي نگذشت ديدم پايم به چيزي خورد با هر ترفندي بود از بين ان همه شلوغي برداشتمش يك عدد شكلات با روكش زرد رنگ گفتم اينهم عيدي ما!! ..و در حالي كه اشك بر روي گونه هايم بود اين بار با ارادتي بيشتر گفتم : السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 0:28  توسط   | 

توفیق تشرف به حضور امام زمان(عج) دارای آدابی است که رعایت آن انسان را به هدف خود می رساند و روشن است که کسانی که به دیدار آن چهره نورانی نایل می شوند، بدون شک آداب و رفتاری را به طور مداوم انجام می دهند تا به برکت آن، به حضور حضرت مشرف شوند.
رجبعلی نکوگویان مشهور به شیخ رجبعلی خیاط از عارفان مشهور است. پدرش مشهدی باقر، پیشه‌ور بود. رجب علی نکوگویان در روز دهم شهریور 1340 هجری شمسی و در سن 78 سالگی درگذشت. او را از عارفان و اهل باطن دانسته‌اند و گفته شده که توانایی شناسایی باطن افراد «در اصطلاح شیعی: چشم برزخی» را داشته است. قبر او در ابن‌بابویه تهران است.
در ادامه به بیان روایتی از توصیه شیخ برای ملاقات با امام زمان(عج) می پردازیم:
شیخ رجبعلی خیاط همواره به آشنایان خویش تذکر می داد که چیزی جزء فرج امام زمان(عج) از خداوند تقاضا نکنند. خود آن جناب نیز هیچ خواسته مهمی جز فرج حضرت ولی عصر(عج) در دل نداشت. حالت انتظار در وی تا حدی قوت داشت که هرگاه از فرج ولی عصر(عج) صحبت می کرد، به شدت منقلب می شد و می گریست.
جناب شیخ برای رسیدن به توفیق دیدار با امام زمان(عج) بر 3 امر تأکید می کرد.

اختصاص قلب به خدا
دعا برای تعجیل فرج و کار برای امام زمان(عج)
انس با قرآن و قرائت آیه 80 سوره اسراء شبی 100 مرتبه تا چهل شب

جناب شیخ بر تلاوت قرآن، به ویژه تلاوت سوره صافات در صبح و تلاوت سوره حشر در شب تأکید می کرد.
رجبعلی خیاط برای تشرّف به محضر حضرت ولی عصر(عج) قرائت آیه
«ربّ ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانًا نصیراً» را تا 40 شب، شبی 100 مرتبه توصیه می کرد.
فرزند شیخ در مورد آخرین لحظات عمر پربرکت پدرش می گوید:
«... وضو گرفت و وارد اتاق شد و رو به قبله نشست. به ناگاه از جا برخاست و با لبی خندان گفت: آقاجان! خوش آمدید! دست داد و دراز کشید و در حالی که خنده بر لب داشت، جان به جان آفرین تسلیم کرد.» الهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 6:3  توسط   | 

حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلّم : إنَّ العبدَ لَيَرفَعُ يَدَهُ إلى اللّه ومَطعَمُهُ حَرامٌ ، فكيفَ يُستَجابُ لَهُ وهذا حالُهُ ؟! همانا بنده دستش را (براى دعا) به درگاه خدا بالا مىبرد در حالى كه خوراكش حرام است ؛ با چنين حالى ، چگونه دعايش مستجاب شود ؟. إرشاد القلوب : 149 منتخب ميزان الحكمة : 196

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 7:28  توسط   | 

اين تجربه در اخرين روز سال برام پيش اومد  

    داشتم يه آپارتمان 5 طبقه م  ساختم ،شب عيد بود و مطالبات مختلف حسابم رو به اخر رسونده بود ، 5 ميليون جور كردم...به يه سري از طلب كارها دادم.. .وضع اقتصادي كارگرها وپيمانكار ها اصلا خوب نبود و جلو جلو روي پول شب عيد حساب كرده بودند و چون من رو هم مي شناختند ..انتظار داشتند تا شب عيد بيشتر هم بهشون بدم !!!.. اصلا نمي شد بهشون بگي بابا چند روز.. تا بعد تعطيلات صبر كنيد! و هيچكدوم تحت هيچ شرايطي چك هم قبول نمي كردند؟ چهارشنبه صبح بود ته كارتم رو نگاه كردم 440 هزار تومان مونده بود .

   به خودم تو ماشين مي گفتم اگه اينها بدوند تو كارت من فقط 440 تومان پوله... يكي يه چوب بر مي دارند دنبالم مي كنند !!!..با خودم فكر مي كردم حداقل امروز به 3 تا 4 ميليون پول نياز دارم تا اينها رو رد كنم برند .روز اخر سال بود و فردا 5 شنبه ساعت 8.5 عيد سال 93 بود ..نمي دونم چه طور شد يه دفعه تو ماشين بلند بلند  بين شوخي و التماس شروع كردم آقا رو صدازدن!!!:يا ابا صالح المهدي امروز برام پول برسون!!! يا ابا صالح المهدي امروز برام پول برسون!!! بعد اومد تو ذهنم تو يه لحظه شايد هم كمتر حالا كه آقا رو صدا زدي بگو زياد برسون:يا اباصالح المهدي آقا جون زياد برسون.

      .2_ سه دقيقه بعد رسيدم  اداره ...فشار بي پولي يه طرف ...صدا زدن اقا هم يه طرف ...منوكشوند به سمت در ديگه اداره و با كلي ترس و لرز... يه موجودي گرفتم ديدم اومد 440 هزار تومان !!رنگم پريد كارتم رو برداشتم اما ته دلم يه ذره اميد بود اميدي كه همه بچه شيعه ها دارند ..!!!گفتم خدا برزگه تا شب يه كاري مي كنيم ..رسيدم دم دراسانسور.. كه ديدم همكار م كه هفته گذشته 2.5 ميليون ازمن قرض گرفته اومد بيرون گفتم سلام چرا اخم هات تو همه ؟؟؟گفت اول كارتت رو بده تا اين پولت روبه حسابت بريزم !!!..حالا ما هم شروع كرديم به تعارف قابلي نداره حالا شب عيدي لازم داري باشه؟؟ اما راستش ديگه از ترس اينكه تعارف اومد و نا اومد داره زيادي ديگه تعارف نكردم!! و در حاليكه يه نفس راحت كشيدم اومدم تو اسانسور و نقشه كشيدم كه يه جوري با همين پول سر و ته قضيه رو هم مي اورم ..ساعت 11 بود ودر حاليكه اصلا اميد نداشتم يه نفر ديگه بهم زنگ زد  و 1.5 ميليون ديگه  از جايي كه اصلا فكرش رو هم نمي كردم به حسابم ريخت؟؟؟ ..وبعد از ظهر وقتي از كارتم 500 هزار تومان به حساب يه نفرشون واريز كردم ...گفتم يه موجودي بگيرم؟؟؟ ...ديدم هنوز  8 ميليون و دويست هزار تومان تو حسابمه!!!! داشتم شاخ در مي آوردم!!!؟ اما واقعا تو حسابم بود؟ يه صورت حساب گرفتم ديدم مطالبات و ديونم رو  كه اصلا فكر ش رو هم نمي كردم اداره تو اخرين لحظه  به حسابم ريخته؟ و انروز ............يه گونه ديگري  دعاي فرج رو خوندم  ؟اللهم كن لوليك الفرج      اللهم صل علي محمد و ال محمد التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 0:20  توسط   | 

جناب آقای یغمایی كه مدتی آقای مجتهدی در منزل ایشان بسر می‌بردند، نقل كردند:
روزی به آقای مجتهدی عرض كردم، آیا این عید نوروزی كه اینقدر مردم به آن توجه دارند و به خاطرش مسرورند و لباس نو می‌پوشند، فلسفه‌ای هم دارد؟ ایشان فرمودند:

بله آقاجان، روز عید غدیر كه نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت مولا علی (علیه‌السلام) را به جانشینی خود معرفی كردند، مصادف بوده است با روز جمعه‌ای كه اول فروردین بوده است.نقل از سايت معاونت بهداشتي دانشگاه مشهد

+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت 9:15  توسط   | 

 اگر از خداوند قهر كرده ايد اين خاطره را بخوانيد 

آگر چه شخص گناه كاري هستم اما در تجارب 46 ساله عمرم به اين نتيجه رسيده ام كه كليد موفقيت در دنيا و آخرت نماز است.. و آنهم نماز جماعت !!.. و لذا با توجه به شرايط و تجاربي كه در زندگي پر فراز و نشيب خودم داشته ام  چند سالي است كه سعي مي كنم حتما نمازم را سر وقت و هر جايي كه صداي اذان بلند شد بخوانم و بركات زيادي را نيز از اين كار تجربه كرده ام ..و امتحان كردها م بارها و بارها كه اگر  در روز گناهي را مرتكب شوم  اين توفيق را از دست مي دهم .

روز 5 شنبه اخر هفته خيلي خسته بودم و ديرم شده بود كه به خانمم  كه اداره بود زنگ زدم ... يه دونه از عكس هامو براي كار اداري لازم داشتم ازش ببرسم كه كجا كذاشته ؟ كه دختر كوچكم كه 6 ساله است پريد و گوشي رو ازم گرفت و شروع كرد به صحبت كردن ..ومن هم دم اسانسور هي صدا مي زدم ..ساناز گوشي رو بيار!! گوشي رو بيار ديرم شده !!!ولي عشق مادر و كودك نمي گذاشت تلفن رو قطع كنه !...وبعد ازچند دقيقه ناراحت شدم اومدم تو ....و يكي 2 تا اروم!!! زدم تو كله اش و گوشي رو گرفتم رفتم سر كار ...

ساعت 9 بود كه به خودم اومدم چرا بچه رو زدي ؟؟ مي شد يه جور ديگه هم ازش گوشي رو گرفت !! خلاصه به يه بهانه اي به خونه زنگ زدم ...كارگرمون گوشي رو برداشت گفتم بده به ساناز ...و چند جمله از زمين و هوا و.. صحبت كردم ...بعد گفتم بابا چي دوست داري برات بخرم ..بستني كاكائويي ..گفتم باشه

 ...ظهر موقع نماز چند تا  كار ضروري غير مترقبه پيش اومد و ساعت 12.5 هم رفيتم تو يه جلسه اداري تا ساعت 3.5  اومدم بيرون ديدم 2 تا مهمان از شهرستان دارم و.... ساعت 4.5 رسيدم خونه در حالي كه به خودم ناسزا مي گفتم كه چرا تا حالا نماز نخوندم ...زنگ  زدم صدايي از پشت گوشي مي اومد ..بابا بستني كاكائويي خريدي ؟؟... گفتم الان مي خرم ..دوباره ماشين رو روشن كردم رفتم سر خيابون و بستني خريدم ..اومدم تو اسانسور .... و اين جملات رو به خدا گفتم

خدايا تو چقدر مهربوني !! تو چقدر بنده هات رو دوست داري ؟؟؟من يه دونه پشت كله بچه ام زدم  امروز با من  حرف نزدي .. امروز تا ساعت 5 راهم ندادي نماز بخونم !!و در حالي كه اشك توي چشمام بود...تو آيينه آسانسور به خدا مي گفتم توكه اينقدر بنده هات رو دوست داري ! طاقت ندار ببيني يكي اونم پدر پشت كله بچه اش بزنه !   چه جوري دلت مي ياد اين بنده ات رو بسوزوني !!!

و  اون روز بعد از اينكه لبخند به لبهاي دختر كوچكم اومد و من بوسيدمش و ازم راضي شد راهم دادند ...ساعت 5 بود كه نماز خوندم  الهم صل علي محمد وال محمد  اين صلوات را  هديه مي كنم  به روح شيخ جعفر مجتهدي  شما هم اگه دوست داشتيد اين كار رو بكنيد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 23:59  توسط   | 

قال أمير المؤمنين (ع) :

«فاتقوا شرار النساء و کونوا من خيارهنّ علي حذر، و لا تطيعوهن في المعروف حتي لا يطمعن في المنکر». خطبه 80

 

پس از زنان شرور بپرهيزيد و  مراقب نيكانشان باشيد، آنان را در معروف اطاعت نکنيد، تا (به اطاعت شما از خودشان) در منکر طمع نبندند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 6:8  توسط   | 

صبح شنبه 21/10/1392 1 خواب ديدم سه تا برگه زرد الو را گذاشتم تو دهنم

تعبير خواب يه ماشين ef7 داشتم كه چند وقت بود از اويل ماژور ان  روغن مي ريخت و فرصت نمي كردم اون رو ببرم مكانيكي و فردا صبح اون رو بردم پيش يه مكانيم ايران خودرو و بنا شد واشر رو تعويض كنه چسب بزنه ... دو روز بعد ماشين رو تحويل گرفتم و 180 هزار تومان فاكتور رو پرداختم از كارواش كه اومدم بيرون صداي سو پاپ هاي ماشين در اومد ..ماشين رو اوردم پيشش كه سيني زير رو ببنده ...خود مكانيك با تعجب گفت : كار ما ارتباطي به تايپيت هاي ماشين نداشته و ما كاري به انجا نداشتيم ....پو لهاشو گرفت و ما مونديم و مصيبت اومدم پيش يه مكانيك وارد ديگه كفت برو تو جاده گاز بده خوب مي شه ...رفتم گاز دادم نشد... رفتم پيش يه مكانيك وارد ديگه گفت :روغن توتال 10/40 بريز  خوب مي شه ...75 هزار توان روغن خريدم نشد ...رفتم پيش يه مكانيك ديگه گفت :بايد 16 تا تايپيت عوض بشه .... اومدم يه مكانيك ديگه گفت تست كنيد پمپ روغن خرابه تست كرديم سالم بود اومدم .........خلاصه من توضيح ميدادم ..آقا من با بي سوادي مكانيكي ام مي فهمم كه همه اينها صبح درست بوده واين يه جوري مربوط ميشه به كار شما !!!خلاصه يه مكانيك درب روغن  موتور رو باز كرد و ديد روغن بالا نمي ياد ..و نهايتا  فهميديدم  آقايان  به واشر ها چسب زدند و كانال هاي روغن يا سوپاپ زير سيلند ر گرفته!!! خلاصه اومدم يه مكانيكي ديگه و سر سيلندر ماشين رو باز كردم  و 140 هزار توان ديگه خرج كردم

نكات :

1- من تعبير خواب ها مو بر مبناي خوابي كه ديدم و اتفاق مرتبط با آن مي نويسم  كه ممكن مربوط به شرايط زماني  و مكاني ان باشد و در ساير موارد تعميم آن درست نباشد والله اعللم

2- اما  به نظر مي رسد چنانچه ميوه هاي شاداب رو در فصل آن بخوريد تعبير خوبي متناسب با نوع ميوه داشته باشد وموارد استثنا نيز وجود دارد و غالبا در غير فصل مربوطه تعبير آنها تغيير يافته يا عكس مي شود

3- لذا خوردن زرد الو  شاداب در فصل تابستان تعبير خوبي داشته و يك تعببر آن اين است كه به ازاي هر زرد الو  متناسب با وضعيت مالي شما چند هزار يا چند ده و چند صد هزار  يا ميليون درآمد يا ثروت كسب خواهيد كرد

4- اما اگر زرد الو به صورت خشك و در غير فصل آن خورده شود شما به ازاي خوردن هر زردالو عددي متناسب با وضعيت مالي زيان خواهيد كرد ...با اين وجود خوابتان را به خير تعبير كنيد و صدقه بدهيد

5- مي دانيد چرا صدقه دادن قضا و قدر الهي را تغيير مي دهد ؟ وقتي كه ما با بي رحمي از كنار محرومان جامعه رد مي شويم  كساني كه لباس مناسبي براي پوشيدن ندارند . كساني كه درب يخچال را باز مي كنند و غذايي براي كودك خرد سالشان ندارند دانشجويي كه به دليل اعتياد پدر پول خريد ژتون نهار را ندارد .. و دختري كه از خجالت عدم تهيه جهيزيه  هر روز مراسم عروس اش را تعويق مي اندازد.....و ما بي تفاوت از كنا ان مي گذريم   و به زندگي خود و تفريح خودمان مشغول هستيم ....اين جا است كه تازه اگر ادم خوبي باشيم بلايي بر ما نازل مي شود و غم و اندوهي به ما مي رسد تا  شايد به گونه ديگري به جهان نگاه كنيم 

6- امتحان كنيد !!براي دختر فقيري يك قلم جهيزيه تهيه كنيد ...چك اشنايي را كمك كنيد پاس شود ..كودك يتيمي را به سر پرستي بگيريد ..سر راه زير باران.. پيرمردي را به خانه اش برسانيد ..درون اتوبوس براي نشستن  بيماري از جاي بلند شويد .... انگاه ببينيد چكوه محاسبات نظام خلقت تغيير مي كند و لذت زندگي شما بدون اينكه متوجه باشيد زياد مي شود

7- خلاصه اينكه وقتي شما رحم كنيد ..نظام خلقت به  درجه اولي به شما رحم خواهد كرد ... وقتي شما ببخشيد او هم به درجه اولي خواهد بخشيد

چشم ها را بايد شست         و خدا   را   بايد   ديد 

     اللهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم .. التماس دعا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 8:38  توسط   | 

 کما بداکم توعدون

همانگونه که شما را پدید اورد بسوی او باز می گردید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 20:31  توسط   | 

 من اتقی و اصلح فلا خوف علیهم و لا یحزنون(35اعراف)

پس چنانچه انگونه که خداوند گفته زندگی کنید دو نتیجه در زندگی شما خواهد داشت هیچگاه دچار استرس نشده و هیچگاه غمگین نخواهید شد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1392ساعت 20:27  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1392ساعت 19:58  توسط   | 


1365753457.4481 سفارش علامه امینی برای زیارت عاشورادکتر امینی فرزند برومند علامه می گوید: “پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم ایشان را در خواب دیدم که شاداب و خرسند است. جلو رفته و پس از سلام و دست بوسی عرض کردم: پدر جان! در آنجا چه عملی باعث سعادت و نجات شما گردید؟ پاسخ دادند: نمی دانم چه می گویی. قدری واضح تر و روشن تر بگو! گفتم: آقا جان! شما اکنون از میان ما رخت بر بسته اید و به جهان دیگر منتقل شده اید. در آنجا که هستید کدامین عمل باعث نجات شما گردید؟

مرحوم پدرم درنگی کرده سپس فرمودند: فقط زیارت ابا عبدالله الحسین– علیه السلام -. عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط بین ایران و عراق تیره و تار است و راه کربلا بسته، چه کنم؟ فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین– علیه السلام – برپا می شود شرکت کن، ثواب زیارت امام حسین را به تو می دهند. سپس فرمودند: پسر جان! در گذشته بارها تو را یادآور شدم و اکنون به تو توصیه می کنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش نکن. مرتباً زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظیفه بدان. این زیارت دارای آثار و برکات و فوائد بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی در دنیا و آخرت تو می باشد.”

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 20:9  توسط   | 

تصویر مرقد امام حسن بن علی (ع) قبل از تخریب آن از سوی مقامات سعودی در دهه 20 قرن گذشته 

ن:جهان نيوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان 1392ساعت 17:37  توسط   | 

روز شنبه اوايل آبان 1392 بود كه دختر كوچكم كه 5 ساله است از خواب هراسان بلند شد و گفت بابا طوفان اومده!! گفتم نه!  گفت: خواب ديدم طوفان اومد و همه چيز رو مي كند خيلي بد بود 

تعبير : دو هفته بعد 4 نفري آنفلوانزا گرفتيم و امروز كه 29 آبان ماه است يك هفته اي است كه سر كار نرفتم

نكات :

1- به طور كلي ديدن نسيم در خواب نشانگر تندرستي و ديدن باد سخت كه همه چيز را ميكند بيانگر بيماري مي باشد 

2- روزي كه اين وب رو شروع كردم ، اصلا به ذهنم خطور نمي كرد كه روزي تعبير خواب بنويسم اما اين تعبير خواب نويسي براي خودم هم خيلي آموزنده بود شايد اين بيستمين تعبير خوابي باشه كه نوشتم و خيلي هاي ديگشو رو هنور روي وبم نياوردم 

يه روز يه سخنراني گوش مي دادم مي گفت :در اخرين سخنراني راسل اين دانشمند لائيك يه نفر ازش پرسيد؟ اگه الان مردي و چشمهايت رو باز كردي و ديدي جهان ديگري، بهشت و جهنمي ، پاداش و عقوبتي وجود دارد به خدا چه خواهي گفت ؟ و راسل مي گويد به خدا خواهم گفت بر روي زمين كم نشانه قرار دادي ؟؟

الان نمي خوام جواب به اين سوال بدم اما...

من بعضي وقت ها سر كلاس سطل اشغال رو به دانشجو هام نشون ميدم و ميگم اگه تا فردا صبح دليل بيارم كه هوا سرد بود.. گرم شد ..فشار اتمسفر كم بود زياد شد.. بيگ بنگ شد و تصادفا اين سطل اشغال درست شد شما باور مي كنيد ؟

راستي! عظمت سلول و كهكشان ها نشانه اي از خدا نيست ؟ پس مشكل نشونه نيست اين گناه است كه دريچه هاي معرفت رو مي بنده !! يه دوست داشتم زمين شناس بود ميگفت فكر نجس از مغز نجس  بيرون مي ياد ... بگذريم 

 مي خوام يگم يكي از آدرس هاي خونه خدا وند خوابه !!!

يكي از ابزارهايي كه از غيب با ما حرف مي زنند بهمون ميگويند چه اتفاقي برات مي افته خوابه !!

امشب كه  از دكتر مي اومدم و حدود يك هفته بود كه از تب و لرز كلافه شده بودم ياد اين جمله اميرالمومنين حضرت علي ع  تو كميل افتادم كه ميفرمايد

حضرت علی علیه السلام عرض میکند: یارب و انت تعلم ضعفی عن قلیل من بلاء الدنیا و عقوباتها و ما یجری فیها من المکاره علی اهلها علی ان ذلک بلاء و مکروه قلیل مکثه یسیر بقائه قصیر مدته فکیف احتمالی لبلاء الآخرة و جلیل وقوع المکاره فیها و هو بلاء تطول مدته و یدوم مقامه و لا یخفف عن اهله لانه لا یکون الا عن غضبک و انتقامک و سخطک و هذا ما لا تقوم له السموات و الارض یا سیدی فکیف لی و انا عبدک الضعیف ...

خدایا تو ناتوانی مرا در برابر اندکی از بلای دنیا و گرفتاریهایش و آنچه در آن جریان دارد از مکروهات بر اهل دنیا می دانی. با اینکه بلای دنیا بلای ناپسندی است که درنگ آن کم و ناچیز و دوام آن اندک و زمانش کوتاه است. پس چگونه است تحمل و باور من در بلای آخرت و بزرگی واقعیّات مکروهه وآن، که بلایی است که مدتش طولانی و پایداریش همیشگی بوده و هیچ تخفیفی به اهل آن داده نمی شود؛ زیرا که جز از خشم و انتقام و غضب تو بر نمی خیزد. این بلا چنان است که حتی آسمانها و زمین، تاب تحمل آن را ندارند، پس ای آقای من، حال من ضعیف چگونه خواهد بود؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1392ساعت 22:36  توسط   | 

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آن هایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا (ص) دفاع و حمایت کردند.

دهم محرم سال ۶۱ هجری، حادثه‌ عظیم عاشورا، شهادت امام حسین علیه‌ السلام و هفتاد و دو تن از یاران از جان گذشته ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله حسین (ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌ تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کردند.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آن هایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا (ص) دفاع و حمایت کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند و پاداش دنیای فانی را به آخرت جاودان ترجیح دادند در جبهه مقابل حق ایستادند و سرنوشتی ذلت‌ بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند و به پاداش دنیوی هم نرسیدند.

با استناد به دانشنامه ۱۴ جلدی امام حسین(ع)، فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان امام حسین (ع) و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است که در جدول زیر ارائه می‌ گردد:

نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
شمر بن ذی‌الجوشن نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد
یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع) مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع) ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
محمد بن اشعث هتک حرمت امام حسین(ع) توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد
عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت
شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1392ساعت 11:13  توسط   | 


فضیلت، اجر و ثواب گریه بر امام حسین (ع) 

ای پسر بکر چه بسیار عظیم است سؤال تو به درستی که حسین بن علی(ع) با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا(ص) هستند و با آن حضرت روزی خورده و شادمانی می‌‌کنند.

*اجر و ثواب گریه بر امام حسین(ع)

گریه برای آن حضرت سختی‌‌های حالت احتضار را از بین می‌‌برد، زیرا امام صادق(ع) به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه‌السّلام) را یاد می‌‌کنی؟

عرض کرد: بلی! والله مصائب ایشان را یاد کرده و گریه می‌‌کنم.

حضرت(ع) فرمودند: آگاه باش که خواهی دید، در وقت مردن پدران مرا که به ملک الموت وصیت تو را می‌‌کنند که سبب روشنی چشم تو باشد.

همچنین فرمودند: ای مسمع! گریه بر احوالات حسین(ع) سبب می‌‌شود که ملک الموت بر تو مهربان‌‌تر از مادر شود.

گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) باعث راحتی در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است، در حالی که او مسرور است، فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را می‌‌دهند.

اجر و مزد هر قطره آن، این است که شخص همیشه در بهشت منزل کند. (1)
گریه کننده بر امام حسین(ع) در بهشت با ایشان و هم درجه ایشان خواهد بود. (2)

شیخ جلیل جعفر بن قولویه در کامل از ابن خارجه روایت کرده است: روزی در خدمت امام صادق(ع) بودیم و امام حسین(ع) را یاد کرده و از او نام بردیم.

حضرت صادق(ع) بسیار گریستند و ما نیز به تبع ایشان گریستیم. پس حضرت صادق(ع)  فرمودند که امام حسین(ع) می‌‌فرمود: من کشته گریه و زاری (اشکم) هستم، نام من در نزد هیچ مؤمنی برده نمی‌‌شود مگر آن که محزون و گریان می‌‌شود.

در روایت آمده است هیچ روزی نبود که اسم امام حسین(ع) در نزد امام صادق(ع) برده شود و آن امام در آن روز تبسمی بر لب بیاورند. آن حضرت در تمام روز گریان و محزون بودند و می‌‌‌فرمودند: امام حسین(ع) سبب گریه هر مؤمن است.

شیخ طوسی و شیخ مفید از ابان بن تغلب روایت کرده‌‌اند که حضرت صادق(ع) فرمودند: نَفس کسی که برای مظلومیت ما محزون است تسبیح است و اندوه و ماتم او عبادت خدا و پوشیدن اسرار ما از بیگانگان جهاد در راه خداست.(3)

شیخ کشی(ره) از زید شحام روایت کرده است که: من با جماعتی از کوفیان در خدمت امام صادق(ع) بودیم، جعفر بن عفان وارد شد. حضرت او را اکرام کردند و نزدیک خود نشاندند و فرمودند یا جعفر!

جعفر عرض کرد: جانم، خدا مرا فدای تو کند.

حضرت(ع) فرمودند: به من گفته‌‌اند تو در مرثیه و عزای حسین(ع) شعر می‌‌گویی.

جعفر عرض کرد: بله، فدای تو شوم.

حضرت(ع) فرمودند: پس بخوان.

جعفر شروع به خواندن مرثیه کرد، حضرت امام صادق(ع) و حاضرین مجلس گریستند.

حضرت(ع) آن قدر گریست که اشک چشم مبارکش بر محاسن شریفش جاری شد.

پس از آن حضرت صادق(ع) فرمودند: به خدا سوگند که ملائکه مقرب در اینجا حاضر شدند و مرثیه تو را که در مصائب حسین(ع) خواندی شنیدند و بیشتر از ما گریستند و حق تعالی در همین ساعت بهشت را با تمام نعمت‌‌های آن برای تو واجب گردانید و گناهان تو را آمرزید.

پس امام(ع) فرمودند: ای جعفر می‌‌خواهی که زیادتر بگویم؟

جعفر عرض کرد: بله، ای سید من.

حضرت(ع) فرمود: هر که در مرثیه حسین(ع) شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب می‌‌گرداند.(4)

شیخ صدوق(ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت کرده که امام رضا(ع) فرمودند: ماه محرم ماهی بود که اهالی جاهلیت، جنگ و قتال را در آن ماه حرام می‌‌دانستند، ولی این امت جفاکار خون‌‌های ما را در آن ماه حلال دانستند و حرمت ما را هتک کرده و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسیر کردند. آتش در خیمه‌‌های ما افروخته و اموال ما را غارت کردند. حرمت حضرت رسالت(ص) را در حق ما رعایت نکردند.

همانا مصیبت شهادت حسین(ع) دیده‌‌های ما را مجروح گردانید و اشک ما را جاری کرده، عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین کربلا مورث کرب و بلاء ما شد.

پس باید بر حسین بگریند، همانا گریه بر آن حضرت گناهان بزرگ را فرو می‌‌ریزد.

سپس حضرت رضا(ع) فرمودند: پدرم چون ماه محرم داخل می‌‌شد کسی آن حضرت را خندان نمی‌‌دید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب می‌‌شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می‌‌فرمود: امروز روزی است که حسین(ع) شهید شده است.

و همچنین شیخ صدوق از آن حضرت روایت کرده: هر که روز عاشورا روز مصیبت و اندوه گریه او باشد حق تعالی روز قیامت را برای او روز شادی و سرور گرداند و دیده‌‌گانش در بهشت به نور ما روشن شود.(5)

از ریان بن شبیب روایت شده است که گفته روز اول محرم به خدمت امام رضا(ع) رسیدم حضرت فرمودند: ... ای پسر شبیب اگر بر حسین(ع) گریه کنی و آب دیده‌‌گان تو بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را می‌‌آمرزد خواه اندک باشد و خواه بسیار.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی خدا را ملاقات کنی در حالی که هیچ گناهی نداشته باشی حسین(ع) را زیارت کن.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی که در غرفه‌‌ای از بهشت با رسول خدا و ائمه طاهرین محشور شوی، قاتلان حسین(ع) را لعنت کن.

ای پسر شبیب! اگر بخواهی مانند شهدای کربلا باشی و ثواب آن‌ها را داشته باشی، هر گاه مصیبت آن حضرت را یاد کردی، بگو: «یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَاَفُوزَ فَوزًا عَظیماً»؛ ای کاش! من با ایشان بودم و رستگاری عظیمی می‌‌یافتم.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی در درجات عالیه بهشت با ما باشی، پس برای اندوه ما اندوهناک باش و در شادی ما شاد. بر تو باد ولایت و محبت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد حق تعالی او را در قیامت با آن محشور می‌‌گرداند.(6)

ابن قولیه با سند معتبر روایت کرده از ابی هارون مکنوف که گفت: به خدمت حضرت صادق(ع)  مشرف شدم آن حضرت(ع) فرمودند که برای من مرثیه حسین(ع) بخوان، من نیز شروع کردم به خواندن.

امام فرمود: به این صورت نخوان به همان سبک و سیاقی که نزد خودتان متعارف است و نزد قبر حسین(ع) می‌‌خوانید بخوان. پس من خواندم.

حضرت گریستند و من ساکت شدم.

فرمود: بخوان، من خواندم تا آن اشعار تمام شد.

حضرت فرمود: باز هم برای من مرثیه بخوان، من شروع کردم به خواندن این اشعار: :یا مَریَمُ قومُی فَاندُبی مَولاکِ وَعَلیَ الحُسَین فَاسعَدی بِبُکاکِ»

پس حضرت بگریست و زن‌‌ها هم گریستند و شیون کردند و هنگامی که از گریه آرام شدند فرمودند: ای اباهارون! هر کس برای حسین(ع) مرثیه بخواند و یک نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب می‌‌شود و سپس فرمودند: هر کس امام حسین(ع) را یاد کند و بر او گریه کند، بهشت بر او واجب می‌‌شود. (7)

به سند معتبر از عبدالله بن بکر روایت کرده‌‌اند که گفت: روزی از حضرت صادق(ع) پرسیدم که یابن رسول الله اگر قبر حضرت امام حسین(ع) را بشکافند آیا در قبر آن حضرت چیزی خواهند دید؟

حضرت(ع) فرمود: ای پسر بکر چه بسیار عظیم است سؤال تو به درستی که حسین بن علی(ع) با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا(ص) هستند و با آن حضرت روزی خورده و شادمانی می‌‌کنند.

گاهی بر جانب راست عرش آویخته و می‌‌گوید: پروردگارا! وفا کن به عهدی که با من بسته‌‌ای و نظر می‌‌کند بر زیارت کنندگان خود، ایشان را با نام‌‌هایشان و نام پدرانشان می‌‌شناسند و نظر می‌‌کنند به سوی آنهایی که بر او گریه می‌‌کنند و برایشان طلب آمرزش کرده و از پدرانشان می‌‌خواهند که برای آن‌ها استغفار کنند و می‌‌گویند: ای گریه کننده بر من! اگر بدانی خدا چه جیزی برای تو مهیا کرده از ثواب‌‌ها، هر آینه شادی تو زیادتر از اندوه تو خواهد شد.

آن بزرگوار از حق تعالی درخواست می‌‌کند که هر گناه و خطا که گریه کننده بر او کرده است بیامرزد.(8)

*ارزش قطره اشک برای امام حسین(ع)

قطره‌‌ای از آن اگر در جنهم بیفتد آتش و حرارت آن را خاموش می‌‌‌کند.

ملائکه خود آن اشک‌ها را گرفته و در شیشه‌‌ای ضبط می‌‌کنند. (توجه شود: حقایق برتر از این مسائل است، اما این چنین گفته‌اند تا مخاطب عادی بتواند بفهمد) (9)

برای هر عملی ثواب محدودی است، جز ثواب آن اشک که اجر آن محدودیتی و یا اتمامی ندارد.

*خواص چشم گریان در عزای امام حسین(ع)

آن چشم در نزد خداوند از تمام چشم‌‌ها محبوب‌‌تر است.(10)

همه چشم‌‌ها در روز قیامت گریانند، مگر چشمی که بر امام حسین(ع) گریه کرده باشد. (11)

آن چشم روشن شود به نور کوثر و نظر به آن. (12)

آن چشم را ملائکه تبرّک می‌‌کنند و اشک را خود از آن پاک می‌‌کنند. (13)

*خواص گریه برای امام حسین(ع)

هر کسی که تا به حال خداوند این مرحمت را در حق او کرده باشد و توانسته باشد قطره اشکی در عزای آن حضرت از دیدگان جاری سازد، به خوبی آثار و برکات نورانی و حالات معنوی وصف ناشدنی آن را در یافته ،اما گریه برای آن حضرت خواصی مربوط به خود را دارد که ما اجمالاً بعضی از آن را ذکر می‌‌کنیم:

-صله حضرت محمد(ص) است. (14)

-مساعدت و یاری حضرت زهرا(س) است، زیرا آن مکرمه هر روز در عزای فرزندنش می‌‌‌گرید. (15)

-اداء حق پیامبر(ص)، خدا و ائمه هدی(ع) است. (16)

-گریه برای آن حضرت تأسی به انبیاء، ملائکه و عباد الصالحین خداوند است.

-ادای مزد رسالت پیامبر(ص) است، زیرا در قرآن آمده که مزد رسالت پیامبر مودّت ذی القربی (دوستی با خاندان رسول خدا) است. ترک آن جفا به آن حضرت(ص) است. (17)

-تسلی دهنده دل از جمیع گریه‌‌ها و اندوه‌‌ها است. (18)

*خواص مجالس ذکر مصائب امام حسین(ع)

کسانی که در مجالس ذکر او شرکت می‌‌کنند، به خوبی حال و هوای آنجا را درک کرده و ارتباط معنوی عمیقی با حضرتش برقرار می‌‌سازند، اما بر طبق احادیث و روایات متعدد مجالس آن حضرت دارای ویژگی‌‌هایی است:

1- هر کس بنشیند، در مجالسی که در آن به امر ائمه(ع) پرداخته شده و ذکر مصائب آنان است، دل او نمی‌‌میرد در آن روزی که دل‌‌ها می‌‌میرند.(19)

2- این گونه مجالس محبوب خدا، رسول او و ائمه(ع) است.(20)

3- نَفَس فرد عزادار در آن مجلس تسبیح خداوند است.(21)

4- این مجالس محل نَظَر حضرت امام حسین(ع) است، زیرا آن جناب در عرش است و از آنجا به سوی سرزمین کربلا و زوّار و گریه‌‌کنندگان خود نظاره می‌‌کنند.(22)

5- ملائکه مقرب خداوند درآن مجلسی حاضر می‌شوند.

6- مجلس عزای امام حسین(ع) هر جا بر پا شود، آنجا قبه و بارگاه اوست.

7- معراج گریه‌ کنندگان است، زیرا که محل نزول صلوات و رحمت الهی و غفران ذنوب و ... است.

8- این مجالس از دیگر مجالس اشرف و افضل است. (23) (24)

شایان ذکر است گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، چرایی این فضیلت‌ها و فلسفه گریه و عزاداری بر سیدالشهدا و فواید فردی و اجتماعی آن را به زودی منتشر خواهد کرد. 

*پی‌نوشت‌‌ها

1- بحارالانوار، ج44، ص289 و کامل الزیارات باب32، ص101

2- بحارالانوار /278/44/ امالی صدوق مجلسی 17/ ص68

3- منتهی الآمال ، ج 1، ص 538

4- منتهی الآمال ، ج 1، ص 539

5- منتهی الآمال ، ج 1، ص 540

6- منتهی الآمال ، ج 1، ص 541

7- منتهی الآمال ، ج 1، ص 542

8- منتهی الآمال ، ج 1، ص 543

9- منتخب طریحی/140/2

10- بحارالانوار /207/45، کامل الزیات باب26 ص81

11- بحارالانوار /293/44، عوالم /534/17

12- بحارالانوار /290/44، کامل الزیارات باب 32 ص102

13- بحارالانوار /305/44، تفسیر امام حسن عسگری (علیه السّلام) ص369

14- بحارالانوار /207/45، کامل الزیارات باب 26 ص81

15- بحارالانوار /209/208/45، کامل الزیارات باب ص82

16- بحارالانوار /207/45، کامل الزیارات باب 26 ص81

17- بحارالانوار ، ج 45، ص 205 وکامل الزیارات ، باب 26، ص 79

18- ترجمه خصائص الحسینیه ، ص 257

19- بحارالانوار /278/44، امالی صدوق مجلسی 17 ص68

20- بحارالانوار /282/42، قرب الاسناد ص) 18

21- بحارالانوار /278/44، امالی صدوق ، مجلس 17، ص 68

22- بحارالانوار /292/44، کامل الزیارات باب 32ص103

23- ترجمه خصائص الحسینیه ، ص 256

24- مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان 1392ساعت 23:58  توسط   | 

طاووس یمانی می‏گوید: به کنار کعبه رفتم، مردی را زیر ناودان دیدم که به نماز ایستاده و دعا می‏کند و سخت می‏گرید، به سوی او رفتم دیدم امام سجاد علیه‏السلام است. نزدیک رفتم و عرض کردم: چرا این گونه خود را در فشار و زحمت افکنده‏ای با اینکه دارای سه موقعیت هستی و امید آن است که هر یک از آن سه، تو را از خطرات آخرت حفظ کند:
1- نخست اینکه پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله هستی.
2- دوم اینکه شفاعت جدت رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تو هست.
3- سوم اینکه رحمت الهی وجود دارد. امام سجاد علیه‏السلام به من رو کرد (و هر سه امر مذکور را با آیات قرآن جواب داد و) به من فرمود: اما در مورد نسبت، آیا نشنیده‏ای که خداوند در قرآن می‏فرماید: فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون: «هنگامی که در صور دمیده شود، هیچ گونه نسبی در میان آنها نخواهد بود و از یکدیگر تقاضای کمک نمی‏کنند.» (مؤمنون / 101) اما در مورد شفاعت، به آن نیز اطمینانی نیست، زیرا خداوند می‏فرماید:
و لا یشفعون الا لمن ارتضی: «آنها جز در مورد کسی که خدا از او خشنود است، شفاعت نمی‏کنند.» (انبیاء / 28). و اما در مورد رحمت خدا، خداوند می‏فرماید: ان رحمت الله قریب من المحسنین: «همانا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.» (اعراف / 56) و من نمی‏دانم که در صف نیکوکاران باشم.» [1] . بنابراین معیار شخصیت به حسب و نسب و شفاعت و رحمت الهی نیست، بلکه به خودسازی و پاکزیستی است

[1] کشف الغمه، ج 2، ص 305 - بحار، ج 46، ص 101.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان 1392ساعت 21:47  توسط   | 

 پارگي تسمه تايم  

 صبح شنبه 4/7/1392  ساعت 4 صبح خواب ديدم يك مردي آشناي ما بود مي خواست از ماشين اش بنزين بكشد.. بنزين ها ريخت روي موتور و دود كرد.. دفعه دوم هم همينطور.. دفعه سوم ماشين اتش گرفت  و دود بلند شد و من فرار كردم رفتم توي خونه و دود ها همچنان به خانه مي خورد و بر روي سرم مي ريخت و من يك كتاب را روي سرم گرفته بودم كه ذرات روي سرم نريرد.

تعبير خواب چهارشنبه تو راه مشهد چراغ چك ماشينم روشن و خاموش مي شد تحويل نگرفتم .صبح بلند شدم رفتم  شهرستان  ت و ساعت 2 برگشتم ساعت 5 زاه افتاديم به سمت شاهرود..تو گردنه هاي تيز باد ديدم تنظيم ماشين به هم خورد كمي ترسيدم ..لذا رفتيم نيشابور.. و بعد از كلي چرخيدن رفتيم پيش آفاي ك.... ماشين ما رو دستگاه زد و هي روشن كن وخاموش كن ... آخر گفت: مال شمع هاي ماشين است گفتم: مسافرم برم گفت برو با خيال راحت برو ..خلاصه ما اومديم براي احتياط 4 تا شمع هم خريدم 32 هزار تومان ولي دير وقت بود و كسي برايمان شمع ها رانبست ... راه افتاديم تا 10 كيلو متر بعد از ميامي همه چيز خوب بود و خلاصه كيلو متر 30 شاهرود ماشين ايستاد... 60 هزار تومان پول جرثقيل داديم و 20 تومان پول آژانس و فردا صبح موتور ماشين را باز كرديم.. ظاهرا تسمه تايم شل شده بود و موتور قفل كرده بود  و هنوز حساب نكرده ام كه چقدر بايد پياده بشويم قبل از خواندن  نكات يادتون باشه!!! اگر ماشينتون پژو يا سمند است هر 50 هزار كيلومتر تسمه تايم رو عوض كنيد و با ديدن هر اشكال موتوري يا برقي اول تسمه تايم رو چك نكنيد و با خاموش شدن خودرو تا از تسمه تايم خيال تان راحت نشده به هيچ وجه استارت نزنيد

 اما نكات:

آتش (در جاي ديگري هم تعبيير آنرا نوشته ام) بسته به نوع خواب تعابير مختلفي دارد چنانچه در قران كريم نيز به نظر مي رسد كه نار گاهي به مفهوم آتش و سوختن و سوزانيدن است «فالذین کفروا قطب لهم ثیاب من النار:يعني لباس دوزخيان از جنس آتش‏سوزان است، (حج / 19) » و گاه مفهوم نور و روشنايي( إذ قال موسى لأهله إني آنست نارا سآتيكم منها بخبر أو آتيكم بشهاب قبس لعلكم تصطلون.... حضرت موسي ع مي رود تا نور و روشنايي را براي اهلش بياورد..النمل 7 )  را در بر دارد

اما به نظر مي رسد كه ديدن آتش و به ويژه همراه با دود به مفهوم نزول محنت، فتنه، بلا و عقوبت گناه مي باشد كه بايد توبه كرد و حقوق ضايع شده را پرداخت .

اما دليل نزول اين بلا بر من اين بود: كه روز جمعه  در منزل پدر خانومم آوند هاي درختي بزرگ را بريدم و خالق كهكشان راه شيري هم شنبه ميله هاي سوپاپ ماشينم رابريد و من ياد گرفتم!!!

 هر فعلي در منظر اوست.. و او از رگ گردن به ما نزديك تر است... اعمال خوب بنده گانش را پاداش و هنگام معاصي عقوبت شان مي كند كه: و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم .هيچ مصيبتي بر شما نازل نميشود مگر به دليل عملي كه از شما سر مي زند

اما با وجود اين بلا ببشتر دوستش دارم..  چرا كه  احساس مي كنم حواسش به من هم هست و من از آن گروه نيستم كه به سبب ثقل گناه آنها را به حال خودشان واگذار نموده ( و في طغيانهم يعمهون ...) و در اين دنيا با وجود هر گناه فعلا عقوبتشان نمي كند.... لذا هنگامي كه خداوند سيلي تان زد لذت ببريد و به زيادت شكرش كنيد چرا كه

اگر با ديگرانش بود ميلي      چرا جام مرا بشكست ليلي

  الهم صل علي محمد و ال محمد.... ثواب اين صلوات را  اگر دلتان خواست به روح شيخ جعفر مجتهدي هديه كنيد ا

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان 1392ساعت 5:48  توسط   | 

3روز مونده به غدير خانومم گفت: براي درمانگاه ما يه بنر نمي نويسي؟قبلا بهش قول داده بودم اما سرم خيلي شلوغ بود... دوشنبه بعد ازظهر 2 تا بنر سفارش دادم تو خيابان فروغي و شب در اخرين لحظات يادم اومد.. اومدم بنر ها را گرفتم و اومدم خونه خيلي قشنگ طراحي شده بود هزينه اش36  هزار تومان  شد آنها را گذاشتم  دم اسانسور فردا صبح خانومم برد اداره

ضمنا صبح دو تا چك داشتم به مبلغ شش ميليون وسيصد  هزار تومان يه مقدار هم تو حسابم بود ولي حدود يك ميليون  تومان كم داشتم!! گفتم خدا بزرگه يه كارش مي كنيم...

 صبح اومدم پول ها موجابجا كنم سر راه رفتم بانك ملت مركزي كه كارت عابرم رو كه دو هفته قبل گم كرده بودم بگيرم...كارمند بانك پرسيد؟ اقا براي كدوم حسابت اين كارت رو فعال كنم ؟ گفتم من  با حساب جاري ام كار مي كنم.. مگه حساب ديگه هم دارم!!؟

 گفت بله 2 تا حساب قرض الحسنه ديگه هم داريد!!

 گفتم مرسي ..!! نه اقا همان حساب جاري را فعال كن ..دوباره گفت: اقاجان ضرري كه نداره .اين دو حساب ديگه تو هم فعال كنم؟؟ خواستي استفاده كن نخواستي استفاده نكن؟؟ 

. ... مي دونستم اگه حسابي هم داشته باشم توش چيزي نداره!!   واين بابا داره اصرار بي خودي مي كنه...ولي از روي  كنجاوي نمي دونم چه شد!! گفتم آقا مي شه نگاه كنيد توحسابم  چيزي هم داره ..؟؟؟

 تو يك حسابتون 280 هزار تومان و تو حساب ديگه تون  يك ميليون هشتصد و پنجاه هزار تومان. داشتم شاخ در مي آوردم

.نا خود اگاه گفتم خدايا چقدر زود جبران كردي ديشب 36 تومان دادم اول صبح دو ميليون و صد دادي ؟؟و ياد اين آيه افتادم

ومن يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث امر لا يحتسب..هر كس تقوا بورزد براي او گشايش قرار مي دهيم واز جايي كه گمان نميبرد به او روزي مي دهيم 

 تشكر كردم اومدم بيرون ...

من به هيچي به عنوان تصادف و شانس نگاه نمي كنم . معتقدم ماتسقط من ورقه الا يعلمها برگي بدون اذن خداوند بر روي زمين نمي ريزد.. لذا  در ذهنم اين كلمات مرور شد

خدايا چقدر تو  علي را دوست داري؟؟

 احساس كردم خداوند نمي خواهد ذره اي علي اش بد هكار كسي باشد!!

 امروز فهميدم چفدر خاطره علي براي خداعزيز است!

!او كيست؟ كه خداوند كعبه اش را براي او پاره مي كند؟؟

آري او كيست؟؟ كه خداوند به بهترين پيامبرش!!! ،گل سر سبد آفرينش!! ، با 23 سال خون دل خوردن ، گرسنگي كشيدن ، در غزوه هاي متعدد جنگيدن، صبح تا شب براي دين عرق ريختن اين گونه سخن مي گويد كه اگر دست اورا بالاي دست نگيري براي من كاري  و رسالتي انجام نداده اي!!! كه  فان لم تفعل فما بلغت رسالته

نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند                           متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را

الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين به ولايه علي ابن ابي طالب ع

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1392ساعت 6:7  توسط   | 

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

 مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.

سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.

 سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد. 

پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت .

پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه ... مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه ...به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه از هم پاشید ،

 سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت.

 وای بر من ...! رفتار من با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! من هم قرآن را می‌بندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمی خوانم و از آنچه در اوست ، سودی نمی برم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است.


قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند.و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد ..دكتر شريعتي  اين متن را  دوستم احسان سلطاني برايم ارسال نمود 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر 1392ساعت 5:6  توسط   | 

تفسیر قرآن/
آثار ذکر حق/ ذکر یونسیه(ع) که انسان را از اندوه نجات می‌دهد
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: آیت الله جوادی آملی نجات از خطر گناه و بلایا را از جمله آثار ذکر برشمرده و با اشاره به جریان حضرت یونس(ع) بر عدم اختصاص ذكر يونسيه به آن حضرت تأکید کرد و گفت: این را قرآن می فرماید که اگر انسان غمگيني به ذكر يونسي سرگرم باشد، قبل از اينكه از ما چيزي بخواهد ما غمش را برطرف مي‌كنيم و آنها هم كه اهل راه هستند اين ذكر يونسي را مجرَّب مي‌دانند.

آیت الله عبدالله جوادی آملی در تفسیر آیه 152 سوره بقره (فَاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِى وَلاَ تَكْفُرُونِ﴾ به تبیین آثار ذكر پرداخته و می گوید: شواهدي را قرآن كريم مطرح مي‌كند كه در آن شواهد روشن مي‌كند كه اگر كسي به ياد خدا بود، خدا هم به ياد او است و معناي اينكه خدا به ياد كسي باشد آن است كه او را از خطر مي‌رهاند؛ يا خطر معصيت و يا خطرهاي ديگر كه كمتر از خطر معصيت نيستند.

ذكر تسبيح، عامل نجات يونس(ع)

وی نجات از خطرات و بلايا را از دیگر آثار یاد حق برشمرده و می گوید: در سوره مباركه صافات اثر ديگري كه براي ياد حقّ ذكر مي‌كند اين است كه انسان را از خطر مي‌رهاند، آيه 143 و 144 فرمود: ﴿فَلَو لاَ أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ٭ لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴾؛ اگر صاحب حوت (اين ذالنون(ع)) اگر يونس(ع) جزء مسبحين نبود، در بطن ماهي الي يوم القيامه مي‌ماند. اين خطر را خدا از او دور داشت، براي اينكه او اهل تسبيح بود. چون ذكر خواه به صورت تسبيح و تحميد باشد، خواه به صورت تهليل و تكبير باشد شامل مي‌شود، فرمود: چون او اهل تسبيح بود از اين خطر نجات پيدا كرد، وقتي هم كه خداي سبحان ذكر يونس(ع) را نقل مي‌كند، مي‌بيينم در حدّ يك تسبيح است، ديگر مسئلت در ذكر او نيست، عرض نكرد «خدايا مرا نجات بده!»، عرض كرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ ، اين ذكر او را از خطر نجات داد.

آیت الله جوادی آملی در ادامه تصریح می کند: ... يونس كه ﴿فلتقمه الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ﴾ ؛ در خطر مرگ قرار گرفت، او محتاج به نجات بود، اما جز تسبيح چيزي نداشت، عرض كرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ همين، به نقص خود اعتراف كرد وخدا را از نقص منزّه كرد: آن تسبيح براي آن است كه بگويد: عبد ناقص است و مولا منزه از نقص است: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾؛ من ناقصم و تو منزه از نقصي، همين. درباره يونس(ع) هم فرمود به اينكه او عبد صالح ما است، اين ظلمي كه دارد يعني قصور، وگرنه او معصوم است و منزه از نقص است.

وی یادآور می شود: خداي سبحان مي‌فرمايد به اينكه نعمت ولايت ما نصيب يونس شد و اگر نعمت ولايت ما نصيب يونس نمي‌شد او گرفتار عذاب بود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ ، ﴿لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ﴾ ، خداي سبحان او را مشمول نعمت خاص مي‌داند در بعضي از آيات، در همان آيه‌اي كه به پيغمبر مي‌فرمايد: ﴿وَلاَ تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ﴾ در آنجا، براي اينكه مبادا كسي توهم كند، كه يونس(ع) كه صاحب حوت است خلافي انجام داد، فوراً فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ يعني اگر او مشمول نعمت ولايت نبود، ممكن بود مورد خشم ما قرار بگيرد، ولي او از اولياي ما است خداي سبحان او را با مدح و منقبت ياد مي‌كند، بنابراين نقصي براي وجود مبارك يونس(ع) نيست به شهادت آن آيه‌اي كه فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ ، آن وقت «مذموم» بود يعني چون مشمول نعمت ولايت ما است مذموم نيست.

این مدرس عالی حوزه علمیه بر عدم اختصاص ذكر يونسيه به حضرت يونس(ع) تأکید کرده و می گوید: ﴿وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَي فِى الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾، آنگاه فرمود: ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ﴾ ، براي اينكه تثبيت كند اين مسئله كلي است و اختصاصي به أنبيا ندارد، منتها مرحله بالايش براي أنبيا است وگرنه مراحل وسطي و نازله‌اش نصيب ديگران هم مي‌شود، در ذيل آيه اصل كلي را ارائه داد و فرمود: ﴿وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ﴾ يعني اگر انسان غمگيني به ذكر يونسي سرگرم باشد، قبل از اينكه از ما چيزي بخواهد ما غمش را برطرف مي‌كنيم. آنها هم كه اهل راه هستند اين ذكر يونسي را مجرَّب مي‌دانند، مي‌گويند: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ ، حالا يا 400 بار است در روز يا كمتر، بيشتر، يا در حال سجده است يا غير سجده اگر در حال سجده باشد اثرش بيشتر است، هرچه بيشتر بهتر ولي اين اصل را قرآن كريم به ما ارائه داد و فرمود: اين مخصوص يونس نيست، مخصوص دريا هم نيست، مخصوص كام ماهي هم نيست، هر خطري باشد، ما او را از غم نجات مي‌دهيم: ﴿وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ﴾ يعني اگر مؤمني با ذكر يونسي با خدا در ارتباط بود، از اندوه نجات پيدا مي‌كند.

ي‌رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 0:11  توسط   | 

دین و اندیشه
تفسیر قرآن/
ماجرای قبر و برزخ/نحوه مواجهه برزخيان با متوفيان
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: آیت الله جوادی آملی در تفسیر آیه 154 سوره بقره با بیان اینکه مرگ انتقال از نشئه‌ به نشئه ديگر است نه زوال، به تبیینمواجهه برزخيان با متوفّيان می پردازد.

آیت الله جوادی آملی در بخشی از تفسیر آیه 154 سوره بقره (وَلاَ تَقُولُوا لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِن لاَ تَشْعُرُونَ﴾که ناظر به بحث شهید است، می گوید: ... درباره مرگ در جبهه، عدّه‌اي كه منكر حيات بعد از موت هستند مرگ را نابودي و زوال مي‌پنداشتند و عدّه‌اي هم كه معتقد به حيات بعد از مرگ بودند، اين مرگ را يك نحوه محروميت مي‌پنداشتند؛ بنابراين از حضور در جنگ عليه كفر دريغي داشتند، مي‌گفتند: انسان كه در جبهه مي‌ميرد يا نابود مي‌شود يا محروم مي‌گردد... قرآن كريم درباره هر دو مطلب نظر مثبت داد، فرمود: انسان با مرگ نابود نمي‌شود اولاً محروم نخواهد شد ثانياً، بلكه به حيات برتر و روزي بهتر مي‌رسد.


حقيقت مرگ، توفّي روح توسط فرشتگان و انتقال به نشئه ديگر

وی در ادامه به تبیین حقیقت مرگ پرداخته و تصریح می کند: زندگي اساسي بعد از مرگ است، هرگز نگوييد «اينها كه شهيد شدند مردند» موت نيست؛ موت به معناي زوال و به معناي فوت در قرآن كريم نفي شده است، آن موتي كه اثبات شده است كه فرمود: ﴿خلق الموت والحياة﴾ ، آن در حقيقت وفات است نه فوت، در بحثهاي قبل هم ملاحظه فرموديد كه فوت را نفي مي‌كنند، ولي وفات را تثبيت مي‌كنند. «وفات» اين «تاء» جزء كلمه نيست، اصلش از «وفي» است، ماده توفّي و استيفاء و وفي و ايفاء، همه آن «أخذ تام» را مي‌گويند، اگر يك مظروفي از يك ظرفي به ظرف ديگر تخليه شد و همهٴ آن مظروف را انسان به ظرف ديگر تخليه كرد كه چيزي فروگذار نشد مي‌گويند: توفّي كرد، حسابش را استيفاء كرد، يا در اين زمينه مستوفيٰ بيان كرد يعني چيزي فروگذار نكرد. انسان متوفّيٰ مي‌شود و فرشته مرگ متوفّي است، خداي سبحان متوفي است يعني تمام حقيقت انسان را از جايي به جايي منتقل مي‌كند، چيزي گم نمي‌شود. انسان پراكنده نخواهد شد، متلاشي نخواهد شد، چيزي از بين نمي‌رود، گم نمي‌شود انسان وفات دارد نه فوت.

این مفسر قرآن کریم یادآور می شود: ...قرآن كريم براساس اين اصل فرمود به اينكه انسان وقتي مي‌ميرد از يك نشئه‌اي به نشئه ديگر منتقل مي‌شود؛ مرگ انتقال از نشئه‌ به نشئه ديگر است نه زوال. آن‌گاه فرمود: اينها كه از نشئه دنيا به نشئهٴ ديگر منتقل مي‌شوند دو قسم‌اند: يا مؤمن‌اند و انسان صالح‌اند، يا كافرند و انسان طالح. آنها كه كافراند همين كه مُردند به عذاب مي‌رسند، آنها كه مؤمن‌اند (مخصوصاً آنها كه شهيد مي‌شوند) همين كه رخت برمي‌بندند به حيات برتر و روزي بهتر مي‌رسند.

وی با بیان اینکه مؤمنين عموماً و شهدا خصوصاً از حيات طوبا برخوردارند،حیات برتر  را از آن شهیدان خوانده و تأکید می کند: ...﴿ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله امواتٌ بل احياءٌ﴾؛ اينها زنده‌اند نه اينكه در قيامت زنده مي‌شوند، هم اكنون زنده‌اند، ﴿و لكن لاتشعرون﴾؛ شما آن درك دقيق را نداريد. معمولاً از درك دقيق كه مانند موهاي باريك ظريف است از او به عنوان شعور ياد مي‌كنند؛ آن مطلب دقيق و باريك را كه مانند دانه‌هاي موي باريك است اگر كسي درك كند، مي‌گويند او شعور مسئله را دارد. در اين آيه كريمه فرمود: اين مطلب دقيق را شما درك نمي‌كنيد: ﴿و لكن لا تشعرون﴾، در بعضي از آيات فرمود به اينكه شما درباره شهدا نه تنها نگوئيد اينها مرده‌اند، خيال مرگ هم نكنيد: ﴿ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءٌ﴾ ؛ در آنجا حسبان و گمان را نفي كرد، در اينجا قول را نفي كرد يعني منطقتان درباره شهدا اين نباشد كه اينها مرده‌اند، بلكه اينها زنده‌اند: ﴿ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله امواتٌ بل احياءٌ ولكن لاتشعرون﴾؛ هم اكنون زنده‌اند. البته هر موجودي هر انساني كه از اين عالم رخت برمي‌بندد اين زنده است حالا يا «في حفرة من حُفر النيران» است يا «في روضة من رياض الجنة» است.

نحوه برخورد فرشتگان با كفار به هنگام توفّي روح

آیت الله جوادی آملی درباره نحوه برخورد فرشتگان با كفار و منافقین به هنگام مرگ به آيه 50 سوره انفال اشاره کرده و با استناد به سخنی از آیت الله شاه آبادی در تفسیر این آیه می گوید: سرّ اينكه ملائكه پشت و صورت تبه‌كاران را مي‌زنند اين است: يك عدّه ملائكه هستند كه موكَّل دنيايند، يك عدّه از ملائكه هستند كه موكَّل آخرت‌اند و اينها مدبّرات امرند به اذن خدا؛ ملائكه دنيا مي‌بينند اين شخص عمرش به سر آمده و كاري انجام نداده، با فشار پشتشان را مي‌زنند و او را از نشئه دنيا بيرون مي‌رانند، ملائكه آخرت مي‌بينند اين شخص از نشئه دنيا به نشئه آخرت و برزخ وارد مي‌شود با دست خالي به صورتهاي او سيلي مي‌زنند كه چرا عمري را به تباهي گذراندي و با دست خالي آمدي» لذا عدّه‌اي كه در آن عالم‌اند سيلي به صورت كفّار و منافقين مي‌زنند. و ملائكه كه در اين عالم‌اند به پشت او محكم مي‌زنند.

برزخ بودن قبر در اصطلاح متكلمان

وی در ادامه به تبیین مفهوم برزخ و قبر پرداخته و یادآور می شود: در اين قسمت از سوره انفال و در آياتي ديگر خداي سبحان مي‌فرمايد: وقتي كفّار و منافقين مي‌ميرند ملائكه ﴿يضربون وجوههم و أدبارهم﴾ ، بين اين دو زدن، او فشار مي‌بيند كه از مظاهر فشار قبر همين زدنهاست؛ چون قبر يعني برزخ؛ نه قبر يعني همين موجودي كه در عالم طبيعت است، خب، حالا اگر كسي در دريا غرق بشود قبري دارد، در فضا كركسها او را بربايند قبري دارد و اگر در سفينه‌اي وارد يكي از اين كرات شد و همان‌جا رخت بربست و به صورت پودر درآمد قبري دارد، اصولاً قبر به اصطلاح دين همان برزخ است و امّا اين قبر مصطلح يك آثار فقهي دارد كه انسان چگونه او را رو به قبله دفن كند، چگونه تلقين بكند و مانند آن وگرنه از نظر بحثهاي كلامي(القبر هو البرزخ).

این مفسر قرآن با اشاره به روايتی از ائمه معصوم(ع) تأکید می کند:  از امام (ع) سؤال مي‌كنند: برزخ از چه زماني شروع مي‌شود، فرمود: «القبر منذ حين موته» ؛ همين كه انسان وارد قبر مي‌شود يعني وارد برزخ مي‌شود. عالم دنياست و برزخ و قيامت، ديگر عالم قبر در برابر عالم برزخ نيست. انسان مستقيماً از دنيا وارد عالم برزخ مي‌شود.

دلالت قرآن كريم به حيات پس از مرگ كافران

آیت الله جوادی آملی در ادامه تصریح می کند: اگر[متوفی] كافر باشد كه گرفتار اين ضرب و اين جرح مي‌شود كه در سوره انفال آمده و در سوره حضرت محمّد (ص)، آيه 27 و 28 اين‌چنين است: ﴿فكيف اذا توفتهم الملائكة يضربون وجوههم و أدبارهم ٭ ذلك بانّهم اتبعوا ما أسخط الله و كرهوا رضوانه فأحْبط أعمالهم﴾؛ اينها كه رضاي حق را نخواستند و دنبال فرمان حق حركت نكردند در هنگام توفي ملائكه صورت اينها را مي‌زنند، پشت اينها را مي‌زنند، خب اگر مرگ به معناي نابودي باشد، ديگر زدن معنا ندارد؛ زدن نسبت به يك امر معدوم كار لغوي است، زدن نسبت به يك جسمي كه هيچ تأثري ندارد و رنجي نمي‌برد يك كار لغوي است. ملائكه صورت و پشت كفّار را مي‌زنند، نشانه آن است كه آنها واقعاً زنده‌اند و متأذي‌اند و معذب مي‌شوند.

نحوه مواجهه برزخيان با متوفيان

وی درباره نحوه برخورد برزخیان با متوفیان می گوید: وقتي يك مؤمن رحلت مي‌كند برزخيان خوشحال مي‌شوند كه يك مهمان خوبي براي آنها آمده و اگر يك انسان ضعيفي رحلت بكند، آنها مي‌گويند: فعلاً چيزي از او سؤال نكنيد؛ «دعوه» ، بگذاريد اين جريان انتقال مرگ كه از دنيا به برزخ آمده از او گرفته بشود و يك قدري سر حال بيايد، كم‌كم ما از او سؤال بكنيم آن وقت سؤال مي‌كنند فلان شخص چطور است؟ فلان شخص چطور است؟ اين شخصِ تازه وارد هم گزارش مي‌دهد كه مي‌گويد: فلان شخص قبل از من مرد و فلان شخص زنده است. وقتي كه مي گويد: فلان شخص قبل از من مرد، اين برزخيان مي‌فهمند آن بيچاره اهل نفاق بود و سقوط كرد و در بين راه ماند، مي‌گويند «هويٰ هويٰ» يعني او اگر آدم سالمي بود، او را پيش ما مي آوردند از اينكه پيش ما نياوردند معلوم مي‌شود در بين راه افتاده «هويٰ هويٰ» يعني <سقط سقط> و اگر گزارش بدهد كه فلان شخص سالم است و در دنيا زنده هست براي او مثلاً طلب مغفرت مي‌كنند، طلب خير و رجاء دارند كه بلكه انشاء الله به سلامت برسد.

آیت الله جوادی آملی تأکید می کند: يك انسان مؤمن وقتي به برزخ مي‌رسد براي آنها هم منشأ اثر است، فضلاً اگر اينكه شهيد باشد. پس قرآن كريم شهيد را موجودي مي‌داند كه مصون از زوال است اولاً، و يك موجود سالم و منشا اثر مي‌داند ثانياً، و اين اثر مخصوصِ به بازماندگان و أهل دنيا نيست، بلكه براي برزخيان هم يك فيض جديد است ثالثاً.

بهره‌مندي مؤمنان از حيات و نعمت الهي پس از مرگ

وی در تبیین بهره مندی مؤمنان از حیات و نعم الهی پس از مرگ می گوید: مؤمنين، خواه مقتولين في سبيل الله، خواه غير مقتولين في سبيل الله اينها زنده‌‌اند و منعّم‌اند؛ نظير آيه 32 سوره نحل كه فرمود: ﴿ الذين تتوفّـٰهم الملائكة طيبين يقولون سلامٌ عليكم أدخلوا الجنة بما كنتم تعملون﴾؛ فرمود: آنها كه مؤمن‌اند و متوفيٰ مي‌شوند، فرشتگان به آنها سلام عرض مي‌كنند، بعد مي‌گويند: اين درهاي رحمت و درهاي بهشت است از هر دري كه خواستيد وارد بشويد: ﴿الذين تتوفـٰهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون﴾، اين در حال توفي است و اين ناظر به جنّت برزخي است، نه ناظر به جنّت كبرا باشد. در جنّت كبرا هم اين نعمتها هست، ولي از اينكه فرمود: در حاليكه اينها طيب‌اند و رخت بر بستند، مورد محبّت فرشتگانند ناظر به حالت برزخي است كه ﴿الذين تتوفـٰهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون﴾.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر 1392ساعت 0:4  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر