چشم ها راباید شست و خدا را بايد ديد

Eyes should be washed

اعتراف دانشمندان ساير مذاهب اسلامي درباره حضرت علی
 
1. ابن ابي الحديد مي‌گويد: «انّ سطراً واحداً من نهج البلاغه يساوي ألف سطر من كلام ابن نباته و هو الخطيب الفاضل الذي اتّفق الناس علي أنه أوحد عصره في فنّه»؛[1] 
يك سطر از نهج البلاغه برابر با هزار سطر از كلام ابن نباته است كه به اتفاق دانشمندان خطيبي فاضل و در فن خود يگانة عصر خويش بوده است .  
2. دكتر زكي مبارك مي‌گويد: 
«لامفرّ من الإعتراف بإنّ نهج البلاغه له اصول و الّا فهو شاهد علي أن الشيعة كانوا من أقدر الناس علي صناعة الكلام البليغ»؛[2] 
چاره‌اي نيست جز اين كه بايد اعتراف كنيم نهج البلاغه اصالت دارد و از اصلي معتبر نقل شده است و گرنه بايد بگوييم، شيعه تواناترين مردم جهان در ساختن كلام بليغ است.   
3. شيخ محمود شكري آلوسي مي‌گويد: 
«هذا كتابن قد استودع من خطب الإمام علي بن ابيطالب ـ عليه السلام ـ ما هو قبس من نور الكلام الإلهي و شمس تضيء بفضاحة المنطق النبوي»؛[3] 
اين كتاب نهج البلاغه كه حاوي خطبه‌هاي امام علي بن ابيطالب است، پرتوي از نور سخن الهي دارد، و خورشيدي است كه با فصاحت منطق نبوي مي‌درخشد.  
4. باز آلوسي مي‌گويد: 
«انّه قد اشتمل علي كلام يخيل أنه فوق كلام المخلوقين، دون كلام الخالق، عزّوجلّ قد اعتنق مرتبة الأعجاز و ابتدع ابكار الحقيقة و المجاز»؛[4] 
نهج البلاغه مشتمل بر خطبه‌هاي امير المؤمنين است كه فوق سخن مخلوق و دون سخن خالق است، نزديك به مرتبة اعجاز دارد و مبتكر طرق حقيقت و مجاز است. 5. استاد محمد حسن نائل مرصفي مي‌گويد: 
«نهج البلاغه ذلك الكتاب الذي أقامه الله حجة واضحة علي أن عليّاً كان أحسن مثال حيّ لنور القرآن و حكمته، و علمه و هدايته و اعجازه و فصاحته. اجتمع لعلي في هذا الكتاب ما لم يجتمع لكبار الحكماء و افذاذ الفلاسفة و نوابغ الربانيين من آيات الحكمة السابغة و قواعد السياسة المستقيمة»؛[5] 
نهج البلاغه، ‌مثال زنده‌اي است براي نور و حكمت و علم و هدايت و اعجاز و فصاحت قرآن، اين كتاب حاوي حكمتهاي عالي، ‌قوانين سياسي و مواعظ درخشاني است كه در كتابهاي بزرگان حكما و فلاسفه و نوابغ ديده نمي‌شود. 6. شيخ ناصيف يازجي مي‌گويد: 
«إذا شئت أن تفوّق أقرانك في العلم و الأدب و صناعة الإنشاء فعليك بحفظ القرآن و نهج البلاغه»؛[6] 
اگر بخواهي از لحاظ علم و ادب و انشاء بر رقيبانت برتري پيدا كني، بايد قرآن و نهج البلاغه را حفظ كني. 
7. علي الجندي رئيس دانشكدة علوم در دانشگاه قاهره مي‌گويد: 
با مطالعة نهج البلاغه نوعي خاص ازآهنگ موسيقي بر اعماق احساسات انسن پنجه مي‌افكند كه از نظر سجع و قافيه و ترتيب كلمات و جملات چنان مرتب است كه مي‌توان آن را شعر منثور ناميد.[7] 
8. دكتر زكي مبارك مي‌گويد: 
«و انّي لأعتقد أنّ النظر في كتاب (نهج البلاغه) يورث الرجولة و الشهامة و عظمة النفس، لأنّه من روح قهّار واجة المصاعب بعزائم الأسود»؛[8] 
من اعتقاد دارم كه مطالعة كتاب نهج البلاغه، روح شهامت و مردانگي و عظمت نفس را تقويت مي‌كند، زيرا از روح پرتواني صادر شده است كه در دشواريها با همت شيروار خود مواجه مي‌گشت. 
9. دكتر طه حسين در رابطه با يكي از كلمات زيباي امام دربارة شناخت و عدم شخصيت زدگي مي‌گويد: 
«من پس از وحي و سخن خدا جوابي با شكوه‌تر و شيواتر از اين جواب نديده و و نمي‌شناسم.»[9] 
10. استاد محمد امين نواوي مي‌گويد: 
«حفظ علي القرآن كله، فوقف علي أسراره و اختلط به لحمه و دمه و القاري يري ذلك في نهج البلاغه». 
علي ـ عليه السلام ـ همة قرآن را حفظ كرده بود، و از اسرارش آگاه بود و قرآن با خون و گوشت او در آميخته بود، اين حقيقت را كسي در مي‌يابد كه نهج البلاغه مطالعه كنند. 11. استاد امين نخله مي‌گويد: 
«إذا شاء أحد أن يشفي صبابة نفسه من كلام الإمام فيقبل عليه في النهج من الدقّة و ليتعلّم المشي علي ضوء نهج البلاغه»؛[10] 
هر گاه كسي بخواهد بيماري نفسش را بهبود بخشد، بايد به گفتار امام در نهج البلاغه رو آورد. و راه رفتن در پرتو آن كتاب را فرا گيرد. 12. استاد فنّ بلاغت حسين نائل مرصفي: 
ايشان در شرحي كه بر نهج البلاغه نوشته است، به تمام معيارها و جاذبه‌هاي ياد شده در كلمات ابن ابي الحديد اعتراف كرده و افزوده است كه نهج البلاغه كتابي است كه خداوند آن را دليل روشني قرار داده تا ثابت كند كه علي ـ عليه السلام ـ بهترين شاهد زندة نورانيت و پرتو بخش قرآن و حكمت و دانش و هدايت و اعجاز و فصاحت آن كتاب آسماني است، آيات و نشانه‌هاي حكمت ارزنده و قوانين صحيح سياست و پندهاي روشن و دلنشين و براهين گويا و استواري كه علي ـ عليه السلام ـ در اين كتاب آورده خود دليل فضيلت مافوق تصور و بهترين آثار يك پيشواي به حق است كه هيچ يك از حكماي بزرگ و فلاسفة عالي مقام و نوابغ روزگار نظير آن را نياورده‌اند.[11] 
13. عباس محمود عقّاد نويسنده و مورخ معروف مصري مي‌گويد: 
«في كتاب نهج البلاغه فيض من آيات التوحيد و الحكمة الإلهيّة تتّسع به دراسة كل مشتغل بالعقائد و اصول التالية و حكم التوحيد»؛[12] 
در كتاب نهج البلاغه فيض از آيات توحيد و حكمت الهي است كه ذهن دانشجوي معارف الهي و اصول توحيد را توسعه مي‌دهد و مهر شخصيت علوي از پشت سطرها و از ميان حرفهاي اين كتاب پديدار است و چون خوب دقت كني صداي امام را از آن سوي كلمات مي‌شنوي نه صداي ديگري را. 
14. ابن ابي الحديد مي‌گويد: 
«كسي كه بخواهد فصاحت و بلاغت بياموزد و امتياز سخن را دريابد، بايد در اين خطبه[13]تأمل كند، زيرا نسبت اين سخن با هر سخني ديگر ـ غير از كلام خدا و رسول ـ همانا نسبت ستارة درخشان با سنگ سياه و تاريك است، سپس بيننده بايد بنگرد كه چه روشني و جلالت و درخشندگي دارد و چه خوف و خشيتي ايجاد مي‌كند، خدا گوينده‌اش را جزاي خير دهد كه گاهي با دست و شمشيرش از اسلام دفاع كرد و گاهي با زبان و بيانش و زماني با فكر و قلبش، در جهاد، او سيد مجاهدين است و در موعظه بليغ‌ترين وعاظ و در فقه و تفسير، ‌رئيس فقها و مفسرين و در عدل و توحيد، پيشواي عادلان و موحدين. و ليس علي الله بمستنكر إن يجمع العالم في واحد[14] 
باز مي‌گويد: 
«و اعلم أنّ التوحيد و العدل و المباحث الشريفة الإلهيّة، ما عرفت الّا من كلام هذا الرجل و ان كلام غيره من أكابر الصحابة لم يتضمن شيئاً من ذلك أصلاً و لاكانوا يتصوّرونه و لو تصوّروه لذكروه و هذه الفضيلة عندي أعظم فضائله ـ عليه السلام .»[15] 
 
بدان توحيد و عدل و ساير مباحث شريف الهي جز از سخن اين رجل الهي دانسته نشد، زيرا سخن ديگران از بزرگان صحابه، حاوي اين مطالب نيست، بلكه اين مطالب به فكر آنها خطور هم نمي‌كرد. اگر خطور مي‌كرد، بيان مي‌كردند همانا اين بزرگترين فضيلت علي ـ عليه السلام ـ است .  به گزارش جهان، وبلاگ "دریای معارف الهی" حسن منتظري - مرکز مطالعات و پژوهش های فرهنگی حوزه علمیه. 
 
[1] . مصادر نهج البلاغه، عبدالزهرا، حسيني خطيب، ص 78، 91، 98. 
[2] . مصادر نهج البلاغه، عبدالزهرا، حسيني خطيب، ص 78، 91، 98.
[3] . همان.
[4] . مصادر نهج البلاغه، ج 1، ص 91.
[5] . مقدمة مرصفي بر شرح نهج البلاغه.
[6] . نظرات في القرآن محمد غزالي، ص 154؛ از وصيت يازجي به فرزندش ابراهيم.
[7] . مقدمة كتاب علي بن ابيطالب شعره و حكمه.
[8] . عبقرية الشريف الرضي، ج 1، ص 296.
[9] . علي و فرزندان، ‌ص 40.
[10] . مإة كلمة من كلام الإمام علي، استاد امين نخله.
[11] . در پيرامون نهج البلاغه، ص 61، علامة شهرستاني. 
[12] . عبقرية الإمام، ص 132 ـ 178. 
[13] . خطبه 108 به ترتيب حديدي. 
[14] . شرح ابن ابي الحديد، ج 7، ص 202 ـ 203. 
[15] . شرح ابن ابي الحديد، ج 6، ص 346.
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 22:14  توسط   | 

ابن شاذان می‌گوید: ابراهیم بن علی به اسنادش از ابی عبدالله جعفر بن محمد از پدرانش نقل می‌کند که فرمودند: عباس بن عبد المطلب و یزید بن قعنب بین گروهی از بنی هاشم و عبد العزّی در کنار خانه خدا نشسته بودند، در این هنگام فاطمه بنت اسد مادر امیرالمؤمنین که در ماه نهم حاملگی بود و زمان وضع حملش فرارسیده بود وارد شد و گوشه پرده خانه را گرفت و بالا انداخت و عرض کرد: خداوندا من به تو و به چیزی که فرستاده‌ات آورده و به همه پیامبران و همه کتاب‌هایی که فرستادی و به سخنان جدّم ابراهیم که خانه عتیق را بنا نهاد، ایمان دارم، پس به حق این خانه و کسی که آن را بنا نهاد و به حق این فرزندی که در شکم دارم که با من حرف می‌زند و با صحبت‌هایش همدم شدم و من ایمان دارم که او یکی از نشانه‌ها و حجت‌های تو است، از تو می‌خواهم که این زایمان را بر من آسان گردانی. 

چرا ولادت در کعبه فقط مختص امام علی(ع) است؟

عباس بن عبد المطلب و یزید بن قعنب گفتند: زمانی که فاطمه این گونه سخن گفت و دعا نمود خانه را دیدیم که از پشت باز شد و فاطمه به درون رفت و از چشم ما ناپدید شد دوباره آنجا به هم آمد و بسته شد، ما خواستیم که در را باز کنیم که برخی از زنان وارد شوند نتوانستیم دانستیم که این امر خداوند است. فاطمه سه روز در آنجا ماند و اهل مکه و زنانشان همه از این سخن می‌گفتند بعد از سه روز خانه از‌‌ همان محل که وارد شده بود دوباره باز شد و فاطمه در حالی که علی را در بغل داشت خارج شد. [۲]

این کجا و وارد شدن شخصی به طور طبیعی (از در آن) و زایمان کردن آن کجا؟

[۱] ن. ک: الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج ۱، ص ۱۰۶، باب حکیم.

[۲] جواد کاظم منشد، فضائل أمیر المؤمنین (ع)، ص ۱۶۱-۱۶۲.
منبع: تسنیم

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت ۱۳۹۴ساعت 21:56  توسط   | 

یکی از واجباتی که در قرآن کریم - بعد از دستور به پرستش خداوند ذکر شده- نیکی به پدر و مادر است. به گزارش فرجام، در قرآن و روایات، تأکید فراوانی بر رعایت حقوق والدین و نیکی و احسان به آنان شده است و در مقابل، رعایت نکردن این واجب، علاوه بر مجازات اخروی - در صورت توبه نکردن- مجازات دنیایی را نیز در پی دارد به نحوی که این امر برای تمامی انسان ها اجرا می گردد  

چنانچه حضرت یوسف (ع) تنها به واسطه عملی بسیار کوچک و غیر عمد از سوی خداوند تادیب گردید تا قطعیت سخن پروردگار بر همگان مبرهن و آشکار شود.
در این باره آمده است حضرت يوسف (ع) پس از مشكلات فراوانی که متحمل گردید فرمانرواى مصر شد. پدرش ‍ يعقوب سال ها با رنج و مشقت، دورى و فراق يوسف را تحمل كرده و توان جسمى را از دست داده بود. هنگامى كه باخبر شد يوسف، زمامدار كشور مصر است، شاد و خرم با يك كاروان به سوى مصر حركت كرد، يوسف نيز با شوكت و جلالى در حالى كه سوار بر مركب بود، به استقبال پدر از مصر بيرون آمد. همين كه چشمش به پدر رنج كشيده افتاد، مى خواست پياده شود، شكوه سلطنت سبب شد كه به احترام پدر پياده نشود و كمى بى احترامى در حق پدر كرد.
پس از پايان مراسم ديدار، جبرئيل از جانب خداوند نزد يوسف آمد و گفت :
يوسف! چرا به احترام پدر پياده نشدى؟
اينك دستت را باز نما!
وقتى يوسف دستش را گشود ناگاه نورى از ميان انگشتانش برخاست و به سوى آسمان رفت .
يوسف پرسيد: اين چه نورى است كه از دستم خارج گرديد؟جبرييل پاسخ داد: اين نور نبوت بود كه از نسل تو، به خاطر كيفر پياده نشدن براى پدر پيرت (يعقوب) خارج گرديد و ديگر از نسل تو پيغمبر نخواهد بود.پی نوشت:
1- علامه مجلسی. بحارالانوار، ج12: 251.
2-ناصري، محمود. داستانهاي بحار الانوار، ج5: 229.

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 23:59  توسط   | 

 

ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ في‏ جَوْفِ :خداوند براى هيچ كس دو دل در درونش نيافريد (سوره احزاب آيه 4 )

وَ قَالَ الصَّادِقُ عليه السلام : الْقَلْبُ حَرَمُ اللَّهِ فَلَا تُسْكِنْ حَرَمَ اللَّهِ غَيْرَ اللَّه‏ دل حرم خداوند است، پس در حرم خدا كسى غير از خداوند را جاى ندهيدمنبع : بحارالانوار جلد ‏67 صفحه 25

انسان يك دل بيشتر ندارد ، اگر غير خدا در آن بود، ديگر جايي براي خدا نيست

داستان: روزى سليمان(ع) گنجشكى را ديد كه به همسر خود مى ‏گويد: چرا با من معاشرت نمي كني، اگر تو بخواهى من جايگاه سليمان را با منقار خود بلند مى‏ كنم و آن را در دريا مى ‏افكنم، حضرت سليمان(ع) از كلام او به خنده افتاد، سپس آن دو را فرا خواند و به گنجشك نر، فرمود: آيا قدرت انجام كارى را كه ادّعا كردى، دارى؟ او گفت: خير، اى پيامبر خدا، ليكن مرد خود را براى همسرش بزرگ مى‏ شمارد و نزد او لاف مى‏ زند و عاشق را از بابت سخنانش سرزنش نمى ‏كنند،!!! 

  سليمان به گنجشك مادّه گفت: چرا با او معاشرت نمي كني ، با آنكه او عاشق توست، او گفت: اى رسول خدا، او ادّعاى عشق مى ‏كند، امّا براستى دوستدار من نيست و همراه من ديگرى را نيز دوست دارد،  

اين كلام گنجشك سليمان را متأثر كرد و او بشدّت گريست و تا چهل روز از مردم مفارقت نمود و در خلوت به مناجات با پروردگار خود پرداخت تا قلب خود را از محبّت غير خدا خالص كند. منبع:بحار الأنوارجلد ‏14،صفحه 96  چشم ها را بايد شست   جور ديگر بايد ديد   التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 16:28  توسط   | 




یا رب نصیب هیچ غریبی دگر نکن
دردی که گیسوان حسن را سفید کرد

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم فروردین ۱۳۹۴ساعت 20:50  توسط   | 

  پروفسور مشهور آلمانی شیعه شد

یکی از شخصیت های شناخته شده در اروپا که در زمینه میکروبیولوژی فعالیت می کند با حضور در یکی از مساجد شهر کرج به دین مبین اسلام مشرف شد.

به گزارش نماینده به نقل از ابنا، پروفسور «رودریک آگورتمن» با حضور در مسجد جامع رجایی شهر کرج به دین مبین اسلام و مذهب تشیع مشرف شد و نام مبارک «علی» را برای خود برگزید.پروفسور رودریک آگورتمن یک چهره شناخته شده در اروپا است که آزمایشگاه بزرگی در زمینه میکروبیولوژی در کشور سوئیس دارد و استاد رشته اقتصاد است.
وی گفت: از زمان دانشجویی خودم با دانشجویان ایرانی و مسلمان آشنا بودم و همین موضوع سبب شد که با اسلام آشنا شوم.
آگورتمن به دنبال این است که به همه دنیا نشان دهد چهره واقعی اسلام چیز دیگری است.
او برای اینکه مسلمان شود سه بار کل قرآن را مطالعه کرد و با جان و دل اسلام را پذیرفت.وی درباره انتخاب نام زیبای علی هم برای خود گفت: چون روز گذشته ولادت حضرت زینب(س) بود و پدر ایشان هم حضرت علی(ع) است من این نام را انتخاب کردم.پروفسور همچنین در دیدار با امام جماعت محترم مسجدجامع رجایی شهر هدایایی به رسم یادگار از ایشان دریافت کرد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:21  توسط   | 


از آیت الله قاضی بیاموزیم

آقا سید علی قاضی استاد عرفان آیت الله بهجت مستأجر بود و صاحبخانه اثاث منزلش را ریخته بود وسط کوچه. آن بزرگوار در حالی که بشّاش بود می فرمود: «خدا خیال کرده ما هم آدمیم»؛ یعنی خدا آدمها را سختی می دهد ، و گویا خدا ما را هم آدم حساب کرده که به ما سختی می دهد.
نکته اینجاست که ما این سختی ها را به هیچ وجه نمی خواهیم بپذیریم و چنان در مقابل آن ها می ایستیم و بی تابی می کنیم که گویی دنیا بهشتی است که قرار نیست در آن رنج و سختی ای پیش بیاید.

در دامنه های ناهموار زندگی دنیا، گاه ما در سربالایی قرار می گیریم و با تلاشی طاقت فرسا باید حرکت کنیم و گاه در سراشیبی که بدون هیچ زحمتی به راحتی و با شتاب، امکان حرکت فراهم است، و این بسته به دید ماست که با هر شرایطی چگونه کنار بیایم. 

اگر ما سختی ها را به چشم دشمنانی نگاه کنیم که قصد جان ما را کرده اند و می خواهند نابودمان کنند در نهایت خودمان را آنقدر به در و دیوار می زنیم که هر لحظه زندگی برایمان طاقت فرسا می شود، اما اگر این سختی ها را به عنوان بخشی از زندگی بپذیریم که قرار است درسی بزرگ به ما بدهند تمام وجودمان چشم و گوش می شود تا درس را هر چه بهتر بیاموزیم و از این مراحل به سلامت بگذریم.
خدواند متعال در قرآن کریم به خوبی ما را آگاه می کند به این ناهمواری ها و مژده می دهد که پایان این راه شیرینی و راحتی است.

می‌‌فرماید: «و لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الاَمْوالِ وَ الأْنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»(بقره:155)؛ «قطعا همه ی شما را با چیزی از ترس، گرسنگی و كاهش در مالها و جانها و میوه ها آزمایش می‌كنیم، و بشارت ده به استقامت كنند گان...».

بیایم و ملکه ذهن خود کنیم که خداوند حکیم است و همه کارهایش هم از روی حکمت و مصلحت است، اگر گاهی که ما برای خود سرمستانه و مغرور مشغول خوشگذرانی هستیم، یا با بی مبالاتی قوانین هستی را نادیده گرفته و کار خود را می کنیم اگر یک پس گردنی از خداوند متعال خوردیم تعجب نکنیم، چشممان به دست خداوند متعال باشد که چه خیری قرار است برای رقم بزند.

زندگی را به خاطر سختی های ریز و درشت که بالاخره دیر یا زود می گذرند بر خود زهر نکنیم، این سختی ها مسیر تبدیل شدن سنگ وجود ما به الماس های درخشان انسانیت و کمال است.

امام علی علیه السلام در این زمینه می فرمایند: «هر گاه خداوند نسبت به بنده ای اراده خیری داشته باشد، پس آن بنده گناهی کند، به دنبال آن گرفتاری ای پیش می آید و استغفار را به یادش می آورد. اقتباس از تبيان نوشته ف.محمدي
 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت 22:11  توسط   | 

  گاهی وقت ها آنقدر خوشحالیم و اوضاع بر وفق مرادمان هست که می خواهیم زمان را در همان حال نگه داریم تا هیچ چیز تغییر نکند، گاهی همه کارها پشت سر هم ردیف می شود، آنقدر راحت که تصور می کنیم قانون هستی همین است ... در این حالت خیلی از خودمان تشکر می کنیم که چقدر خوبیم ما... چقدر توانایی داریم و به بمب اعتماد به نفس تبدیل می شویم. 

اینقدر در این خودبینی غرق می شویم که یادمان می رود گاهی هم انصاف داشته باشیم و از گرداننده اوضاع باب میل خودمان تشکر کنیم ....و اولین مانعی که در مسیرمان پیش بیاید آن وقت است که به زمین و زمان بد می گوییم. 
همه را متهم کرده و محکوم می کنیم، همه حتی خداوند را و تنها کسی که تقصیری ندارد ، فقط خودمان هستیم و بس... 
 
یک حکایت آموزنده
روزی ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﯽ، ﺍﺯ ﻃﺒﻘﻪ ﺷﺸﻢ ﻣﯽﺧﻮﺍهد ﮐﻪ ﺑﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍنش ﺣﺮﻑ ﺑﺰند...
ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭ را ﺻﺪﺍ ﻣﯿﺰند ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺷﻠﻮﻏﯽ ﻭ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍ، ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻣﺘﻮﺟﻪ نمی شود. ﺑﻪ ﻧﺎﭼﺎﺭ ﻣﻬﻨﺪﺱ، یک اسکناس 10 ﺩﻻﺭی به پایین می‌اندازد ﺗﺎ ﺑﻠﮑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺎﻻ ﺭﻭ ﻧﮕﺎﻩ کند. ﮐﺎﺭﮔﺮ 10 ﺩﻻﺭ ﺭا ﺑﺮمی‌دارد ﻭ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﺶ می‌گذارد ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند مشغول کارش می‌شود. ﺑﺎﺭ ﺩﻭﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ 50 ﺩﻻﺭ ﻣﯿﻔﺮستد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ کند پول را در جیبش می‌گذارد!!!
ﺑﺎﺭ ﺳﻮﻡ ﻣﻬﻨﺪﺱ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺭا می‌اندازد ﭘﺎﯾﯿﻦ ﻭ ﺳﻨﮓ ﺑﻪ ﺳﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ برخورد می‌کند. ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻟﺤﻈﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺮش را ﺑﻠﻨﺪ می‌کند ﻭ ﺑﺎﻻ ﺭا ﻧﮕﺎﻩ می‌کند ﻭ ﻣﻬﻨﺪﺱ کارش را به او می‌گوید..!!
ﺍﯾﻦ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﻫﻤﺎﻥ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺍﺳﺖ، ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻧﻌﻤﺖ ﻫﺎ ﺭا ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎ می‌فرستد ﺍﻣﺎ ﻣﺎ ﺳﭙﺎﺱﮔزﺍﺭ ﻧﯿﺴﺘﯿﻢ. ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﻨﮓ ﮐﻮﭼﮑﯽ ﺑﺮ ﺳﺮمان می‌افتد ﮐﻪ ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﻫﻤﺎﻥ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﮐﻮﭼﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽﺍﻧﺪ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺭﻭﯼ ﻣﯽﺁﻭﺭﯾﻢ. بنابراین هر ﺯﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﻣﺎﻥ ﻧﻌﻤﺘﯽ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺭﺳﯿﺪ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺳﭙﺎﺱگزاﺭ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮ ﺳﺮﻣﺎﻥ ﺑﯿﻔﺘﺪ 
 

      

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت 22:6  توسط   | 

 

 

صبح یکشنبه 1393/11/19   خانمم خواب دید که کلید چراغ خانه همسایه ما که اسمش حاج صفر بود خراب شده و خانمم هی منو صدا می زنه که فلانی برو کلید خونه شون رو درست کن .. بعد خواب دییده تو همون تاریکی یه عده دارند تو مسجد کنار خونه ما و حاج صفر نماز می خونندن میگه خواب دیدم مسجد بود اما اینگار این مسجد  خانه حاج صفر بود   

تعبير خواب :حدود هفته قبل بود كه حاج صفر پس از حدود يكي 2 ماه خانه نشيني  به دلیل سکته قلبی و مشکلات عفونت ریوی  و تنگی نفس و ....که احتمالش خیلی ذبود بمیره !!!اومد مسجد و حالش خيلي خوب شده بود . 

نکته :1-اصل کلی نماز بزرگی عزت، هدایت و گشایش  است از فقر ،بیماری ،بلا ،مصیبت ،حبس و...

نکته 2-اگر خانه کسی مسجد شود یعنی  گشایش های فوق الذکر متناسب با نوع مشکل اورا در بر خواهد گرفت

نکته 4-به جهت قبله باید توجه شود غیر از مشرق که تعبیرش حج بیت الله است اگر در سایر جهات نماز بخوانید مفهومش عدم گشایش است و یا طی طریق ضلالت و روگردانی از صاحب خلقت ، و مفهوم این است که از کانون وحی به شما پیغام داده می شود که به سوی خداوند باز گردید!!

نکته 5-اگر در طی نماز به هر دلیل نماز خود راشکستید مفهومش این است به هر دلیل رابطه شما باز صاحب خلقت دچار اشکال می شود و کار دنیایی شما به هر دلیل فعلا سامان نمی یابد وبالعکس اگر نماز را سلام داده به پایان بردید.مفهومش این است  که گشایش و عزت متناسب با مشکلاتان برایتان فراهم خواهد شد. 

نکته 4- شما خوابتان چه خوب یا بد هرچه  است باید این نکته توجه کنید که دیشب خداوند با شما حرف زده است . پس هر چه هست جمال معشوق را عشق است وبرای شما حتی اگر نزول بلا هم باشد خیر است.

چرا که می گویند هر چه از دوست رسد نیکوست !!! گاهی اوقات دوست جراح !!!یا طبیبی که دوست ما است !!حتی شکم ما را نیز پاره می کند؟؟ تا عفونتی را از شکم ما خارج کند! اما به خواب خود نیز فکر کنید که او چه چیزی می خواسته  است به شما بگوید .

نکته 5- اما اگر خواستید مشکلی را رفع کنید راهش نیمه شب است قبل از اذان صبح وبعد از نماز صبح هر چند  او همیشه بیدار است و دستش همیشه باز!!1

 این خاطره را بخوانید!

چند شب مانده بود به عید سال 92 تازه مراحل دانشجویی ام  در مقطع دکتری تمام شده بود!1 ماموریت آموزشی داشتم لذا مزایای دریافتی ام زیاد نبود همزمان یک کار اقتصادی بزرگ دیگری هم انجام  می دادم !!شب عیدی  همه حقوقم تمام شده بود و فقط به اندازه خرجی داشتم انهم به کمک حقوق خانمم کت و شلوارم خیلی کهنه شده بود و شب عیدی داشت ابرویم می رفت!! گفتم خانم یه کم پول بده بریم شب عیدیه یه کت شلوار بخریم!  ابروم میره ها !!گفت تو علاجت نمی شه کار همیشه اته با یه دست 10 تا هندونه بر می داری ؟؟شب عیدی اگه یه مشکلی پیش بیاد بریم از کی پول بگیریم ؟؟ مردم به ما چی میگن !1فردا دوباره بهش گفتم!1 پس فردا  با خواهش و التماس بابا یه روز ما بی پول شدیم !1فایده نداشت صبح ساعت  نزدیک 8 بود می خواستم برم اداره ...رفتم دستشویی ...تو خونه هیچکس نبود یاد کتک و شلوار کهنه ام افتادم افتادم همین جوری که تو دستشویی نشسته بودم بی اختیار داد زدم من  پول می خوام ؟؟...........

پا شدم داشتم صورتم رو می شستم ....دیدم صدای sms اومد دستامو خشک کردم !!دیدم متن پیام اینه مبلغ ....ریال به حساب بانک ملت شما واریز شد؟؟؟ و اون مبلغ اندازه قیمت کت و شلواری بود که می خواستم بخرم  !!!! اشک درون چشمهایم جمع شده بود!!! زیر لب گفتم شر منده مون کردی رفیق !! و ندای ندامتی می گفت !!!چرا منت خانومت رو کشیدی !! از اول می اومدی پیش خودم !!!  از خودم خجالت کشیدم چرا از اول به رفقیمون نگفته بودیم ؟؟؟و شب  در حالیکه قیافه گرفته بودم !! به خانم گفتم پاشو بریم کت شلوار بخریم گفت تو که پول نداشتی؟؟ گفتم رفیقم رسوند !!! و جالبی اش این است که بعد گذشت 2 سال  خدا می دونه ..هنوز هم نمی دونم این پول از کجا به حسابم واریز شد؟؟؟

و بااین فراز از دعای مشلول  نوشتمو تموم می کنم

یا رب البیت العتیق یا الهی بالتحقیق و یا شفیق و یا رفیق ،فکنی من حلق المزیق  التماس دعا

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 15:30  توسط   | 

روایت شده؛ بعد از رحلت رسول خدا، شخص نامسلمان و تازه واردی در مدینه، بعد از ملاقات و پرسش هایی از امیرالمومنین علی علیه السلام، وقتی پاسخ سخت ترین سوال هایش را گرفت از حضرت پرسید: آیا تو محمدی؟ مولا این سخن را محترمانه ندانست و فرمود: وای بر تو! "من بنده ای از بنده های محمدم" انا عبدٌ من عبیدِ محمّد 
 
I love Mohammad "P.B.U.H"
 I hate terrorism.
I condemn insulting the holy prophets.
من عاشق محمدم
از تروریسم متنفرم
توهین به پیامبران الهی را محکوم میکنم
 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت 0:41  توسط   | 

قال أمير المؤمنين (ع) :

«فاتقوا شرار النساء و کونوا من خيارهنّ علي حذر، و لا تطيعوهن في المعروف حتي لا يطمعن في المنکر». خطبه 80

 

پس از زنان شرور بپرهيزيد و  مراقب نيكانشان باشيد، آنان را در معروف اطاعت نکنيد، تا (به اطاعت شما از خودشان) در منکر طمع نبندند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۲ساعت 6:8  توسط   | 

صبح شنبه 21/10/1392 1 خواب ديدم سه تا برگه زرد الو را گذاشتم تو دهنم

تعبير خواب يه ماشين ef7 داشتم كه چند وقت بود از اويل ماژور ان  روغن مي ريخت و فرصت نمي كردم اون رو ببرم مكانيكي و فردا صبح اون رو بردم پيش يه مكانيم ايران خودرو و بنا شد واشر رو تعويض كنه چسب بزنه ... دو روز بعد ماشين رو تحويل گرفتم و 180 هزار تومان فاكتور رو پرداختم از كارواش كه اومدم بيرون صداي سو پاپ هاي ماشين در اومد ..ماشين رو اوردم پيشش كه سيني زير رو ببنده ...خود مكانيك با تعجب گفت : كار ما ارتباطي به تايپيت هاي ماشين نداشته و ما كاري به انجا نداشتيم ....پو لهاشو گرفت و ما مونديم و مصيبت اومدم پيش يه مكانيك وارد ديگه كفت برو تو جاده گاز بده خوب مي شه ...رفتم گاز دادم نشد... رفتم پيش يه مكانيك وارد ديگه گفت :روغن توتال 10/40 بريز  خوب مي شه ...75 هزار توان روغن خريدم نشد ...رفتم پيش يه مكانيك ديگه گفت :بايد 16 تا تايپيت عوض بشه .... اومدم يه مكانيك ديگه گفت تست كنيد پمپ روغن خرابه تست كرديم سالم بود اومدم .........خلاصه من توضيح ميدادم ..آقا من با بي سوادي مكانيكي ام مي فهمم كه همه اينها صبح درست بوده واين يه جوري مربوط ميشه به كار شما !!!خلاصه يه مكانيك درب روغن  موتور رو باز كرد و ديد روغن بالا نمي ياد ..و نهايتا  فهميديدم  آقايان  به واشر ها چسب زدند و كانال هاي روغن يا سوپاپ زير سيلند ر گرفته!!! خلاصه اومدم يه مكانيكي ديگه و سر سيلندر ماشين رو باز كردم  و 140 هزار توان ديگه خرج كردم

نكات :

1- من تعبير خواب ها مو بر مبناي خوابي كه ديدم و اتفاق مرتبط با آن مي نويسم  كه ممكن مربوط به شرايط زماني  و مكاني ان باشد و در ساير موارد تعميم آن درست نباشد والله اعللم

2- اما  به نظر مي رسد چنانچه ميوه هاي شاداب رو در فصل آن بخوريد تعبير خوبي متناسب با نوع ميوه داشته باشد وموارد استثنا نيز وجود دارد و غالبا در غير فصل مربوطه تعبير آنها تغيير يافته يا عكس مي شود

3- لذا خوردن زرد الو  شاداب در فصل تابستان تعبير خوبي داشته و يك تعببر آن اين است كه به ازاي هر زرد الو  متناسب با وضعيت مالي شما چند هزار يا چند ده و چند صد هزار  يا ميليون درآمد يا ثروت كسب خواهيد كرد

4- اما اگر زرد الو به صورت خشك و در غير فصل آن خورده شود شما به ازاي خوردن هر زردالو عددي متناسب با وضعيت مالي زيان خواهيد كرد ...با اين وجود خوابتان را به خير تعبير كنيد و صدقه بدهيد

5- مي دانيد چرا صدقه دادن قضا و قدر الهي را تغيير مي دهد ؟ وقتي كه ما با بي رحمي از كنار محرومان جامعه رد مي شويم  كساني كه لباس مناسبي براي پوشيدن ندارند . كساني كه درب يخچال را باز مي كنند و غذايي براي كودك خرد سالشان ندارند دانشجويي كه به دليل اعتياد پدر پول خريد ژتون نهار را ندارد .. و دختري كه از خجالت عدم تهيه جهيزيه  هر روز مراسم عروس اش را تعويق مي اندازد.....و ما بي تفاوت از كنا ان مي گذريم   و به زندگي خود و تفريح خودمان مشغول هستيم ....اين جا است كه تازه اگر ادم خوبي باشيم بلايي بر ما نازل مي شود و غم و اندوهي به ما مي رسد تا  شايد به گونه ديگري به جهان نگاه كنيم 

6- امتحان كنيد !!براي دختر فقيري يك قلم جهيزيه تهيه كنيد ...چك اشنايي را كمك كنيد پاس شود ..كودك يتيمي را به سر پرستي بگيريد ..سر راه زير باران.. پيرمردي را به خانه اش برسانيد ..درون اتوبوس براي نشستن  بيماري از جاي بلند شويد .... انگاه ببينيد چكوه محاسبات نظام خلقت تغيير مي كند و لذت زندگي شما بدون اينكه متوجه باشيد زياد مي شود

7- خلاصه اينكه وقتي شما رحم كنيد ..نظام خلقت به  درجه اولي به شما رحم خواهد كرد ... وقتي شما ببخشيد او هم به درجه اولي خواهد بخشيد

چشم ها را بايد شست         و خدا   را   بايد   ديد 

     اللهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم .. التماس دعا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن ۱۳۹۲ساعت 8:38  توسط   | 

 کما بداکم توعدون

همانگونه که شما را پدید اورد بسوی او باز می گردید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ساعت 20:31  توسط   | 

 من اتقی و اصلح فلا خوف علیهم و لا یحزنون(35اعراف)

پس چنانچه انگونه که خداوند گفته زندگی کنید دو نتیجه در زندگی شما خواهد داشت هیچگاه دچار استرس نشده و هیچگاه غمگین نخواهید شد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۲ساعت 20:27  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر ۱۳۹۲ساعت 19:58  توسط   | 


1365753457.4481 سفارش علامه امینی برای زیارت عاشورادکتر امینی فرزند برومند علامه می گوید: “پس از گذشت چهار سال از فوت مرحوم پدر بزرگوارم ایشان را در خواب دیدم که شاداب و خرسند است. جلو رفته و پس از سلام و دست بوسی عرض کردم: پدر جان! در آنجا چه عملی باعث سعادت و نجات شما گردید؟ پاسخ دادند: نمی دانم چه می گویی. قدری واضح تر و روشن تر بگو! گفتم: آقا جان! شما اکنون از میان ما رخت بر بسته اید و به جهان دیگر منتقل شده اید. در آنجا که هستید کدامین عمل باعث نجات شما گردید؟

مرحوم پدرم درنگی کرده سپس فرمودند: فقط زیارت ابا عبدالله الحسین– علیه السلام -. عرض کردم: شما می‌دانید اکنون روابط بین ایران و عراق تیره و تار است و راه کربلا بسته، چه کنم؟ فرمود: در مجالس و محافلی که جهت عزاداری امام حسین– علیه السلام – برپا می شود شرکت کن، ثواب زیارت امام حسین را به تو می دهند. سپس فرمودند: پسر جان! در گذشته بارها تو را یادآور شدم و اکنون به تو توصیه می کنم که زیارت عاشورا را هیچ وقت و به هیچ عنوان ترک و فراموش نکن. مرتباً زیارت عاشورا را بخوان و بر خودت وظیفه بدان. این زیارت دارای آثار و برکات و فوائد بسیاری است که موجب نجات و سعادتمندی در دنیا و آخرت تو می باشد.”

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ساعت 20:9  توسط   | 

تصویر مرقد امام حسن بن علی (ع) قبل از تخریب آن از سوی مقامات سعودی در دهه 20 قرن گذشته 

ن:جهان نيوز

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آبان ۱۳۹۲ساعت 17:37  توسط   | 

روز شنبه اوايل آبان 1392 بود كه دختر كوچكم كه 5 ساله است از خواب هراسان بلند شد و گفت بابا طوفان اومده!! گفتم نه!  گفت: خواب ديدم طوفان اومد و همه چيز رو مي كند خيلي بد بود 

تعبير : دو هفته بعد 4 نفري آنفلوانزا گرفتيم و امروز كه 29 آبان ماه است يك هفته اي است كه سر كار نرفتم

نكات :

1- به طور كلي ديدن نسيم در خواب نشانگر تندرستي و ديدن باد سخت كه همه چيز را ميكند بيانگر بيماري مي باشد 

2- روزي كه اين وب رو شروع كردم ، اصلا به ذهنم خطور نمي كرد كه روزي تعبير خواب بنويسم اما اين تعبير خواب نويسي براي خودم هم خيلي آموزنده بود شايد اين بيستمين تعبير خوابي باشه كه نوشتم و خيلي هاي ديگشو رو هنور روي وبم نياوردم 

يه روز يه سخنراني گوش مي دادم مي گفت :در اخرين سخنراني راسل اين دانشمند لائيك يه نفر ازش پرسيد؟ اگه الان مردي و چشمهايت رو باز كردي و ديدي جهان ديگري، بهشت و جهنمي ، پاداش و عقوبتي وجود دارد به خدا چه خواهي گفت ؟ و راسل مي گويد به خدا خواهم گفت بر روي زمين كم نشانه قرار دادي ؟؟

الان نمي خوام جواب به اين سوال بدم اما...

من بعضي وقت ها سر كلاس سطل اشغال رو به دانشجو هام نشون ميدم و ميگم اگه تا فردا صبح دليل بيارم كه هوا سرد بود.. گرم شد ..فشار اتمسفر كم بود زياد شد.. بيگ بنگ شد و تصادفا اين سطل اشغال درست شد شما باور مي كنيد ؟

راستي! عظمت سلول و كهكشان ها نشانه اي از خدا نيست ؟ پس مشكل نشونه نيست اين گناه است كه دريچه هاي معرفت رو مي بنده !! يه دوست داشتم زمين شناس بود ميگفت فكر نجس از مغز نجس  بيرون مي ياد ... بگذريم 

 مي خوام يگم يكي از آدرس هاي خونه خدا وند خوابه !!!

يكي از ابزارهايي كه از غيب با ما حرف مي زنند بهمون ميگويند چه اتفاقي برات مي افته خوابه !!

امشب كه  از دكتر مي اومدم و حدود يك هفته بود كه از تب و لرز كلافه شده بودم ياد اين جمله اميرالمومنين حضرت علي ع  تو كميل افتادم كه ميفرمايد

حضرت علی علیه السلام عرض میکند: یارب و انت تعلم ضعفی عن قلیل من بلاء الدنیا و عقوباتها و ما یجری فیها من المکاره علی اهلها علی ان ذلک بلاء و مکروه قلیل مکثه یسیر بقائه قصیر مدته فکیف احتمالی لبلاء الآخرة و جلیل وقوع المکاره فیها و هو بلاء تطول مدته و یدوم مقامه و لا یخفف عن اهله لانه لا یکون الا عن غضبک و انتقامک و سخطک و هذا ما لا تقوم له السموات و الارض یا سیدی فکیف لی و انا عبدک الضعیف ...

خدایا تو ناتوانی مرا در برابر اندکی از بلای دنیا و گرفتاریهایش و آنچه در آن جریان دارد از مکروهات بر اهل دنیا می دانی. با اینکه بلای دنیا بلای ناپسندی است که درنگ آن کم و ناچیز و دوام آن اندک و زمانش کوتاه است. پس چگونه است تحمل و باور من در بلای آخرت و بزرگی واقعیّات مکروهه وآن، که بلایی است که مدتش طولانی و پایداریش همیشگی بوده و هیچ تخفیفی به اهل آن داده نمی شود؛ زیرا که جز از خشم و انتقام و غضب تو بر نمی خیزد. این بلا چنان است که حتی آسمانها و زمین، تاب تحمل آن را ندارند، پس ای آقای من، حال من ضعیف چگونه خواهد بود؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۲ساعت 22:36  توسط   | 

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آن هایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا (ص) دفاع و حمایت کردند.

دهم محرم سال ۶۱ هجری، حادثه‌ عظیم عاشورا، شهادت امام حسین علیه‌ السلام و هفتاد و دو تن از یاران از جان گذشته ایشان رقم خورد. قیامی که حضرت اباعبدالله حسین (ع) برای برپایی و اقامه دین مبین اسلام، همراه خانواده خویش، حج خود را نیمه‌ تمام رها کرد و برای ادای رسالت مهمی به سوی کربلا حرکت کردند.

افراد بسیاری در واقعه عظیم عاشورا به ایفای نقش در جبهه حق و باطل پرداختند. آن هایی که دل در گروی محبوب حقیقی نهاده بودند، در یاری امام زمان خویش بر یکدیگر سبقت ‌گرفته، عاشقانه از حریم ولایت و حرمت فرزند رسول خدا (ص) دفاع و حمایت کردند.

اما گروهی که فریفته مال و مقام دنیوی شده بودند و پاداش دنیای فانی را به آخرت جاودان ترجیح دادند در جبهه مقابل حق ایستادند و سرنوشتی ذلت‌ بار را برای خود در دنیا و آخرت رقم زدند و به پاداش دنیوی هم نرسیدند.

با استناد به دانشنامه ۱۴ جلدی امام حسین(ع)، فهرستی از اصلی‌ترین دشمنان امام حسین (ع) و چگونگی مرگ آنان تهیه شده است که در جدول زیر ارائه می‌ گردد:

نام نقش وی در کربلا سرانجام و چگونگی مرگ
شمر بن ذی‌الجوشن نقش‌آفرین اصلی جنایات کربلا، صدور دستور یورش همه جانبه به امام حسین(ع) و یارانش دستگیری توسط مختار ثقفی، گردن زدن او و انداختن وی در روغن داغ
محمد بن اشعث بن قیس نقش‌آفرین و فراهم کننده حوادث روز عاشورا، فرمانده نیرویی بود که مسلم را دستگیر کردند روز عاشورا در پی نفرین امام حسین(ع) عقرب سیاهی او را نیش زد و با خواری تمام مُرد
عبید الله بن زیاد در حادثه کربلا، همه جنایت‌ها به دستور مستقیم عبیدالله تحقق یافت و بعد از یزید بیشترین نقش را در فاجعه عاشورا داشت چکیدن قطره خونی از سر مبارک امام حسین(ع) بر ران او و باقی ماندن آن زخم تا آخر عمر، جسدش توسط ابراهیم بن مالک اشتر به آتش کشیده شد
یزید بن معاویه چوب زدن بر دندان‌های مبارک امام حسین(ع) هنگام رقص و مستی به زمین خورد و مغزش متلاشی شد و صورتش همچون قیر، سیاه شد
سنان بن انس نقش مؤثری در کشتن  اباعبدالله الحسین(ع) داشت زبانش گرفت، عقلش زائل شد و با وضع ناگواری از دنیا رفت
عمر بن سعد مجرم شماره سوم فاجعه کربلا و فرماندهی عملیات کربلا را بر عهده داشت به دستور مختار ثقفی به قتل رسید و سرش از تن جدا شد
حرملة بن کاهل پرتاب تیر بر گلوی علی‌اصغر(ع) مختار ثقفی دستور داد تا بدنش را تیرباران کنند
حصین بن نُمیر فرمانده تیراندازان لشکر عمر بن سعد و تیراندازی به امام حسین(ع) ابراهیم بن اشتر جسد او را سوزاند و سرش را برای مختار به کوفه فرستاد، سر او در مکه و مدینه آویزان ماند تا درس عبرتی برای دیگران باشد
مالک بن نُسیر کِندی فرود آوردن ضربه بر فرق مبارک سیدالشهدا(ع) قطع دستانش توسط همسرش و تا آخر عمر فقیر ماند
زرعه دامی از قاتلان امام(ع) هنگام مرگ از گرمای شکم و سردی پشتش صیحه می‌زد و می‌گفت به من آب دهید
محمد بن اشعث هتک حرمت امام حسین(ع) توسط نیش عقرب در هنگام قضای حاجت مُرد
عبدالله بن حَوزه تیراندازی به سوی لشکر ابا عبدالله(ع) قطع پای راست او توسط مسلم بن عوسجه، اسب با حرکت تند، سر او را به هر سنگ و کلوخی کوبید تا به دوزخ رفت
شبث بن ربعی با شمشیر به صورت مبارک امام حسین(ع) زد ابراهیم بن مالک اشتر آنقدر ران‌هایش را برید تا مرد. سپس سرش را جدا و جسدش را سوزاند
ابحر بن کعب برداشتن مقنعه حضرت زینب(س) و کشیدن گوشواره از گوش ایشان ابراهیم بن مالک اشتر، دست و پاهایش را قطع کرد، چشم‌هایش را از حدقه درآورد
شرحبیل از پشت بر صورت امام حسین(ع) زد مختار او را با آتش سوزاند
عمروبن حجاج در روز عاشورا آب را بر روی اباعبدالله الحسین(ع) و یارانش بست، امام(ع) را خارج شده از دین نامید و از جمله حاملان سرهای شهداء به کوفه بود به نفرین امام حسین(ع) گرفتار و از شدت تشنگی در بیابان هلاک شد
احبش بن مرثد(اخنس) با اسب بر بدن مبارک امام حسین(ع) تاخت و عمامه حضرت را به غارت برد پس از واقعه عاشورا وقتی در صحنه جنگ ایستاده بود، تیری از کمان، رها و به قلبش اصابت کرد و مرد
عبدالله بن ابی حُصین آب را بر سیدالشهداء(ع) بست و با بی‌شرمی به امام گفت: ای حسین! به خدا سوگند، جرعه‌ای از آب نخواهی چشید تا از تشنگی بمیری به نفرین امام حسین(ع) مبتلا و به بیماری استسقاء گرفتار شد، هرچه آب می‌نوشید تشنگی‌اش برطرف نمی‌شد تا اینکه هلاک شد
بَجدل بن سُلیم انگشت مبارک امام(ع) را برای در آوردن انگشتر برید مختار او را دستگیر، دست و پاهایش را برید آنقدر در خون غلتید تا هلاک شد
اسحاق بن حَیوه حضرمی داوطلبانه بر پیکر امام حسین(ع) تاخت و پیراهن حضرت را به غارت برد با پوشیدن پیراهن اباعبدالله(ع) به مرض پیسی مبتلا شد و موهایش ریخت، توسط مختار دستگیر شد و دستور داد بر بدنش تاختند تا به هلاکت رسید
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 11:13  توسط   | 


فضیلت، اجر و ثواب گریه بر امام حسین (ع) 

ای پسر بکر چه بسیار عظیم است سؤال تو به درستی که حسین بن علی(ع) با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا(ص) هستند و با آن حضرت روزی خورده و شادمانی می‌‌کنند.

*اجر و ثواب گریه بر امام حسین(ع)

گریه برای آن حضرت سختی‌‌های حالت احتضار را از بین می‌‌برد، زیرا امام صادق(ع) به مسمع بن عبدالملک فرمودند: آیا مصائب آن جناب (امام حسین علیه‌السّلام) را یاد می‌‌کنی؟

عرض کرد: بلی! والله مصائب ایشان را یاد کرده و گریه می‌‌کنم.

حضرت(ع) فرمودند: آگاه باش که خواهی دید، در وقت مردن پدران مرا که به ملک الموت وصیت تو را می‌‌کنند که سبب روشنی چشم تو باشد.

همچنین فرمودند: ای مسمع! گریه بر احوالات حسین(ع) سبب می‌‌شود که ملک الموت بر تو مهربان‌‌تر از مادر شود.

گریه بر حضرت اباعبدالله الحسین(ع) باعث راحتی در قبر، فرحناک و شادان شدن مرده، شادان و پوشیده بودن او در هنگام خروج از قبر است، در حالی که او مسرور است، فرشتگان الهی به او بشارت بهشت و ثواب الهی را می‌‌دهند.

اجر و مزد هر قطره آن، این است که شخص همیشه در بهشت منزل کند. (1)
گریه کننده بر امام حسین(ع) در بهشت با ایشان و هم درجه ایشان خواهد بود. (2)

شیخ جلیل جعفر بن قولویه در کامل از ابن خارجه روایت کرده است: روزی در خدمت امام صادق(ع) بودیم و امام حسین(ع) را یاد کرده و از او نام بردیم.

حضرت صادق(ع) بسیار گریستند و ما نیز به تبع ایشان گریستیم. پس حضرت صادق(ع)  فرمودند که امام حسین(ع) می‌‌فرمود: من کشته گریه و زاری (اشکم) هستم، نام من در نزد هیچ مؤمنی برده نمی‌‌شود مگر آن که محزون و گریان می‌‌شود.

در روایت آمده است هیچ روزی نبود که اسم امام حسین(ع) در نزد امام صادق(ع) برده شود و آن امام در آن روز تبسمی بر لب بیاورند. آن حضرت در تمام روز گریان و محزون بودند و می‌‌‌فرمودند: امام حسین(ع) سبب گریه هر مؤمن است.

شیخ طوسی و شیخ مفید از ابان بن تغلب روایت کرده‌‌اند که حضرت صادق(ع) فرمودند: نَفس کسی که برای مظلومیت ما محزون است تسبیح است و اندوه و ماتم او عبادت خدا و پوشیدن اسرار ما از بیگانگان جهاد در راه خداست.(3)

شیخ کشی(ره) از زید شحام روایت کرده است که: من با جماعتی از کوفیان در خدمت امام صادق(ع) بودیم، جعفر بن عفان وارد شد. حضرت او را اکرام کردند و نزدیک خود نشاندند و فرمودند یا جعفر!

جعفر عرض کرد: جانم، خدا مرا فدای تو کند.

حضرت(ع) فرمودند: به من گفته‌‌اند تو در مرثیه و عزای حسین(ع) شعر می‌‌گویی.

جعفر عرض کرد: بله، فدای تو شوم.

حضرت(ع) فرمودند: پس بخوان.

جعفر شروع به خواندن مرثیه کرد، حضرت امام صادق(ع) و حاضرین مجلس گریستند.

حضرت(ع) آن قدر گریست که اشک چشم مبارکش بر محاسن شریفش جاری شد.

پس از آن حضرت صادق(ع) فرمودند: به خدا سوگند که ملائکه مقرب در اینجا حاضر شدند و مرثیه تو را که در مصائب حسین(ع) خواندی شنیدند و بیشتر از ما گریستند و حق تعالی در همین ساعت بهشت را با تمام نعمت‌‌های آن برای تو واجب گردانید و گناهان تو را آمرزید.

پس امام(ع) فرمودند: ای جعفر می‌‌خواهی که زیادتر بگویم؟

جعفر عرض کرد: بله، ای سید من.

حضرت(ع) فرمود: هر که در مرثیه حسین(ع) شعری بگوید و بگرید و بگریاند، حق تعالی او را بیامرزد و بهشت را برای او واجب می‌‌گرداند.(4)

شیخ صدوق(ره) در امالی از ابراهیم بن ابی المحمود روایت کرده که امام رضا(ع) فرمودند: ماه محرم ماهی بود که اهالی جاهلیت، جنگ و قتال را در آن ماه حرام می‌‌دانستند، ولی این امت جفاکار خون‌‌های ما را در آن ماه حلال دانستند و حرمت ما را هتک کرده و زنان و فرزندان ما را در آن ماه اسیر کردند. آتش در خیمه‌‌های ما افروخته و اموال ما را غارت کردند. حرمت حضرت رسالت(ص) را در حق ما رعایت نکردند.

همانا مصیبت شهادت حسین(ع) دیده‌‌های ما را مجروح گردانید و اشک ما را جاری کرده، عزیز ما را ذلیل گردانیده است و زمین کربلا مورث کرب و بلاء ما شد.

پس باید بر حسین بگریند، همانا گریه بر آن حضرت گناهان بزرگ را فرو می‌‌ریزد.

سپس حضرت رضا(ع) فرمودند: پدرم چون ماه محرم داخل می‌‌شد کسی آن حضرت را خندان نمی‌‌دید و اندوه و حزن پیوسته بر او غالب می‌‌شد تا روز عاشورا. آن روز، روز مصیبت و حزن و گریه او بود و می‌‌فرمود: امروز روزی است که حسین(ع) شهید شده است.

و همچنین شیخ صدوق از آن حضرت روایت کرده: هر که روز عاشورا روز مصیبت و اندوه گریه او باشد حق تعالی روز قیامت را برای او روز شادی و سرور گرداند و دیده‌‌گانش در بهشت به نور ما روشن شود.(5)

از ریان بن شبیب روایت شده است که گفته روز اول محرم به خدمت امام رضا(ع) رسیدم حضرت فرمودند: ... ای پسر شبیب اگر بر حسین(ع) گریه کنی و آب دیده‌‌گان تو بر روی تو جاری شود حق تعالی جمیع گناهان صغیره و کبیره تو را می‌‌آمرزد خواه اندک باشد و خواه بسیار.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی خدا را ملاقات کنی در حالی که هیچ گناهی نداشته باشی حسین(ع) را زیارت کن.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی که در غرفه‌‌ای از بهشت با رسول خدا و ائمه طاهرین محشور شوی، قاتلان حسین(ع) را لعنت کن.

ای پسر شبیب! اگر بخواهی مانند شهدای کربلا باشی و ثواب آن‌ها را داشته باشی، هر گاه مصیبت آن حضرت را یاد کردی، بگو: «یا لَیتَنی کُنتُ مَعَهُم فَاَفُوزَ فَوزًا عَظیماً»؛ ای کاش! من با ایشان بودم و رستگاری عظیمی می‌‌یافتم.

ای پسر شبیب! اگر می‌‌خواهی در درجات عالیه بهشت با ما باشی، پس برای اندوه ما اندوهناک باش و در شادی ما شاد. بر تو باد ولایت و محبت ما که اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد حق تعالی او را در قیامت با آن محشور می‌‌گرداند.(6)

ابن قولیه با سند معتبر روایت کرده از ابی هارون مکنوف که گفت: به خدمت حضرت صادق(ع)  مشرف شدم آن حضرت(ع) فرمودند که برای من مرثیه حسین(ع) بخوان، من نیز شروع کردم به خواندن.

امام فرمود: به این صورت نخوان به همان سبک و سیاقی که نزد خودتان متعارف است و نزد قبر حسین(ع) می‌‌خوانید بخوان. پس من خواندم.

حضرت گریستند و من ساکت شدم.

فرمود: بخوان، من خواندم تا آن اشعار تمام شد.

حضرت فرمود: باز هم برای من مرثیه بخوان، من شروع کردم به خواندن این اشعار: :یا مَریَمُ قومُی فَاندُبی مَولاکِ وَعَلیَ الحُسَین فَاسعَدی بِبُکاکِ»

پس حضرت بگریست و زن‌‌ها هم گریستند و شیون کردند و هنگامی که از گریه آرام شدند فرمودند: ای اباهارون! هر کس برای حسین(ع) مرثیه بخواند و یک نفر را بگریاند، بهشت بر او واجب می‌‌شود و سپس فرمودند: هر کس امام حسین(ع) را یاد کند و بر او گریه کند، بهشت بر او واجب می‌‌شود. (7)

به سند معتبر از عبدالله بن بکر روایت کرده‌‌اند که گفت: روزی از حضرت صادق(ع) پرسیدم که یابن رسول الله اگر قبر حضرت امام حسین(ع) را بشکافند آیا در قبر آن حضرت چیزی خواهند دید؟

حضرت(ع) فرمود: ای پسر بکر چه بسیار عظیم است سؤال تو به درستی که حسین بن علی(ع) با پدر و مادر و برادر خود در منزل رسول خدا(ص) هستند و با آن حضرت روزی خورده و شادمانی می‌‌کنند.

گاهی بر جانب راست عرش آویخته و می‌‌گوید: پروردگارا! وفا کن به عهدی که با من بسته‌‌ای و نظر می‌‌کند بر زیارت کنندگان خود، ایشان را با نام‌‌هایشان و نام پدرانشان می‌‌شناسند و نظر می‌‌کنند به سوی آنهایی که بر او گریه می‌‌کنند و برایشان طلب آمرزش کرده و از پدرانشان می‌‌خواهند که برای آن‌ها استغفار کنند و می‌‌گویند: ای گریه کننده بر من! اگر بدانی خدا چه جیزی برای تو مهیا کرده از ثواب‌‌ها، هر آینه شادی تو زیادتر از اندوه تو خواهد شد.

آن بزرگوار از حق تعالی درخواست می‌‌کند که هر گناه و خطا که گریه کننده بر او کرده است بیامرزد.(8)

*ارزش قطره اشک برای امام حسین(ع)

قطره‌‌ای از آن اگر در جنهم بیفتد آتش و حرارت آن را خاموش می‌‌‌کند.

ملائکه خود آن اشک‌ها را گرفته و در شیشه‌‌ای ضبط می‌‌کنند. (توجه شود: حقایق برتر از این مسائل است، اما این چنین گفته‌اند تا مخاطب عادی بتواند بفهمد) (9)

برای هر عملی ثواب محدودی است، جز ثواب آن اشک که اجر آن محدودیتی و یا اتمامی ندارد.

*خواص چشم گریان در عزای امام حسین(ع)

آن چشم در نزد خداوند از تمام چشم‌‌ها محبوب‌‌تر است.(10)

همه چشم‌‌ها در روز قیامت گریانند، مگر چشمی که بر امام حسین(ع) گریه کرده باشد. (11)

آن چشم روشن شود به نور کوثر و نظر به آن. (12)

آن چشم را ملائکه تبرّک می‌‌کنند و اشک را خود از آن پاک می‌‌کنند. (13)

*خواص گریه برای امام حسین(ع)

هر کسی که تا به حال خداوند این مرحمت را در حق او کرده باشد و توانسته باشد قطره اشکی در عزای آن حضرت از دیدگان جاری سازد، به خوبی آثار و برکات نورانی و حالات معنوی وصف ناشدنی آن را در یافته ،اما گریه برای آن حضرت خواصی مربوط به خود را دارد که ما اجمالاً بعضی از آن را ذکر می‌‌کنیم:

-صله حضرت محمد(ص) است. (14)

-مساعدت و یاری حضرت زهرا(س) است، زیرا آن مکرمه هر روز در عزای فرزندنش می‌‌‌گرید. (15)

-اداء حق پیامبر(ص)، خدا و ائمه هدی(ع) است. (16)

-گریه برای آن حضرت تأسی به انبیاء، ملائکه و عباد الصالحین خداوند است.

-ادای مزد رسالت پیامبر(ص) است، زیرا در قرآن آمده که مزد رسالت پیامبر مودّت ذی القربی (دوستی با خاندان رسول خدا) است. ترک آن جفا به آن حضرت(ص) است. (17)

-تسلی دهنده دل از جمیع گریه‌‌ها و اندوه‌‌ها است. (18)

*خواص مجالس ذکر مصائب امام حسین(ع)

کسانی که در مجالس ذکر او شرکت می‌‌کنند، به خوبی حال و هوای آنجا را درک کرده و ارتباط معنوی عمیقی با حضرتش برقرار می‌‌سازند، اما بر طبق احادیث و روایات متعدد مجالس آن حضرت دارای ویژگی‌‌هایی است:

1- هر کس بنشیند، در مجالسی که در آن به امر ائمه(ع) پرداخته شده و ذکر مصائب آنان است، دل او نمی‌‌میرد در آن روزی که دل‌‌ها می‌‌میرند.(19)

2- این گونه مجالس محبوب خدا، رسول او و ائمه(ع) است.(20)

3- نَفَس فرد عزادار در آن مجلس تسبیح خداوند است.(21)

4- این مجالس محل نَظَر حضرت امام حسین(ع) است، زیرا آن جناب در عرش است و از آنجا به سوی سرزمین کربلا و زوّار و گریه‌‌کنندگان خود نظاره می‌‌کنند.(22)

5- ملائکه مقرب خداوند درآن مجلسی حاضر می‌شوند.

6- مجلس عزای امام حسین(ع) هر جا بر پا شود، آنجا قبه و بارگاه اوست.

7- معراج گریه‌ کنندگان است، زیرا که محل نزول صلوات و رحمت الهی و غفران ذنوب و ... است.

8- این مجالس از دیگر مجالس اشرف و افضل است. (23) (24)

شایان ذکر است گروه آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، چرایی این فضیلت‌ها و فلسفه گریه و عزاداری بر سیدالشهدا و فواید فردی و اجتماعی آن را به زودی منتشر خواهد کرد. 

*پی‌نوشت‌‌ها

1- بحارالانوار، ج44، ص289 و کامل الزیارات باب32، ص101

2- بحارالانوار /278/44/ امالی صدوق مجلسی 17/ ص68

3- منتهی الآمال ، ج 1، ص 538

4- منتهی الآمال ، ج 1، ص 539

5- منتهی الآمال ، ج 1، ص 540

6- منتهی الآمال ، ج 1، ص 541

7- منتهی الآمال ، ج 1، ص 542

8- منتهی الآمال ، ج 1، ص 543

9- منتخب طریحی/140/2

10- بحارالانوار /207/45، کامل الزیات باب26 ص81

11- بحارالانوار /293/44، عوالم /534/17

12- بحارالانوار /290/44، کامل الزیارات باب 32 ص102

13- بحارالانوار /305/44، تفسیر امام حسن عسگری (علیه السّلام) ص369

14- بحارالانوار /207/45، کامل الزیارات باب 26 ص81

15- بحارالانوار /209/208/45، کامل الزیارات باب ص82

16- بحارالانوار /207/45، کامل الزیارات باب 26 ص81

17- بحارالانوار ، ج 45، ص 205 وکامل الزیارات ، باب 26، ص 79

18- ترجمه خصائص الحسینیه ، ص 257

19- بحارالانوار /278/44، امالی صدوق مجلسی 17 ص68

20- بحارالانوار /282/42، قرب الاسناد ص) 18

21- بحارالانوار /278/44، امالی صدوق ، مجلس 17، ص 68

22- بحارالانوار /292/44، کامل الزیارات باب 32ص103

23- ترجمه خصائص الحسینیه ، ص 256

24- مرکز مطالعات و پاسخ‌گویی به شبهات حوزه علمیه قم
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ساعت 23:58  توسط   | 

طاووس یمانی می‏گوید: به کنار کعبه رفتم، مردی را زیر ناودان دیدم که به نماز ایستاده و دعا می‏کند و سخت می‏گرید، به سوی او رفتم دیدم امام سجاد علیه‏السلام است. نزدیک رفتم و عرض کردم: چرا این گونه خود را در فشار و زحمت افکنده‏ای با اینکه دارای سه موقعیت هستی و امید آن است که هر یک از آن سه، تو را از خطرات آخرت حفظ کند:
1- نخست اینکه پسر رسول خدا صلی الله علیه و آله هستی.
2- دوم اینکه شفاعت جدت رسول خدا صلی الله علیه و آله برای تو هست.
3- سوم اینکه رحمت الهی وجود دارد. امام سجاد علیه‏السلام به من رو کرد (و هر سه امر مذکور را با آیات قرآن جواب داد و) به من فرمود: اما در مورد نسبت، آیا نشنیده‏ای که خداوند در قرآن می‏فرماید: فاذا نفخ فی الصور فلا انساب بینهم یومئذ و لا یتسائلون: «هنگامی که در صور دمیده شود، هیچ گونه نسبی در میان آنها نخواهد بود و از یکدیگر تقاضای کمک نمی‏کنند.» (مؤمنون / 101) اما در مورد شفاعت، به آن نیز اطمینانی نیست، زیرا خداوند می‏فرماید:
و لا یشفعون الا لمن ارتضی: «آنها جز در مورد کسی که خدا از او خشنود است، شفاعت نمی‏کنند.» (انبیاء / 28). و اما در مورد رحمت خدا، خداوند می‏فرماید: ان رحمت الله قریب من المحسنین: «همانا رحمت خدا به نیکوکاران نزدیک است.» (اعراف / 56) و من نمی‏دانم که در صف نیکوکاران باشم.» [1] . بنابراین معیار شخصیت به حسب و نسب و شفاعت و رحمت الهی نیست، بلکه به خودسازی و پاکزیستی است

[1] کشف الغمه، ج 2، ص 305 - بحار، ج 46، ص 101.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم آبان ۱۳۹۲ساعت 21:47  توسط   | 

 پارگي تسمه تايم  

 صبح شنبه 4/7/1392  ساعت 4 صبح خواب ديدم يك مردي آشناي ما بود مي خواست از ماشين اش بنزين بكشد.. بنزين ها ريخت روي موتور و دود كرد.. دفعه دوم هم همينطور.. دفعه سوم ماشين اتش گرفت  و دود بلند شد و من فرار كردم رفتم توي خونه و دود ها همچنان به خانه مي خورد و بر روي سرم مي ريخت و من يك كتاب را روي سرم گرفته بودم كه ذرات روي سرم نريرد.

تعبير خواب چهارشنبه تو راه مشهد چراغ چك ماشينم روشن و خاموش مي شد تحويل نگرفتم .صبح بلند شدم رفتم  شهرستان  ت و ساعت 2 برگشتم ساعت 5 زاه افتاديم به سمت شاهرود..تو گردنه هاي تيز باد ديدم تنظيم ماشين به هم خورد كمي ترسيدم ..لذا رفتيم نيشابور.. و بعد از كلي چرخيدن رفتيم پيش آفاي ك.... ماشين ما رو دستگاه زد و هي روشن كن وخاموش كن ... آخر گفت: مال شمع هاي ماشين است گفتم: مسافرم برم گفت برو با خيال راحت برو ..خلاصه ما اومديم براي احتياط 4 تا شمع هم خريدم 32 هزار تومان ولي دير وقت بود و كسي برايمان شمع ها رانبست ... راه افتاديم تا 10 كيلو متر بعد از ميامي همه چيز خوب بود و خلاصه كيلو متر 30 شاهرود ماشين ايستاد... 60 هزار تومان پول جرثقيل داديم و 20 تومان پول آژانس و فردا صبح موتور ماشين را باز كرديم.. ظاهرا تسمه تايم شل شده بود و موتور قفل كرده بود  و هنوز حساب نكرده ام كه چقدر بايد پياده بشويم قبل از خواندن  نكات يادتون باشه!!! اگر ماشينتون پژو يا سمند است هر 50 هزار كيلومتر تسمه تايم رو عوض كنيد و با ديدن هر اشكال موتوري يا برقي اول تسمه تايم رو چك نكنيد و با خاموش شدن خودرو تا از تسمه تايم خيال تان راحت نشده به هيچ وجه استارت نزنيد

 اما نكات:

آتش (در جاي ديگري هم تعبيير آنرا نوشته ام) بسته به نوع خواب تعابير مختلفي دارد چنانچه در قران كريم نيز به نظر مي رسد كه نار گاهي به مفهوم آتش و سوختن و سوزانيدن است «فالذین کفروا قطب لهم ثیاب من النار:يعني لباس دوزخيان از جنس آتش‏سوزان است، (حج / 19) » و گاه مفهوم نور و روشنايي( إذ قال موسى لأهله إني آنست نارا سآتيكم منها بخبر أو آتيكم بشهاب قبس لعلكم تصطلون.... حضرت موسي ع مي رود تا نور و روشنايي را براي اهلش بياورد..النمل 7 )  را در بر دارد

اما به نظر مي رسد كه ديدن آتش و به ويژه همراه با دود به مفهوم نزول محنت، فتنه، بلا و عقوبت گناه مي باشد كه بايد توبه كرد و حقوق ضايع شده را پرداخت .

اما دليل نزول اين بلا بر من اين بود: كه روز جمعه  در منزل پدر خانومم آوند هاي درختي بزرگ را بريدم و خالق كهكشان راه شيري هم شنبه ميله هاي سوپاپ ماشينم رابريد و من ياد گرفتم!!!

 هر فعلي در منظر اوست.. و او از رگ گردن به ما نزديك تر است... اعمال خوب بنده گانش را پاداش و هنگام معاصي عقوبت شان مي كند كه: و ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم .هيچ مصيبتي بر شما نازل نميشود مگر به دليل عملي كه از شما سر مي زند

اما با وجود اين بلا ببشتر دوستش دارم..  چرا كه  احساس مي كنم حواسش به من هم هست و من از آن گروه نيستم كه به سبب ثقل گناه آنها را به حال خودشان واگذار نموده ( و في طغيانهم يعمهون ...) و در اين دنيا با وجود هر گناه فعلا عقوبتشان نمي كند.... لذا هنگامي كه خداوند سيلي تان زد لذت ببريد و به زيادت شكرش كنيد چرا كه

اگر با ديگرانش بود ميلي      چرا جام مرا بشكست ليلي

  الهم صل علي محمد و ال محمد.... ثواب اين صلوات را  اگر دلتان خواست به روح شيخ جعفر مجتهدي هديه كنيد ا

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم آبان ۱۳۹۲ساعت 5:48  توسط   | 

3روز مونده به غدير خانومم گفت: براي درمانگاه ما يه بنر نمي نويسي؟قبلا بهش قول داده بودم اما سرم خيلي شلوغ بود... دوشنبه بعد ازظهر 2 تا بنر سفارش دادم تو خيابان فروغي و شب در اخرين لحظات يادم اومد.. اومدم بنر ها را گرفتم و اومدم خونه خيلي قشنگ طراحي شده بود هزينه اش36  هزار تومان  شد آنها را گذاشتم  دم اسانسور فردا صبح خانومم برد اداره

ضمنا صبح دو تا چك داشتم به مبلغ شش ميليون وسيصد  هزار تومان يه مقدار هم تو حسابم بود ولي حدود يك ميليون  تومان كم داشتم!! گفتم خدا بزرگه يه كارش مي كنيم...

 صبح اومدم پول ها موجابجا كنم سر راه رفتم بانك ملت مركزي كه كارت عابرم رو كه دو هفته قبل گم كرده بودم بگيرم...كارمند بانك پرسيد؟ اقا براي كدوم حسابت اين كارت رو فعال كنم ؟ گفتم من  با حساب جاري ام كار مي كنم.. مگه حساب ديگه هم دارم!!؟

 گفت بله 2 تا حساب قرض الحسنه ديگه هم داريد!!

 گفتم مرسي ..!! نه اقا همان حساب جاري را فعال كن ..دوباره گفت: اقاجان ضرري كه نداره .اين دو حساب ديگه تو هم فعال كنم؟؟ خواستي استفاده كن نخواستي استفاده نكن؟؟ 

. ... مي دونستم اگه حسابي هم داشته باشم توش چيزي نداره!!   واين بابا داره اصرار بي خودي مي كنه...ولي از روي  كنجاوي نمي دونم چه شد!! گفتم آقا مي شه نگاه كنيد توحسابم  چيزي هم داره ..؟؟؟

 تو يك حسابتون 280 هزار تومان و تو حساب ديگه تون  يك ميليون هشتصد و پنجاه هزار تومان. داشتم شاخ در مي آوردم

.نا خود اگاه گفتم خدايا چقدر زود جبران كردي ديشب 36 تومان دادم اول صبح دو ميليون و صد دادي ؟؟و ياد اين آيه افتادم

ومن يتق الله يجعل له مخرجا و يرزقه من حيث امر لا يحتسب..هر كس تقوا بورزد براي او گشايش قرار مي دهيم واز جايي كه گمان نميبرد به او روزي مي دهيم 

 تشكر كردم اومدم بيرون ...

من به هيچي به عنوان تصادف و شانس نگاه نمي كنم . معتقدم ماتسقط من ورقه الا يعلمها برگي بدون اذن خداوند بر روي زمين نمي ريزد.. لذا  در ذهنم اين كلمات مرور شد

خدايا چقدر تو  علي را دوست داري؟؟

 احساس كردم خداوند نمي خواهد ذره اي علي اش بد هكار كسي باشد!!

 امروز فهميدم چفدر خاطره علي براي خداعزيز است!

!او كيست؟ كه خداوند كعبه اش را براي او پاره مي كند؟؟

آري او كيست؟؟ كه خداوند به بهترين پيامبرش!!! ،گل سر سبد آفرينش!! ، با 23 سال خون دل خوردن ، گرسنگي كشيدن ، در غزوه هاي متعدد جنگيدن، صبح تا شب براي دين عرق ريختن اين گونه سخن مي گويد كه اگر دست اورا بالاي دست نگيري براي من كاري  و رسالتي انجام نداده اي!!! كه  فان لم تفعل فما بلغت رسالته

نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند                           متحيرم چه نامم شه ملك لافتي را

الحمد لله الذي جعلنا من المتمسكين به ولايه علي ابن ابي طالب ع

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان ۱۳۹۲ساعت 6:7  توسط   | 

مردی همسر و سه فرزندش را ترک کرد و در پی روزی خود و خانواده اش راهی سرزمینی دور شد... فرزندانش او را از صمیم قلب دوست داشتند و به او احترام می گذاشتند.

 مدتی بعد ، پدر نامه ی اولش را به آن ها فرستاد. بچه ها آن را باز نکردند تا آنچه در آن بود بخوانند ، بلکه یکی یکی آن را در دست گرفته و بوسیدند و گفتند : این نامه از طرف عزیزترین کس ماست.

سپس بدون این که پاکت را باز کنند ، آن را در کیسه‌ی مخملی قرار دادند ... هر چند وقت یکبار نامه را از کیسه درآورده و غبار رویش را پاک کرده و دوباره در کیسه می‌گذاشتند... و با هر نامه ای که پدرشان می فرستاد همین کار را می کردند.

 سال ها گذشت. پدر بازگشت، ولی به جز یکی از پسرانش کسی باقی نمانده بود، از او پرسید : مادرت کجاست ؟ پسر گفت : سخت بیمار شد و چون پولی برای درمانش نداشتیم، حالش وخیم تر شد و مرد. 

پدر گفت : چرا ؟ مگر نامه ی اولم را باز نکردید ؟ برایتان در پاکت نامه پول زیادی فرستاده بودم! پسر گفت : نه . پدر پرسید : برادرت کجاست ؟ پسر گفت : بعد از فوت مادر کسی نبود که او را نصیحت کند ، او هم با دوستان ناباب آشنا شد و با آنان رفت .

پدر تعجب کرد و گفت : چرا؟ مگر نامه ای را که در آن از او خواستم از دوستان ناباب دوری گزیند ، نخواندید؟ پسر گفت :نه ... مرد گفت : خواهرت کجاست ؟ پسر گفت : با همان پسری که مدت ها خواستگارش بود ازدواج کرد الآن هم در زندگی با او بدبخت است. پدر با تأثر گفت : او هم نامه‌ی من را نخواند که در آن نوشته بودم این پسر آبرودار و خوش نامی نیست و من با این ازدواج مخالفم ؟ پسر گفت : نه ...به حال آن خانواده فکر کردم و این که چگونه از هم پاشید ،

 سپس چشمم به قرآن روی طاقچه افتاد که در قوطی مخملی زیبایی قرار داشت.

 وای بر من ...! رفتار من با كلام الله مثل رفتار آن بچه ها با نامه های پدرشان است! من هم قرآن را می‌بندم و در کتابخانه ام می گذارم و آن را نمی خوانم و از آنچه در اوست ، سودی نمی برم، در حالی که تمام آن روش زندگی من است.


قرآن کتابی است که نام بیش از 70 سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از 30 سوره اش از پدیده های مادی و تنها 2 سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست...این کتاب از آن روزی که به حیله دشمن و به جهل دوست لایش را بستند، لایه اش مصرف پیدا کرد و وقتی متنش متروک شد، جلدش رواج یافت و از آن هنگام که این کتاب را ــ که خواندنی نام دارد ــ دیگر نخواندند و برای تقدیس و تبرک و اسباب کشی بکار رفت، از وقتی که دیگر درمان دردهای فکری و روحی و اجتماعی را از او نخواستند، وسیله شفای امراض جسمی چون درد کمر و باد شانه و ... شد و چون در بیداری رهایش کردند، بالای سر در خواب گذاشتند.و بالاخره، اینکه می بینی؛ اکنون در خدمت اموات قرارش داده اند و نثار روح ارواح گذشتگانش و ندایش از قبرستان های ما به گوش می رسد ..دكتر شريعتي  اين متن را  دوستم احسان سلطاني برايم ارسال نمود 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم مهر ۱۳۹۲ساعت 5:6  توسط   | 

تفسیر قرآن/
آثار ذکر حق/ ذکر یونسیه(ع) که انسان را از اندوه نجات می‌دهد
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: آیت الله جوادی آملی نجات از خطر گناه و بلایا را از جمله آثار ذکر برشمرده و با اشاره به جریان حضرت یونس(ع) بر عدم اختصاص ذكر يونسيه به آن حضرت تأکید کرد و گفت: این را قرآن می فرماید که اگر انسان غمگيني به ذكر يونسي سرگرم باشد، قبل از اينكه از ما چيزي بخواهد ما غمش را برطرف مي‌كنيم و آنها هم كه اهل راه هستند اين ذكر يونسي را مجرَّب مي‌دانند.

آیت الله عبدالله جوادی آملی در تفسیر آیه 152 سوره بقره (فَاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ وَاشْكُرُوا لِى وَلاَ تَكْفُرُونِ﴾ به تبیین آثار ذكر پرداخته و می گوید: شواهدي را قرآن كريم مطرح مي‌كند كه در آن شواهد روشن مي‌كند كه اگر كسي به ياد خدا بود، خدا هم به ياد او است و معناي اينكه خدا به ياد كسي باشد آن است كه او را از خطر مي‌رهاند؛ يا خطر معصيت و يا خطرهاي ديگر كه كمتر از خطر معصيت نيستند.

ذكر تسبيح، عامل نجات يونس(ع)

وی نجات از خطرات و بلايا را از دیگر آثار یاد حق برشمرده و می گوید: در سوره مباركه صافات اثر ديگري كه براي ياد حقّ ذكر مي‌كند اين است كه انسان را از خطر مي‌رهاند، آيه 143 و 144 فرمود: ﴿فَلَو لاَ أَنَّهُ كَانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ ٭ لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ إِلَي يَوْمِ يُبْعَثُونَ﴾؛ اگر صاحب حوت (اين ذالنون(ع)) اگر يونس(ع) جزء مسبحين نبود، در بطن ماهي الي يوم القيامه مي‌ماند. اين خطر را خدا از او دور داشت، براي اينكه او اهل تسبيح بود. چون ذكر خواه به صورت تسبيح و تحميد باشد، خواه به صورت تهليل و تكبير باشد شامل مي‌شود، فرمود: چون او اهل تسبيح بود از اين خطر نجات پيدا كرد، وقتي هم كه خداي سبحان ذكر يونس(ع) را نقل مي‌كند، مي‌بيينم در حدّ يك تسبيح است، ديگر مسئلت در ذكر او نيست، عرض نكرد «خدايا مرا نجات بده!»، عرض كرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ ، اين ذكر او را از خطر نجات داد.

آیت الله جوادی آملی در ادامه تصریح می کند: ... يونس كه ﴿فلتقمه الْحُوتُ وَهُوَ مُلِيمٌ﴾ ؛ در خطر مرگ قرار گرفت، او محتاج به نجات بود، اما جز تسبيح چيزي نداشت، عرض كرد: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ همين، به نقص خود اعتراف كرد وخدا را از نقص منزّه كرد: آن تسبيح براي آن است كه بگويد: عبد ناقص است و مولا منزه از نقص است: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾؛ من ناقصم و تو منزه از نقصي، همين. درباره يونس(ع) هم فرمود به اينكه او عبد صالح ما است، اين ظلمي كه دارد يعني قصور، وگرنه او معصوم است و منزه از نقص است.

وی یادآور می شود: خداي سبحان مي‌فرمايد به اينكه نعمت ولايت ما نصيب يونس شد و اگر نعمت ولايت ما نصيب يونس نمي‌شد او گرفتار عذاب بود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ ، ﴿لَلَبِثَ فِى بَطْنِهِ﴾ ، خداي سبحان او را مشمول نعمت خاص مي‌داند در بعضي از آيات، در همان آيه‌اي كه به پيغمبر مي‌فرمايد: ﴿وَلاَ تَكُن كَصَاحِبِ الْحُوتِ﴾ در آنجا، براي اينكه مبادا كسي توهم كند، كه يونس(ع) كه صاحب حوت است خلافي انجام داد، فوراً فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ يعني اگر او مشمول نعمت ولايت نبود، ممكن بود مورد خشم ما قرار بگيرد، ولي او از اولياي ما است خداي سبحان او را با مدح و منقبت ياد مي‌كند، بنابراين نقصي براي وجود مبارك يونس(ع) نيست به شهادت آن آيه‌اي كه فرمود: ﴿لَوْ لاَ أَن تَدَارَكَهُ نِعْمَةٌ مِن رَبِّهِ﴾ ، آن وقت «مذموم» بود يعني چون مشمول نعمت ولايت ما است مذموم نيست.

این مدرس عالی حوزه علمیه بر عدم اختصاص ذكر يونسيه به حضرت يونس(ع) تأکید کرده و می گوید: ﴿وَذَا النُّونِ إذْ ذَهَبَ مُغَاضِباً فَظَنَّ أَن لَن نَّقْدِرَ عَلَيْهِ فَنَادَي فِى الظُّلُمَاتِ أَن لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾، آنگاه فرمود: ﴿فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَنَجَّيْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ﴾ ، براي اينكه تثبيت كند اين مسئله كلي است و اختصاصي به أنبيا ندارد، منتها مرحله بالايش براي أنبيا است وگرنه مراحل وسطي و نازله‌اش نصيب ديگران هم مي‌شود، در ذيل آيه اصل كلي را ارائه داد و فرمود: ﴿وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ﴾ يعني اگر انسان غمگيني به ذكر يونسي سرگرم باشد، قبل از اينكه از ما چيزي بخواهد ما غمش را برطرف مي‌كنيم. آنها هم كه اهل راه هستند اين ذكر يونسي را مجرَّب مي‌دانند، مي‌گويند: ﴿لاَّ إِلهَ إِلاَّ أَنتَ سُبْحَانَكَ إِنِّى كُنتُ مِنَ الظَّالِمِينَ﴾ ، حالا يا 400 بار است در روز يا كمتر، بيشتر، يا در حال سجده است يا غير سجده اگر در حال سجده باشد اثرش بيشتر است، هرچه بيشتر بهتر ولي اين اصل را قرآن كريم به ما ارائه داد و فرمود: اين مخصوص يونس نيست، مخصوص دريا هم نيست، مخصوص كام ماهي هم نيست، هر خطري باشد، ما او را از غم نجات مي‌دهيم: ﴿وَكَذلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ﴾ يعني اگر مؤمني با ذكر يونسي با خدا در ارتباط بود، از اندوه نجات پيدا مي‌كند.

ي‌رود.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ساعت 0:11  توسط   | 

دین و اندیشه
تفسیر قرآن/
ماجرای قبر و برزخ/نحوه مواجهه برزخيان با متوفيان
خبرگزاری مهر- گروه دین و اندیشه: آیت الله جوادی آملی در تفسیر آیه 154 سوره بقره با بیان اینکه مرگ انتقال از نشئه‌ به نشئه ديگر است نه زوال، به تبیینمواجهه برزخيان با متوفّيان می پردازد.

آیت الله جوادی آملی در بخشی از تفسیر آیه 154 سوره بقره (وَلاَ تَقُولُوا لِمَن يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِن لاَ تَشْعُرُونَ﴾که ناظر به بحث شهید است، می گوید: ... درباره مرگ در جبهه، عدّه‌اي كه منكر حيات بعد از موت هستند مرگ را نابودي و زوال مي‌پنداشتند و عدّه‌اي هم كه معتقد به حيات بعد از مرگ بودند، اين مرگ را يك نحوه محروميت مي‌پنداشتند؛ بنابراين از حضور در جنگ عليه كفر دريغي داشتند، مي‌گفتند: انسان كه در جبهه مي‌ميرد يا نابود مي‌شود يا محروم مي‌گردد... قرآن كريم درباره هر دو مطلب نظر مثبت داد، فرمود: انسان با مرگ نابود نمي‌شود اولاً محروم نخواهد شد ثانياً، بلكه به حيات برتر و روزي بهتر مي‌رسد.


حقيقت مرگ، توفّي روح توسط فرشتگان و انتقال به نشئه ديگر

وی در ادامه به تبیین حقیقت مرگ پرداخته و تصریح می کند: زندگي اساسي بعد از مرگ است، هرگز نگوييد «اينها كه شهيد شدند مردند» موت نيست؛ موت به معناي زوال و به معناي فوت در قرآن كريم نفي شده است، آن موتي كه اثبات شده است كه فرمود: ﴿خلق الموت والحياة﴾ ، آن در حقيقت وفات است نه فوت، در بحثهاي قبل هم ملاحظه فرموديد كه فوت را نفي مي‌كنند، ولي وفات را تثبيت مي‌كنند. «وفات» اين «تاء» جزء كلمه نيست، اصلش از «وفي» است، ماده توفّي و استيفاء و وفي و ايفاء، همه آن «أخذ تام» را مي‌گويند، اگر يك مظروفي از يك ظرفي به ظرف ديگر تخليه شد و همهٴ آن مظروف را انسان به ظرف ديگر تخليه كرد كه چيزي فروگذار نشد مي‌گويند: توفّي كرد، حسابش را استيفاء كرد، يا در اين زمينه مستوفيٰ بيان كرد يعني چيزي فروگذار نكرد. انسان متوفّيٰ مي‌شود و فرشته مرگ متوفّي است، خداي سبحان متوفي است يعني تمام حقيقت انسان را از جايي به جايي منتقل مي‌كند، چيزي گم نمي‌شود. انسان پراكنده نخواهد شد، متلاشي نخواهد شد، چيزي از بين نمي‌رود، گم نمي‌شود انسان وفات دارد نه فوت.

این مفسر قرآن کریم یادآور می شود: ...قرآن كريم براساس اين اصل فرمود به اينكه انسان وقتي مي‌ميرد از يك نشئه‌اي به نشئه ديگر منتقل مي‌شود؛ مرگ انتقال از نشئه‌ به نشئه ديگر است نه زوال. آن‌گاه فرمود: اينها كه از نشئه دنيا به نشئهٴ ديگر منتقل مي‌شوند دو قسم‌اند: يا مؤمن‌اند و انسان صالح‌اند، يا كافرند و انسان طالح. آنها كه كافراند همين كه مُردند به عذاب مي‌رسند، آنها كه مؤمن‌اند (مخصوصاً آنها كه شهيد مي‌شوند) همين كه رخت برمي‌بندند به حيات برتر و روزي بهتر مي‌رسند.

وی با بیان اینکه مؤمنين عموماً و شهدا خصوصاً از حيات طوبا برخوردارند،حیات برتر  را از آن شهیدان خوانده و تأکید می کند: ...﴿ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله امواتٌ بل احياءٌ﴾؛ اينها زنده‌اند نه اينكه در قيامت زنده مي‌شوند، هم اكنون زنده‌اند، ﴿و لكن لاتشعرون﴾؛ شما آن درك دقيق را نداريد. معمولاً از درك دقيق كه مانند موهاي باريك ظريف است از او به عنوان شعور ياد مي‌كنند؛ آن مطلب دقيق و باريك را كه مانند دانه‌هاي موي باريك است اگر كسي درك كند، مي‌گويند او شعور مسئله را دارد. در اين آيه كريمه فرمود: اين مطلب دقيق را شما درك نمي‌كنيد: ﴿و لكن لا تشعرون﴾، در بعضي از آيات فرمود به اينكه شما درباره شهدا نه تنها نگوئيد اينها مرده‌اند، خيال مرگ هم نكنيد: ﴿ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياءٌ﴾ ؛ در آنجا حسبان و گمان را نفي كرد، در اينجا قول را نفي كرد يعني منطقتان درباره شهدا اين نباشد كه اينها مرده‌اند، بلكه اينها زنده‌اند: ﴿ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله امواتٌ بل احياءٌ ولكن لاتشعرون﴾؛ هم اكنون زنده‌اند. البته هر موجودي هر انساني كه از اين عالم رخت برمي‌بندد اين زنده است حالا يا «في حفرة من حُفر النيران» است يا «في روضة من رياض الجنة» است.

نحوه برخورد فرشتگان با كفار به هنگام توفّي روح

آیت الله جوادی آملی درباره نحوه برخورد فرشتگان با كفار و منافقین به هنگام مرگ به آيه 50 سوره انفال اشاره کرده و با استناد به سخنی از آیت الله شاه آبادی در تفسیر این آیه می گوید: سرّ اينكه ملائكه پشت و صورت تبه‌كاران را مي‌زنند اين است: يك عدّه ملائكه هستند كه موكَّل دنيايند، يك عدّه از ملائكه هستند كه موكَّل آخرت‌اند و اينها مدبّرات امرند به اذن خدا؛ ملائكه دنيا مي‌بينند اين شخص عمرش به سر آمده و كاري انجام نداده، با فشار پشتشان را مي‌زنند و او را از نشئه دنيا بيرون مي‌رانند، ملائكه آخرت مي‌بينند اين شخص از نشئه دنيا به نشئه آخرت و برزخ وارد مي‌شود با دست خالي به صورتهاي او سيلي مي‌زنند كه چرا عمري را به تباهي گذراندي و با دست خالي آمدي» لذا عدّه‌اي كه در آن عالم‌اند سيلي به صورت كفّار و منافقين مي‌زنند. و ملائكه كه در اين عالم‌اند به پشت او محكم مي‌زنند.

برزخ بودن قبر در اصطلاح متكلمان

وی در ادامه به تبیین مفهوم برزخ و قبر پرداخته و یادآور می شود: در اين قسمت از سوره انفال و در آياتي ديگر خداي سبحان مي‌فرمايد: وقتي كفّار و منافقين مي‌ميرند ملائكه ﴿يضربون وجوههم و أدبارهم﴾ ، بين اين دو زدن، او فشار مي‌بيند كه از مظاهر فشار قبر همين زدنهاست؛ چون قبر يعني برزخ؛ نه قبر يعني همين موجودي كه در عالم طبيعت است، خب، حالا اگر كسي در دريا غرق بشود قبري دارد، در فضا كركسها او را بربايند قبري دارد و اگر در سفينه‌اي وارد يكي از اين كرات شد و همان‌جا رخت بربست و به صورت پودر درآمد قبري دارد، اصولاً قبر به اصطلاح دين همان برزخ است و امّا اين قبر مصطلح يك آثار فقهي دارد كه انسان چگونه او را رو به قبله دفن كند، چگونه تلقين بكند و مانند آن وگرنه از نظر بحثهاي كلامي(القبر هو البرزخ).

این مفسر قرآن با اشاره به روايتی از ائمه معصوم(ع) تأکید می کند:  از امام (ع) سؤال مي‌كنند: برزخ از چه زماني شروع مي‌شود، فرمود: «القبر منذ حين موته» ؛ همين كه انسان وارد قبر مي‌شود يعني وارد برزخ مي‌شود. عالم دنياست و برزخ و قيامت، ديگر عالم قبر در برابر عالم برزخ نيست. انسان مستقيماً از دنيا وارد عالم برزخ مي‌شود.

دلالت قرآن كريم به حيات پس از مرگ كافران

آیت الله جوادی آملی در ادامه تصریح می کند: اگر[متوفی] كافر باشد كه گرفتار اين ضرب و اين جرح مي‌شود كه در سوره انفال آمده و در سوره حضرت محمّد (ص)، آيه 27 و 28 اين‌چنين است: ﴿فكيف اذا توفتهم الملائكة يضربون وجوههم و أدبارهم ٭ ذلك بانّهم اتبعوا ما أسخط الله و كرهوا رضوانه فأحْبط أعمالهم﴾؛ اينها كه رضاي حق را نخواستند و دنبال فرمان حق حركت نكردند در هنگام توفي ملائكه صورت اينها را مي‌زنند، پشت اينها را مي‌زنند، خب اگر مرگ به معناي نابودي باشد، ديگر زدن معنا ندارد؛ زدن نسبت به يك امر معدوم كار لغوي است، زدن نسبت به يك جسمي كه هيچ تأثري ندارد و رنجي نمي‌برد يك كار لغوي است. ملائكه صورت و پشت كفّار را مي‌زنند، نشانه آن است كه آنها واقعاً زنده‌اند و متأذي‌اند و معذب مي‌شوند.

نحوه مواجهه برزخيان با متوفيان

وی درباره نحوه برخورد برزخیان با متوفیان می گوید: وقتي يك مؤمن رحلت مي‌كند برزخيان خوشحال مي‌شوند كه يك مهمان خوبي براي آنها آمده و اگر يك انسان ضعيفي رحلت بكند، آنها مي‌گويند: فعلاً چيزي از او سؤال نكنيد؛ «دعوه» ، بگذاريد اين جريان انتقال مرگ كه از دنيا به برزخ آمده از او گرفته بشود و يك قدري سر حال بيايد، كم‌كم ما از او سؤال بكنيم آن وقت سؤال مي‌كنند فلان شخص چطور است؟ فلان شخص چطور است؟ اين شخصِ تازه وارد هم گزارش مي‌دهد كه مي‌گويد: فلان شخص قبل از من مرد و فلان شخص زنده است. وقتي كه مي گويد: فلان شخص قبل از من مرد، اين برزخيان مي‌فهمند آن بيچاره اهل نفاق بود و سقوط كرد و در بين راه ماند، مي‌گويند «هويٰ هويٰ» يعني او اگر آدم سالمي بود، او را پيش ما مي آوردند از اينكه پيش ما نياوردند معلوم مي‌شود در بين راه افتاده «هويٰ هويٰ» يعني <سقط سقط> و اگر گزارش بدهد كه فلان شخص سالم است و در دنيا زنده هست براي او مثلاً طلب مغفرت مي‌كنند، طلب خير و رجاء دارند كه بلكه انشاء الله به سلامت برسد.

آیت الله جوادی آملی تأکید می کند: يك انسان مؤمن وقتي به برزخ مي‌رسد براي آنها هم منشأ اثر است، فضلاً اگر اينكه شهيد باشد. پس قرآن كريم شهيد را موجودي مي‌داند كه مصون از زوال است اولاً، و يك موجود سالم و منشا اثر مي‌داند ثانياً، و اين اثر مخصوصِ به بازماندگان و أهل دنيا نيست، بلكه براي برزخيان هم يك فيض جديد است ثالثاً.

بهره‌مندي مؤمنان از حيات و نعمت الهي پس از مرگ

وی در تبیین بهره مندی مؤمنان از حیات و نعم الهی پس از مرگ می گوید: مؤمنين، خواه مقتولين في سبيل الله، خواه غير مقتولين في سبيل الله اينها زنده‌‌اند و منعّم‌اند؛ نظير آيه 32 سوره نحل كه فرمود: ﴿ الذين تتوفّـٰهم الملائكة طيبين يقولون سلامٌ عليكم أدخلوا الجنة بما كنتم تعملون﴾؛ فرمود: آنها كه مؤمن‌اند و متوفيٰ مي‌شوند، فرشتگان به آنها سلام عرض مي‌كنند، بعد مي‌گويند: اين درهاي رحمت و درهاي بهشت است از هر دري كه خواستيد وارد بشويد: ﴿الذين تتوفـٰهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون﴾، اين در حال توفي است و اين ناظر به جنّت برزخي است، نه ناظر به جنّت كبرا باشد. در جنّت كبرا هم اين نعمتها هست، ولي از اينكه فرمود: در حاليكه اينها طيب‌اند و رخت بر بستند، مورد محبّت فرشتگانند ناظر به حالت برزخي است كه ﴿الذين تتوفـٰهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنّة بما كنتم تعملون﴾.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم مهر ۱۳۹۲ساعت 0:4  توسط   | 

مي گفت: صبح دوشنبه 3.40 دقيقه صبح 1392/06/18 خوابديدم كه نشسته بودم و نا خود اگاه ادرار كردم روي قالي بلند شدم ديدم وضع خراب است ، خلاصه  مادر بزرگم رحمت الله ع   امد يه گردي درست كرد و شروع كرد به اب كشيدن ...  من ديدم ادرار روي رو فرشي است و گفتم رو فرشي را ببريم  بيرون بعد اب  مي كشيم تا رو فرشي را بلند كردم همه جا نجس شد كه چشم من به شيلنگ اب افتاد و شروع كردم  روي پاي خودم و بقيه اب مي ريختم  

تعبير خواب :فردا صبح حكم كارگزيني جديد منوزدند دوستم م.خ.اومد گفت چراحكم تو اين همه با من فرق مي كنه بعد زنگ زدم به ح.الف. ديدم حدود 900000 تومان تو حكمم اشتباه كردند لذا مال ماه هاي قبل هم اصلاح مي شد و مبلغ قابل توجهي به حسابم اخر شهريور ريختند

نكته1-  تعبير ديدن اموات درخواب: يك تعبيرش اين است كه خبري را به شما مي خواهند بدهند.و معمولا شادي يا ناراحتي آنها در خواب همانگونه تعبير مي شود

نكته 2- معمولا تعبير خواب ديدن ادرار و مدفوع و اغشته شدن بدن انسان به انها: يك تعبيرش اين است كه پول و يا ثروتي به شما مي رسد و وضعيت اقتصادي شما بهتر مي شود

نكته 3- اگر خواب ديديد كسي اب تميز و پاك برروي شما ريخت،  يك تعبيرش اين است كه از انكس خير و منفعتي به شما خواهد رسيد و اگر خودتان بريزيد از دسترنج خودتان خير و منفعت خواهيد يافت  والله اعلم.

.نكته 4- ارزشمند ترين چيز در عالم ماده پست ترين تعبير را در عالم معنا دارد.

نكته 5- عن الکاظم عن آبائه عليه السلام قال: قال رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم قال: لا تزول قدم عبد يوم القيامه حتي يسال عن اربع عن عمره فيما افناه و شابه فيما ابلاه و عن ماله من اين کسبه و فيما انفقه و عن حبنا اهل البيت (امام کاظم عليه السلام از پدرانشان نقل کرده که رسول خدا فرمودند: در قيامت هيچ بنده اي قدم از قدم بر نمي دارد تا از چهار چيز بازپرسي شود؟ از عمرش که در چه راهي صرف کرده و از جوانيش که در چه راهي آنرا از دست داده؟ و از ثروتش  که از کجا آورده و در چه راهي مصرف کرده؟ و از محبت ما اهلبيت.

چشم ها را بايد شست     و خدا را بايد ديد    التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:39  توسط   | 


امیر الحاج و فرزند منا و عرفات که هر روز نمازش را در بین رکن و مقام اقامه میکند در جمعه دهم محرم سال هزار و چهارصد و ... هجری قمری روز عاشورای حسینی قبل از اذان ظهر عاشورا ندای انا المهدی سر میدهد و همزمان بصورت زنده مردم سراسر عالم چه در منزل یا محل کار در شهر یا در بیرون از شهر به کف دست خود مینگرند و امام مهدي عج را ميبينند و صداي او را ميشنوند و با آن حضرت سخن ميگويند و اشک شوقشان جاری میشود ، حضرت عليه السلام سيصد و سيزده نفر اصحاب خاص را به حضور ميطلبند در گوش آنان مطلبي ميفرمايد كه آنان با طي الارض به اقصي نقاط عالم ميروند تا با سران كفر اتمام حجت كنند و...

در كتاب "مكيال المكارم" آمده است كه :

پيامبر اعظم صلی الله عليه و آله وسلم فرمودند : وقتی مهدی (عج) در مكه ظهور ميكند مردم سراسر عالم به كف دست خود نگاه ميكنند و او را ميبينند و با او صحبت ميكنند و هيچ شكی نيست كه منظور از كف دست نگاه به همين موبا يل است كه تمام مردم جهان حتی ضعيف ترين افراد در نقاط دور افتاده نيز امروزه از آن بهره مند مي باشد و لذا می توان گفت كه فلسفه پيدايش اين وسيله ارتباطی قبل از هر استفاده ديگر برای اين امر مهم بوده و تا سال ظهور به اوج تكامل خود می رسد كه هر گوشی موبايل در هر كشور نرم افزار ترجمه به زبان همان كشور داشته باشد تا همگان مطالب آن حضرت را در روز ظهور به زبان محلی خود استماع نمايند.

ظهر روز ظهور امام عليه السلام در كنار خانه خدا به نماز مي ايستد و اكثريت مطلق ملل غرب مسيحيان با ديدن حضرت مسيح كه به امام مهدي عج در نماز اقتدا ميكند و يكجا اسلام مي آورند. انشاأالله نقل از پايگاه صالحات 

چشم ها رابايد شست    جور  ديگر  بايد  ديد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 23:19  توسط   | 

مرحوم آیت‌الله حسنعلی اصفهانی مشهور به «شیخ نخودکی» در طول 8 دهه عمر پربرکت خود کرامات بسیاری را رقم زد که مهم‌ترین آن‌ها تشرّف نزد امام علی‌بن موسی‌الرضا(علیه السلام) است. این کرامت‌ها در سایه انس با قرآن و خواندن نماز اول وقت حاصل شد.
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز» به نقل از رجانیوز، در قدیم که شهر مشهد مقدس به گستردگی کنونی نبود،‌ روستای معروفی به نام «نخودک» کنار آن قرار داشت که شهرت خود را مرهون «شیخ حسنعلی اصفهانی» مشهور به شیخ نخودکی است.این عارف، فقیه و فیلسوف بزرگ متولد سال 1241 در اصفهان است و از اساتید مشهور وی می‌توان میرزا جهانگیر خان قشقایی را نام برد. آیت‌الله نخودکی در مقطعی نیز با شهید مدرس هم‌حجره‌ای بوده است.
 
اما بیشترین شهرت شیخ نخودکی به دلیل کرامات اوست که از جمله آن‌ها می‌توان به تشرف نزد حضرت خضر نبی و امام رضا علیهما السلام اشاره کرد. وی همچنین دارای قدرت‌های ماورائی از جمله طی‌الارض، آگاهی از غیب، چشم برزخی،‌ دم مسیحایی و ... بود. او این قدرت‌های الهی را با تهجد، توکل، شب‌زنده‌داری، خواندن نماز اول وقت و انس با قرآن به دست آورده بود. مرحوم آیت‌الله کشمیری در این باره می‌گوید: مرحوم شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی تا چهار سال در مشهد مقدس، هر شب تا صبح قرآن را ختم و به امام رضا(علیه السلام) هدیه می‌کرد تا به آن مقامات رسید.از دیگر کرامات شیخ نخودکی این بود که زمان وفات خود را پیش‌بینی کرد و همان‌طور که وعده داده بود، در روز یکشنبه هفتم شهریور 1321 در سن هشتاد سالگی به جوار حق شتافت و طبق وصیتی که کرده بود،‌ در صحن عتیق روبروی ایوان طلا در حرم مطهر رضوی تدفین شد.
 
* نماز اول وقت «شاه کلید» است
 
مرحوم شیخ بر خواندن نمازهای روزانه در اول وقت تأکید بسیار داشت و این نخستین وصیت او به فرزند خویش بود. این عارف حقیقی می‌گفت: اگر آدمی یک اربعین به ریاضت پردازد، اما یک نماز صبح از او قضا شود، نتیجه آن اربعین، «هَبَاء مَّنثُورًا» خواهد شد. (اشاره به آیه 23 سوره فرقان و به معنای پراکنده‌شدن ذرات غبار در هوا)جناب شیخ فرزندش را بر تهجد و نماز شب سفارش می‌کرد و می‌گفت: «بدان که در راه حق و سلوک این طریق، اگر به جایی رسیده‌ام، به برکت بیداری شب‌ها و مراقبت در امور مستحب و ترک مکروهات بوده است، ولی اصل و روح همه این اعمال، خدمت به ذراری (فرزندان) ارجمند رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم است.»!شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است
 مطلب ذيل را بخوانيد
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:36  توسط   | 

نقل است جوانی نزد شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی آمد و گفت: سه قفل در زندگی‌ام وجود دارد و سه کلید از شما می‌خواهم! قفل اول این است که دوست دارم یک ازدواج سالم داشته باشم، قفل دوم اینکه دوست دارم کارم برکت داشته باشد و قفل سوم اینکه دوست دارم عاقبت بخیر شوم. شیخ نخودکی فرمود: برای قفل اول، نمازت را اول وقت بخوان. برای قفل دوم نمازت را اول وقت بخوان. و برای قفل سوم هم نمازت را اول وقت بخوان!جوان عرض کرد: سه قفل با یک کلید؟!شیخ نخودکی فرمود: نماز اول وقت «شاه کلید» است. 

و اين جمله رو هم من مي گم .بخدا اين حرف ها الكي نيست ؟؟؟ امتحان كنيم ؟ چند روز ..چند هفته با خدا رفيق بشيم؟ بعد مي بينيد حاجت خودتون كه هيچ حاجت مردم ديگه هم با دعاي شما حل مي شه اگه شيخ تو نست!!! پس ما هم مي توانيم .

 اما ...اگه نتو نستيم شيخ بشيم... حد اقل گناه جديد نكنيم  انشاءالله 

چشم ها را بايد شست                جور    ديگر  بايد   ديد 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ساعت 22:30  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر