چشم ها راباید شست و خدا را بايد ديد

Eyes should be washed

  من با همين دستور العمل براي اولين بار شله مشهدي درست كردم شما هم اگر كمي علاقه آشپزي داشته باشيد مي توانيد با همين دستور العمل به مناسبت شهادت امام رضا شله مشهدي درست كنيد

لوازم 1- دیگ 30 من    2  - کپسول گاز 11 كيلويي 3عدد     3- گوشت حدود 40 کیلو گوسفند با چربی برای قیمه و شله      4- براي تعداد700 تا 900 نفر    5- بلغور 25 کیلو       6- برنج 12 کیلو      7- لوبیا رشتی 7 کیلو    8-لوبیا قرمز 7 کیلو    9- نخود 7 کیلو     10 –ماش 7 کیلو

ادويه

1-ریشه جوز 250 گرم 2-جوز بیا 150گرم 3-فلفل سیاه 200گرم 4-زنجبیل250 گرم 5- دارچین100گرم 6-هل 50 گرم 7- روغن 3تا 5 کیلو 8-رب 2 کیلو 9 –پیاز 7 کیلو 10- نمک 2 بسته 11- لپه 5 کیلو

نحوه درست کردن

شب همه را شسته خیس می کنیم بجز لپه که انرا فقط یک ساعت قبل از بار گذاشتن قیمه خیس می کنیم 1- دیگ را تا 4/3 اب می کنیم و لوبیا ها و نخود و ماش و کمی بعد حدود 5 کیلو پیاز را توی دیگ می ریزیم تا مدت 8 ساعت بجوشد

2- دیگ را به جوش می اوریم تا یک وجب مانده به سر دیگ اب جوش اضافه می کنیم

3- اب بلغور و اب برنج ها را خوب می گیریم و بعد آنها را توی دیگ میریزیم و هم می زنیم بايد از كفگير هاي مخصوص استفاده نموده خيلي مواظب باشيم شله ته نگيرد

4- گوشتها را که صبح جو شاندیم و استخوان های انرا جدا کردهایم در اخرین مرحله اضافه می کنیم

5- حدود 2 ساعت بعد شله اماده است

6- ترجيها شعلهاي را به مدت 1 ساعت برروي ديگ مي گذاريم تا اصطلاحا شله دم بكشد

7- -باید اب را تا حدی بریزیم که بعد از ریختن بلغور اب نریزیم

8- ادویه ها را 1 ساعت قبل از کشیدن اضافه می کنیم

9- ابتدا پیاز ها را سرخ میکنیم در مرحله بعد رب را سرخ می کنیم بعد از ان گوشت ها ولپه ها را اضافه می کنیم

10-پس از كشيدن شله در ظرف به صورت تزيين مقداري قيمه روي ان مي ريزيم 11-اين مقادير را مي توان به هر نسبت متناسب با نياز كاهش يا افزايش دهيد

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آذر 1393ساعت 23:31  توسط   | 

يا مي دانيد تكبر اولين گناه هستي  كه شيطان را از ان مقام اولوهيت خارج نمود ؟ 

ايا ميدانيد خطرناكي اين گناه چقدر است  ؟

ايا مي دانيد بساري از دعوا هاي ما سر ميز و صندلي هاي دنيا براي ارضاي وسوسه تكبر است؟ 

ايا مي دانيد بسياري از تلاش هاي روزانه ما براي خريد خانه و ماشين بهتر  فقط به منظور رسيدن به ارامش بيشتر نسيت!! بلكه براي فخر فروشي و ارضاي حس دريافت تكبر است ؟ 

.راستي شما تا حالا ديديد يه مهندس يه رئيس اتحاديه يه طلبه يه دكتر يه جراح يه استاد دانشگاه تو مسجد پاشه  يه كيسه دستش بگيره و براي رضاي خدا پول جمع كنه ؟   

من تا حالا شايد تو چند ...تا مسجد تو شهر ها ي مختلف نماز  خونده باشم اما يه جا نديديم يه يه مهندس معروف  يه رئيس اتحاديه  متمول  ..يه  حجت السلام معروف ... يه دكتر ..يه جراح ...يه استاد دانشگاه ... يه ادم به لحاظ  محاسبات دنيوي با كلاس وايسه  ( نه اخروي)   و اذان بگه ؟؟؟  اره يواشكي بگم  هر كدوم مون  نسبت به بضاعتمون يه دليلي براي تكبرمون پيدا مي كنيم  اين دو حديث رو بخونيد !!!

  ثواب برای اذان گو

امام باقر(ع):المؤذن یغفر الله له مد بصره و مدصوته فی السماء و یصدقه کل رطب ویابس سمعه ، و له من کل یصلی معه فی مسجده سهم و له بکل من یصلی بصوته.

خداوند مؤذن را به اندازه ای که چشمش می بیند و صدایش در آسمان می پیچد می آمرزد، هر خشک و تری که آواز او را می شنود او را تصدیق می کند، و از ثواب هر کس که با او در مسجد نماز گزارد سهمی نصیب او شود و به شمار هرکس که به بانگ او نماز بخواندحسنه ای برای اوست .

محجة البیضاء، ج 1، ص .331 من لا یحضره الفقیه ، ج 1، ص 287

تحقیر اذان

پیامبر (ص:سیأتی علی الناس زمان یترکون الاذان علی ضعفائهم

زمانی خواهد آمد که اذان را تحقیر کرده و آن را به افرادی ناتوان می سپرند.

کنز العمال ، ج 7، ص 690

دو سه ماه قبل بنا بود با  هواپيما برم تهران ماموريت با اين كوچولو هاي 40 نفره كه يكي از اونا سقوط كرد .  بجاي من دوستم رفت ازش پرسيدم خوش گذشت .. گفت بد نبود ...گفتم  با اين كوچولو ها اون بالا چه احساسي به ادم دست مي ده ..؟؟؟گفت اين احساس بهت دست مي ده كه سوسكم نيستي !! هيچي نيستي ..اره يه بار اين احساس  هم به من دست داد !!!داشتيم از كربلا با هواپيما بر مي گشتيم يه دفعه احساس كرديدم تو هوايپما بوي دود مي امد ...رنگ همه از يك كنار ... با همه قدرت و ثروت و مكنت پريده بود همه احساس مي كردند كه سوسك هم نيستند ....!!!   

 راستي اگر من و شما مرجع تقليد بوديم و فردي در محراب عبادت به روي من و شما اب دهان مي انداخت با او چه مي كرديم

داستان زير  را بخوانيد..وببينيد اولياي خداوند الكي اولياي خدا نمي شوند ؟؟ لذا به نظرم اولين درس طريقت با لگد كردن تمام تكبر آغاز مي شود . .كلاس اول طريقت اينه .....كه به اينجا برسي كه هيچي نيستي !!!  

روزی آیت الله العظمی حاج شیخ جعفر کاشف الغطاء(رحمه الله) در نماز جماعت، وقتی که در سجاده نماز نشسته بودند، سیدی آمد و گفت: از وجوهاتی که نزد شماست قدری به من کمک کنید . شیخ فرمود: فعلاً چیزی ندارم !!!آن سید عصبانی شد و آب دهانش را به صورت آقا انداخت.؟؟ شیخ هیچ نفرمود و بلند شد و رو به جمعیت کرده و فرمودند: هر کس محاسن شیخ را دوست دارد به این سید کمک کند!! سپس خودشان درمیان صفها گشتند و پول جمع کردند و اتفاقاً پول زیادی جمع شد و همه را به سید دادند. شايان ذكر است قبر ايشان در كوچه اي در مجاورت قبر مولي الموحدين امير المومنين علي ع است انشاءالله اگر نجف مشرف شديد قبر ايشان رو حتما زيارت كنيد . التماس دعا

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 9:4  توسط   | 

 22/9 /1393 صبح  شنبه اربعين سالار شهيدان است .نماز صبح خواندم و بعد زيارت عاشورا جاذبه اي  مرا به پشت كامپيوتر كشانيد.... داشتم سرچ مي كردم... غزل ذير اومد!!! ديدم اومدن اين غزل صبح اربعين بي حكمت نيست !! اين شعر مي تواند زبان حال ابي عبدالله پشت سر قافله زينب كبري سلام الله عليها باشد  السلام عليك يا ابا عبدالله و علي ارواح التي حلت بفنائك

غمت در نهانخانه دل نشیند                                    به نازی که لیلی به محمل نشیند

مرنجان دلم را که این مرغ وحشی                       ز بامی که برخاست، مشکل نشیند

خلد گر به پا خاری، آسان برآرم                             چه سازم به خاری که در دل نشیند

به دنبال محمل چنان زار گریم                                      که از گریه‌ام ناقه در گل نشیند

پی ناقه‌اش رفتم آهسته، ترسم                                  غباری  به دامان  محمل نشیند

به دنبال محمل، سبکتر قدم زن                                      مبادا  غباری به محمل نشیند

عجب نیست خندد اگر گل به سروی                         که در این چمن، پای در گل نشیند

بنازم به بزم محبت که آنجا                                         گدایی به شاهی، مقابل نشیند

طبیب از طلب در دو گیتی میاسا                               کسی چون میان دو منزل نشیند

شاعر :طبیب اصفهانی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 8:43  توسط   | 

  

Millions of Shiite Muslims gather outside the Imam Hussein shrine for one of the largest religious gatherings in the world on December 11, 2014, in the central Iraqi city of Karbala in preparation for the the Arbaeen religious festival. When I read this news ,I remembered the following message (Hadith) of our Prophet Muhammad (PBUH HF) which he said , more than 1400 years ago :

عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ (ع) قَالَ: نَظَرَ النَّبِيُّ (ص) إلَى الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع وَ هُوَ مُقْبِلٌ فَأجْلَسَهُ فِي حِجْرِهِ وَ قَالَ: إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَيْنِ حَرَارَةً فِي قُلُوبِ الْمُؤْمِنِينَ لَا تَبْرُدُ أبَداً. ثُمَّ قَالَ (ع) بِأبِي: قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَةٍ. قِيلَ: وَ مَا قَتِيلُ كُلِّ عَبْرَةٍ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ؟ قَالَ: لَا يَذْكُرُهُ مُؤْمِنٌ إلَّا بَكَى.

Imam al-Sadiq (PBUH) said, “The Prophet (PBUH&HF) looked at al-Husain Ibn Ali (PBUH) as he was approaching. He sat him in his lap and said, ‘Verily, for the martyrdom of al-Husain there shall be a heat in the hearts of the believers that shall never subside.’” Then, the Imam (PBUH) continued, “He (i.e., al-Husain (PBUH)) is the martyr of tears.” I asked, “What is the meaning of the martyr of tears, O son of the Messenger of Allah?” He (PBUH) replied, “No faithful remembers him except that he weeps.” 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 0:8  توسط   | 

قانون اولیه اعمال ما این است که اعمال خوب ما به سمت راست عالم وجود می روند یعنی در ملکوت اعلی و در آنجا محفوظ بمانند و اعمال بد ما به سمت چپ عالم که همان سجین است برود و در آنجا محفوظ بماند . از بسیاری از روایات و آیات قرآن این طور بر می آید که اعمال ما در عالم ملکوت و سجین با هم بی ارتباط نیستند . بعضی از گناهان ما بقدری زشت هستند که اعمال خوب و صالح ما را می سوزانند و آنرا پاک می کنند که این همان بحث حبط اعمال است . بعضی از اعمال خوب بقدری مثبت هستند که همه ی یا بعضی اعمال بد را می سوزانند و از بین می برند که این همان بحث تکفیر است . ازعواملی که باعث تکفیر و گناهان گذشته می شود اسلام و ایمان است . اگر کسی سالها مشرک بوده است و بعد ایمان بیاورد و مسلمان بشود ، این اسلام آوردن او اعمال بدش را می پوشاند . در روایت داریم که اسلام گذشته را جبران می کند . کسانی که در دم آخر مسلمان می شوند و وقتی هم برای انجام اعمال ندارند ، خداوند اعمال حق الله آنها را می پوشاند . این افراد چون تسلیم خدا می شوند یعنی مسلمان می شود ، خدا از حق خودش می گذرد . پیامبر برای جوان یهودی که به مسلمین خواندن و نوشتن یاد می داد ، تلقین خواند و او چند دقیقه قبل از مرگش شهادتین را گفت و بعد او از دنیا رفت . پیامبر دستور داد که او را در قبرستان مسلمین دفع کنند . در سوره ی مائده آیه 65 می فرماید : اگر اهل کتاب ایمان بیاوند و تقوی پیشه کنند ما گناهان آنها را می پوشانیم . ( مغفرت ) این لطف خداست . ممکن است که این ذهنیت پیش بیاید که آنها عملی انجام نداده اند . مستضعف کسانی هستند که حق به آنها نرسیده است و مسلمان هم نشده اند ولی کسانی که کافر هستند و مسلمان می شوند ، اعمالی داشته اند . زیباترین عملی که خدا دوست دارد تسلیم شدن در برابر حق است . یعنی فرد با حضرت حق عناد و لجبازی نداشته باشد . بدترین صفتی که خداوند از او بدش می آید در مقابل حق ایستادن و استکبار است . استکبار یکی از صفت های شیطان است که باعث رانده شدن او شد . اعمالی مثل کفر ، شرک ، ریا ، حسد ، عُجب ، غرور ، منت گذاشتن بر کسی و آزار دادن دیگران باعث حبط اعمال ما می شوند وریشه ی این اعمال کفر یا کفر خفی است . مثلا ریا یک کفر خفی است . خدا از این کفر و عناد بدش می آید . 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم آذر 1393ساعت 22:32  توسط   | 

 

صبح دوم محرم  5 ابان  بود كه دختر كوچكم كه 6 سالش است ساعت 4 صبح از خواب پريد و شروع كرد به گريه كردن يه خواب بسيار وحشتناك ديده بود  و حدود 2 ساعت از ترس گريه مي كرد . اين ترس تو ذهنش باقي بود و شبها شروع مي كرد به گريه كردن تا دستشويي نمي رفت مگه مامانش دم درب دستشويي باشه ..مرام چشمانش گريان بود مي گفت حالم بده و ديگه اون بچه ي قبلي نبود كه شبي 50 با تو خونه بالانس مي زد به يك چشم بهم زدن  زندگي ما خراب شد.دست به هر كاري زديم نهايت رسيديم به اينكه بايد دست به  دعا برداريم !!به بابام زنگ زدم.. به مادرم گفتم ..نوه تون مريض شده براش دعا كنيد. قرص و دارو هم تو ايجور مريضي ها كاربرد نداشت اسند قران و دعا و حرز و شكستن تخم مرغ و صدقه و شربت هاي آرام بخش هم فايده نداشت دست به دامن همسايه ي كنار مسجد شدم حاج صفر نفس گرمي داشت و از مردان خدا بود براي بچه ام دعا كن ...

خودم نذر كردم ..خانمم نذر كرد.. مادر بزرگش رفته بود مشهد امام زاده ناصر و ياسر نذر كرده بود ..حاج صفر مي گفت تا صبح تو حياط قدم زدم و دعا كردم.. با بام كلي نذر و نياز كرده بود و كلي دعا خونده بود و براي نوه اش گريه كرده بود ..با همه اينها اشك از تو چشمهاي بچه ام پاك نمي شد  

 صبح جمعه 16 ابان ماه بود مثل هميشه وقتي كه مي بريدم و عقلم كار نمي كرد رفتم سراغ كتاب  لاله اي از ملكوت  كتابي كه زندگي من و نگاه منو به دنيا عوض كرده بود كتاب باز كردم يكي از خاطرات كتاب اومد و تصادفا  تو همون صفحه ذكري بود براي شفاي بيمار ..كتاب رو گذاشتم رو ميز و سحر جمعه پاشدم  نماز خوندم و بعد اون ذكر رو خوندم...     

شنبه شب ساعت حدود 7 بود هنور اشك تو چشماي دختر كوچلو مهربون و شيرين ذبونم بود تو اين 10 رنگش زرد شده بود  .. غذا نمي خورد ..وزنش نصف شده بود  كتابم هنوز رو ميز اشپز خونه بود  ومن نشسته بودم پاي كامپيوترم كه دخترم نا خوداگاه با همون حالت دو دستي كتاب رو برداشت  عكس شيخ رو گذاشت رو چشماش و صورت شيخ رو بوسيد كتاب رو گذاشت رو ميز سرم رو اوردم بالا از تعجب داشتم شاخ در مي اوردم چون اين دخترم اصلا با اين كتاب رابطه ي خوبي نداشت!!  مدام هم منو نصيحت مي كرد  بابا اين شيخ جعفر چيه تو هي مي گي شيخ جعفر شيخ جعفر ..بابا مگه تو شيخي از اين كتاب ها مي خوني!1  هي روضه هي روضه !! بابا چرا نمي زاري مامان مثل بقيه خانم ها تو خيابون شال بپوشه ارايش كنه مگه چه عيبي داره موسقي گوش كنيم  همه اين جمله ها مثل برق از تو ذهنم رد شد چشمم به صورت دخترم افتاد بعد از 11 روز اولين خنده اش رو ديدم .. اره دخترم با يه بوسه خوب شد ..

مثل اينكه شيخ جعفر با يه بوسه جواب همه ي اون سوالات رو به اين بچه ي 6 ساله داده بود.. ولي براش يه سوال باقي مونده بود؟؟ بچه ي زرنگي بود !!!فردا صبح با اينكه خودش هم باورش نمي شد حالش خوب شده !! ازم پرسيد؟ بابا شيخ جعفر خداست ؟؟ و من با لبخند بهش گفتم نه بابا جون شيخ جعفر بنده ي  خداست كاشكي همه ي ما بنده ي خدا بشيم!!

از اون شب كلي تغيير كرد ديكه موسيقي هاي تو تبلتش رو گوش نمي كنه! عاشق شيخ جعفر شده ديشب كلي دعوام كرد بابا مگه تو عقلت نمي رسه قران رو نبايد رو كتاب شيخ جفر بذاري منم با خنده از اين همه ارادت گفتم چشم بابا قران رو جدا مي گذاريم كتاب رو هم جدا ... 25 ابان روز تولدش بود كلي براش كادو خريدييم  گذاشتيم رو ميز باد كنك ها شو باد كرديم .. ولي نذاشت براش جشن تولد بي سر وصدا بگيرم !! مگه نمي فهميد محرمه ؟  ديدم  يه شبه كلي از ما هم زده جلو زده !!! گفتم چرا بابا ما هم چاكر محرميم  !!!

!!!السلام عليك يا ابا عبدالله و علي الارواح التي حلت به فنائك

 الهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم آذر 1393ساعت 1:13  توسط   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان 1393ساعت 0:27  توسط   | 

 چشمه آب زلالی که صدها سال است گرداگرد قبر اصلی حضرت ابوالفضل‌العباس علیه‌السلام در زیر حرم مطهرش در کربلا طواف می‌کند و این است اجر تشنه‌ماندن او بر لب فرات به احترام تشنگی برادر.















+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان 1393ساعت 21:43  توسط   | 

"اریک ماتسون" شرق شناس امریکایی در سفر به عراق مجموعه با ارزشی از اماکن مقدس کربلا و نجف عکاسی کرده که اکنون و با گذشت 80 سال از قدمت آن همچنان جالب توجه است.

"اریک ماتسون" شرق شناس و عکاس امریکایی که سال ها در عراق و شام فلسطین به تحقیق و پژوهش در تاریخ اسلام می پرداخت در سال 1932 سفری به نجف و کربلا انجام داد تا از شهرهای مقدس شیعیان عکاسی کند. بخش اول عکس های این عکاس که مربوط به سفرش به کربلا بود را در همین بخش مشاهده کردید. در بخش دوم عکس های مربوط به سفر او به نجف اشرف را می بینید.

مجموعه عکس های ماتسون از شهرهای مقدس و بناهای تاریخی و باستانی عراق، عربستان، فلسطین و سوریه چندی بعد در آژانس عکسی با نام خودش "ماتسون" جمع آوری شد و اکنون از منابع مهم تاریخ معاصر کشورهای عربی به شمار می‌رود. این عکس ها برای نخستین بار در رسانه‌های داخلی منتشر می‌شود.   نقل از شفاف 13/8/93









+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان 1393ساعت 21:24  توسط   | 

در خانوادهاي مذهبي بدنيا امدم هر صبح جمعه پدر بزرگ مادرم محمد مهدي نعمتي رحمه الله عليه  با ضبط صوت قديمي اش نوار  دعاي ندبه اقاي كافي را مي گذاشت و ما با صداي يابن الحسن از خواب بيدار مي شديم .و لذا از كودكي ارداتي خاص به حضرت زهرا سلام الله عليها و مولاي موحدين اميرالمومنين علي ع پيدا نمودم  اما شيرازه ي دلم با ساقي لب تشنگان كربلا نبود .!!

سال 1386 بعد ازظهر يكي از غروب هاي پاييز، به قصد زيارت حضرت معصومه عليها السلام به اتفاق خانمم و دخترم كه حدود 9 سالش بود از شاهرود به سمت قم به راه افتاديم .لحظه ي راه افتادن ديدم بوق ماشينم كار نمي كند كمي عصباني شددم ولي اعتنا نكردم ....حالا بوق نداشتيم چي مي شه !!! ساعت حدود 9 شب بود كه زوزه كشان از گردنه هاي جاده سمنان بالا مي رفتم ! ماشينم يه پرايد سفيد بود و شيوه رانندگي من هم به گونه اي بود كه دست چپ جاده رو مي گرفتم و با سرعت بالاي 140 هرچي كه ماشين مي رفت مي رفتم ..هركي كه سوار ماشينم مي شد چشماشو مي بست و معمولا خيلي ها وقتي سوار ماشينم مي شدند اول التماس ميك ردند يا شرط مي كردند!!! به شرط اينكه يواش بري سوار مي شيم !! دست فرمانم تو جاده وشهر عالي وتجربه ي رانندگي جاده ام زياد بود ! لايي كشي تو جاده با سرعت بالاي 120  ،  سبقت دوبله و سوبله از شونه ي راست و چپ  جاده كار هميشگي ام بود دوربين هم اون موقع ها نبود ... خانمم وبچه ام اروم وبا اعتماد به رانندگي من به صندلي تكيه داده بودند و خوابيده بودند ..رسيدم پشت يه تريلي ..خالي بار بود و با سرعت بالاي 100 مي رفت اومدم ازش سبقت بگيرم!!!! رفت اونم رفت توسبقت از يه كاميون !!! براي يك لحظه ديدم دست چپ جاده حايل هاي بتوني كشيده اند!!! درون تونلي گير كرد ه بودم  !!! يه طرف چرخهاي بي رحم تريلي و يه طرف ديگه ديواري بتي.... همه ي وجودم پر از عرق شده بود.  ماشين پرايد تو سربالايي با اون دنده واون شرايط بيشتر ازاين نمي رفت.... برا ي يه لحظه فهميدم راننده ي تريلي منو نمي بينه...   داشتم مرگ رو مرگ رو احساس مي كردم .. چرخ جلو تريلي با فاصله 2 – 3  سانتي متري درجلو ماشينم در حال چرخش  بود يك لحظه تصميم گرفتم ترمز بگيرم ؟؟ تجربه به من مي گفت مي ري لاي چرخ هاي عقب تكه تكه مي شي !!جلومو نگاه كردم بين سپر تريلي و ديوار بتني 1 متر بيشتر جا نبود و تازه هر لحظه اين فاصله كمتر مي شد! همه تجربه به من مي گفت ازاين فاصله ماشين رد نمي شه ؟؟؟ بر اي اولين بار بود كه گير افتاده بودم اومدم بوق بزنم ديدم بوق ماشين هم قطع شده از ترس چشمامو بستم و مثل همه ي بچه شيعه  ها دادم يا ابوالفضل!!!! فايده اي نكرد.. 1 ثانيه ديگه وقت داشتم ..انگار ابوالفضل صداي منو نمي شنيد... دوباره همه ي انرژي باقيمانده توي سلول هامو جمع كردم چشمام بسته بود و فشارم داشت به زير 6 مي رسيد دادزدم يا ابوالفضل!!!! و ديگه چيزي نفهميدم چشمامو باز كردم از تريلي و ديوار بتني رد شده بودم؟؟؟؟؟ ولي ديگه رمقي تو سلول هاي بدنم نمونده بود كه گاز بدم ..خانمم تازه بيدار شده بود ..قلبم داشت 200 بار مي زد و اشك به نشانه تشكر از ابوالفضل در گوشه ي چشمانم نقش بسته بود ...تاحدود يك ماه شب ها اين منظره مي يومد تو ذهنم و كابوس مي ديدم !!! هر روز كه مي رفتم اداره ...اول مي يودم  يه نگاه به در جلو سمت  شاگرد مي كردم ...با دستام به اين رنگ ها دست مي كشيدم  ومثل ديونه ها به اقام ابوالفضل مي گفتم و واقعا  تو ديگه كي هستي وبا همه ي نا باوري به در ماشينم مي گفتم!!! يعني تو حتي يه خش هم بر نداشتي ؟؟؟؟ اون شب يكي از شب هايي بود كه من با همه ي سلول ها م فهميدم اين اقا چه ابرويي پيش خداوند داره!! 

 .ظهر عاشوراي 93 اين مطلب و تموم كردم ...لذا اگه اين خاطره خوندي مفهمومش اينه كه خداوند توفيق داده به معشوق اش حسين سلام كني بسم الله

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ ی اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَی الاَْرْواحِ الَّتی حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّی سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَ بَقِیَ اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّی لِزِیارَتِکُمْ  Tاَلسَّلامُ عَلَی الْحُسَیْنِ وَ عَلی عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلی اَصْحابِ الْحُسَیْنِ  التماس دعا

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان 1393ساعت 15:11  توسط   | 

مفتی سابق مصر داعش را پدیده‌ای پیش‌بینی شده دانست و با استناد به حدیثی از امام علی (ع) تاکید کرد که امیر المومنین 1400 سال پیش، ظهور داعش را پیش‌بینی کرده بود.

به گزارش ایسنا به نقل از پايگاه خبري المحيط، علي جمعه گفته است اوصاف گروهك تروريستي داعش، در منابع و كتب اسلامي و از زبان امام علي(ع) بيان شده است.

وي با نقل اين حديث از حضرت علي عليه السلام كه: «زماني كه پرچم‌هاي سياه را ديديد از جاي خود حركت نكنيد (به آن‌ها نپيونديد) و دستان و پاهايتان را تكان ندهيد (با آن‌ها بيعت نكنيد و به آن‌ها نپيونديد) سپس قومي ضعيف ظاهر مي‌شود كه قلب هايشان مانند براده‌هاي آهن سخت است. آن‌ها حكومت دارند اما به هيچ عهد و ميثاقي پايبند نيستند به حق دعوت مي‌كنند اما هرگز از عمل كنندگان به آن نيستند. اسم‌هايشان، كُنيه و نسب‌هايشان از نام شهرها گرفته شده است. تا اينكه ميان خود اختلاف نظر پيدا مي‌كنند سپس خداوند حق را آنگونه كه مي‌خواهد ظاهر مي‌سازد» در سايت يوتيوب، داعش را مصداق آن دانست و افزود مشكل اين گروه اينست كه اسلام را درست نفهميده است.کد خبر: تاریخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۳۹۳ September 2014 تابناك

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مهر 1393ساعت 23:9  توسط   | 

با دخترم رفتيم بالاي كوه سر مزار شهداي گمنام دعاي عرفه برگزار مي شد

از خداوند خواستم كه سال اينده از زائرين عرفات و مجاورين امام رضا باشم . در راه برگشتن به پيشنهاد دختر كوچكم از بريدگي كوه كه راه بسيار نزديكي به منزلمان بود امديم پايين خيلي مواظب بودم و با احتياط پايين مي امدم 20 متر اخر بوديم.. سراشيبي خيلي كمي بود...كه تلفنم زنگ زد داشتم صحبت مي كردم و چند قدم اخر رو بر مي داشتم كه پام روي يه تخته سه لايي كه روي سنگ ها افتاده بود قرار گرفت به شدت سر خوردم گوشي ام پرت شد و پام پيچيد چون بچه همراهم بود سريع بلند شدم پام خيلي درد مي كرد كمي امتحان كردم فهميدم الحمدلله جايي ام نشكسته از دست وپام هم خون نمي اومد در حاليكه پام هنوز درد ميك رد خوشحال شدم به اسمون نگاه كرده خدايا ما از كوچه ي كناه نيومديم ما رو مي زني داريم ازدعاي عرفه مي اييم .. اينگار جوابم رو گرفتم

سه چهار روز پيش بود يهو خانومم  اصرار كرد كه عيد قربان داره مي ياد يه گوسفند بكشيم منهم كه تو شرايط اقتصادي خاصي بودم گفتم خانوم  حالا باشه يه موقع ديگه اصرار كه بابا خداوند پول قرباني رو خودش مي رسونه ومن براش استدلال كردم كه فعلا صلاح نيست بايد پروژه ي ساختماني رو كه داشتم تموم ميكردم و كمي هم  چك داشتم اونها رو پاس مي كردم  گوسفند خدا هم چشم يه موقع ديگه !!!

وقتي از رو زمين بلند شدم انگار يكي بهم گفت دوست داشتي پاتو مي شكستم اگه الان پات مي شكست بايد چند ميليون فقط زير ميزي به اقايون ميدادي ...راستي اگه پات مي شكست از زير زمين هم كه شده الان چند ميليون پول حاضر مي كردي برا مداوات ..ولي من پاتو نشكستم پس تو خجا لت بكش پاشو برو يه گوسفند كوچولو هم كه شده بكش

اومدم خونه و قضيه رو براي خانومم تعريف كردم و درحالي كه بهم مي خنديد به يكي از دوستام زنگ زدم  گفت دارم مي رم براي مادرم از فلان جا يه بزغاله بخرم گفتم هرچي داشتند يه دونه هم براي من بخر ساعت 8 شب يه بزغاله سياه خوشگل تو خونمون بود كه فردا بكشيم

چيزي كه من فهميدم اينه كه خدا قرباني رو خيلي دوست داره اون هم روز عيد قربان و احاديث زير رو ديدم

1-قربانی، از دو قسمت «قربان» و «ی» تشکیل شده که ترجمه فارسی آنها می شود «نزدیک کننده» «من». در فرهنگ دینی به هر چیزی که سبب قرب و نزدیکی انسان به خدا شود واژه قربان بر آن اطلاق می گردد. در روایت می خوانیم: «الصَّلَاةُ قُرْبَانُ كُلِّ تَقِی‏»؛ نماز نزدیک کننده متقیان به خداوند متعال است.(کافی3/265)

2-خداوند متعال او را در سوره كوثر خطاب قرار داده ميفرمايد: فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَ انْحَرْ یعنی پس، نماز بخوان براي پروردگارت و ذبح كن. مراد از نماز، نماز عيد است و مراد از ذبح قرباني است.

باید توجه داشت که خداوند متعال نیازی به گوشت این حیوانات ندارد؛ آنچه که در این جریان اثرگذار است و همان موجب قرب الی الله می شود تقوا، اطاعت پذیری و حرکت برای انجام دستور خداست که از این قربانی در جان قربانی کننده می ماند. خداوند متعال می فرماید: لَن یَنَالَ اللَّهَ لحُومُهَا وَ لَا دِمَاؤُهَا وَ لَاكِن یَنَالُهُ التَّقْوَى‏ مِنكُمْ(37/حج)؛ هرگز گوشتها و خونهایشان به خدا نمى‏رسد؛ بلكه تقواى شما به او مى‏رسد

.3-و در حديثي ديگر فرموده اند: ألا اِن الاضحية من الاعمال المنجية، تنجي صاحبها من شر الدنيا و الاخرة. يعني آگاه باشید که قرباني كردن از اعمال نجات دهنده است، صاحبش را از شر دنيا و آخرت نجات ميدهد.

4- امام صادق علیه السّلام فرمود: در یوم النحر (یعنى روز عید قربان) هیچ عملى بهتر از آن نیست كه خونى به رسم قربانى ریخته شود یا در مسیر احسان به والدین یا خویشاوندى كه قطع رحم مى‌كند گامى برداشته شود و آنكه حاجی درباره آن خویشاوند، تفضّل بیشترى مبذول دارد و در گفتن سلام سبقت جوید یا از قسمت مرغوب گوشت قربانى اطعام كند و پس از آن بقیّه همسایگان خود را از یتیمان گرفته تا مسكینان و بردگان را به استفاده از آن فراخواند و اسیران را تفقّد كند.

5-. پيغمبر اكرم صلي الله عليه و سلم فرموده اند: در روزهاي قرباني بعد از انجام عبادات فريضه، هيچ عبادتي اين قدر مقبول و پسنديده در درگاه الهي نيست و پيش از رسيدن قطرات خون قرباني به زمين، مقبول درگاه پروردگار ميگردد، لذا با شور شوق و با دل پر وسعت قرباني كنيد.

6-و نيز رسول اكرم صلّي الله عليه و سلّم فرموده اند: به اندازه موهاي مذبوحه قرباني ثواب داده ميشود.

پس شما هم اگه بضاعش رو داريد حتما اين كار رو بكنيد .مخصوصا تو بيماري هاي صعب العلاج و اون رو بين كارگرهايي كه براي كار مي ايستند تقسيم كنيد  الهم صل علي محمد وال محمد و عجل فرجهم  

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 4:57  توسط   | 

;
1-هنگام راه رفتن با آرامی و وقار راه می رفت.
۲-در راه رفتن قدم ها را بر زمین نمی کشید.
۳-نگاهش پیوسته به زیر افتاده و بر زمین دوخته بود.
۴-هرکه را می دید مبادرت به سلام می کرد و کسی در سلام بر او سبقت نگرفت.
۵-وقتی با کسی دست می داد دست خود را زودتر از دست او بیرون نمی کشید.
۶-با مردم چنان معاشرت می کرد که هرکس گمان می کرد عزیزترین فرد نزد آن حضرت است.
۷-هرگاه به کسی می نگریست به روش ارباب دولت با گوشه چشم نظر نمی کرد.
۸-هرگز به روی مردم چشم نمی دوخت و خیره نگاه نمی کرد.
۹-چون اشاره می کرد با دست اشاره می کرد نه با چشم و ابرو.
۱۰-سکوتی طولانی داشت و تا نیاز نمی شد لب به سخن نمی گشود.
۱۱-هرگاه با کسی، هم صحبت می شد به سخنان او خوب گوش فرا می داد.
۱۲-چون با کسی سخن می گفت کاملا برمی گشت و رو به او می نشست.
۱۳-با هرکه می نشست تا او اراده برخاستن نمی کرد آن حضرت برنمی خاست.
۱۴-در مجلسی نمی نشست و برنمی خاست مگر با یاد خدا.
۱۵-هنگام ورود به مجلسی در آخر و نزدیک درب می نشست نه در صدر آن.
۱۶-در مجلس جای خاصی را به خود اختصاص نمی داد و از آن نهی می کرد.
۱۷-هرگز در حضور مردم تکیه نمی زد.
۱۸-اکثر نشستن آن حضرت رو به قبله بود.
۱۹-اگر در محضر او چیزی رخ می داد که ناپسند وی بود نادیده می گرفت.
۲۰-اگر از کسی خطایی صادر می گشت آن را نقل نمی کرد.
۲۱-کسی را بر لغزش و خطای در سخن مواخذه نمی کرد.
۲۲-هرگز با کسی جدل و منازعه نمی کرد.
۲۳-هرگز سخن کسی را قطع نمی کرد مگر آنکه حرف لغو و باطل بگوید.
۲۴-پاسخ به سوالی را چند مرتبه تکرار می کرد تا جوابش بر شنونده مشتبه نشود.
۲۵-چون سخن ناصواب از کسی می شنید. نمی فرمودـ« چرا فلانی چنین گفت» بلکه می فرمود « بعضی مردم را چه می شود که چنین می گویند؟»
۲۶-با فقرا زیاد نشست و برخاست می کرد و با آنان هم غذا می شد.
۲۷-دعوت بندگان و غلامان را می پذیرفت.
۲۸-هدیه را قبول می کرد اگرچه به اندازه یک جرعه شیر بود.
۲۹-بیش از همه صله رحم به جا می آورد.
۳۰-به خویشاوندان خود احسان می کرد بی آنکه آنان را بر دیگران برتری دهد.
۳۱-کار نیک را تحسین و تشویق می فرمود و کار بد را تقبیح می نمود و از آن نهی می کرد.
۳۲-آنچه موجب صلاح دین و دنیای مردم بود به آنان می فرمود و مکرر می‌گفت هرآنچه حاضران از من می شنوند به غایبان برسانند.
۳۳-هرکه عذر می آورد عذر او را قبول می کرد.
۳۴-هرگز کسی را حقیر نمی شمرد.
۳۵-هرگز کسی را دشنام نداد و یا به لقب های بد نخواند.
۳۶-هرگز کسی از اطرافیان و بستگان خود را نفرین نکرد.
۳۷-هرگز عیب مردم را جستجو نمی کرد.
۳۸-از شر مردم برحذر بود ولی از آنان کناره نمی گرفت و با همه خوشخو بود.
۳۹-هرگز مذمت مردم را نمی کرد و بسیار مدح آنان نمی گفت.
۴۰-بر جسارت دیگران صبر می فرمود و بدی را به نیکی جزا می داد.
۴۱-از بیماران عیادت می کرد اگرچه دور افتاده ترین نقطه مدینه بود.
۴۲-سراغ اصحاب خود را می گرفت و همواره جویای حال آنان می شد.
۴۳-اصحاب را به بهترین نام هایشان صدا می زد.
۴۴-با اصحابش در کارها بسیار مشورت می کرد و بر آن تاکید می فرمود.
۴۵-در جمع یارانش دایره وار می نشست و اگر غریبه ای بر آنان وارد می شد نمی توانست تشخیص دهد که پیامبر کدامیک از ایشان است.
۴۶-میان یارانش انس و الفت برقرار می کرد.
۴۷-وفادارترین مردم به عهد و پیمان بود.
۴۸-هرگاه چیزی به فقیر می بخشید به دست خودش می داد و به کسی حواله نمی کرد.
۴۹-اگر در حال نماز بود و کسی پیش او می آمد نمازش را کوتاه می کرد.
۵۰-اگر در حال نماز بود و کودکی گریه می کرد نمازش را کوتاه می کرد.
۵۱-عزیزترین افراد نزد او کسی بود که خیرش بیشتر به دیگران می رسید.
۵۲-احدی از محضر او نا امید نبود و می فرمود « برسانید به من حاجت کسی را که نمی تواند حاجتش را به من برساند.»
۵۳-هرگاه کسی از او حاجتی می خواست اگر مقدور بود روا می فرمود و گرنه با سخنی خوش و با وعده ای نیکو او را راضی می کرد.
۵۴-هرگز جواب رد به درخواست کسی نداد مگر آنکه برای معصیت باشد.
۵۵-پیران را بسیار اکرام می کرد و با کودکان بسیار مهربان بود.
۵۶-غریبان را خیلی مراعات می کرد.
۵۷-با نیکی به شروران، دل آنان را به دست می آورد و مجذوب خود می کرد.
۵۸-همواره متبسم بود و در عین حال خوف زیادی از خدا بردل داشت .
۵۹-چون شاد می شد چشم ها را بر هم می گذاشت و خیلی اظهار فرح نمی کرد.
۶۰-اکثر خندیدن آن حضرت تبسم بود و صدایش به خنده بلند نمی شد .
۶۱-مزاح می کرد اما به بهانه مزاح و خنداندن، حرف لغو و باطل نمی زد.
۶۲-نام بد را تغییر می داد و به جای آن نام نیک می گذاشت.
۶۳-بردباری اش همواره بر خشم او سبقت می گرفت.
۶۴-از برای فوت دنیا ناراحت نمی شد و یا به خشم نمی آمد.
۶۵-از برای خدا آنچنان به خشم می آمد که دیگر کسی او را نمی شناخت
۶۶-هرگز برای خودش انتقام نگرفت مگر آنکه حریم حق شکسته شود.
۶۷-هیچ خصلتی نزد آن حضرت منفورتر از دروغگویی نبود.
۶۸-در حال خشنودی و نا خشنودی جز یاد حق بر زبان نداشت.
۶۹-هرگز درهم و دیناری نزد خود پس انداز نکرد .
۷۰-در خوراک و پوشاک چیزی زیادتر از خدمتکارانش نداشت.
۷۱-روی خاک می نشست و روی خاک غذا می خورد.
۷۲- روی زمین می خوابید.
۷۳-کفش و لباس را خودش وصله می کرد.
۷۴-با دست خودش شیر می دوشید و پای شتر ش را خودش می بست.
۷۵-هر مرکبی برایش مهیا بود سوار می شد و برایش فرقی نمی کرد.
۷۶-هرجا می رفت عبایی که داشت به عنوان زیر انداز خود استفاده می کرد.
۷۷-اکثر جامه های آن حضرت سفید بود.
۷۸-چون جامه نو می پوشید جامه قبلی خود را به فقیری می بخشید.
۷۹-جامه فاخری که داشت مخصوص روز جمعه بود.
۸۰-در هنگام کفش و لباس پوشیدن همیشه از سمت راست آغاز می کرد.
۸۱-ژولیده مو بودن را کراهت می دانست.
۸۲-همیشه خوشبو بود و بیشترین مخارج آن حضرت برای خریدن عطر بود.
۸۳-همیشه با وضو بود و هنگام وضو گرفتن مسواک می زد.
۸۴-نور چشم او در نماز بود و آسایش و آرامش خود را در نماز می یافت.
۸۵-ایام سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم هرماه را روزه می داشت.
۸۶-هرگز نعمتی را مذمت نکرد.
۸۷-اندک نعمت خداوند را بزرگ می شمرد.
۸۸-هرگز از غذایی تعریف نکرد یا از غذایی بد نگفت.
۸۹-موقع غذا هرچه حاضر می کردند میل می فرمود.
۹۰-در سر سفره از جلوی خود غذا تناول می فرمود.
۹۱-بر سر غذا از همه زودتر حاضر می شد و از همه دیرتر دست می کشید.
۹۲-تا گرسنه نمی شد غذا میل نمی کرد و قبل از سیر شدن منصرف می شد.
۹۳-معده اش هیچ گاه دو غذا را در خود جمع نکرد.
۹۴-در غذا هرگز آروغ نزد.
۹۵-تا آنجا که امکان داشت تنها غذا نمی خورد.
۹۶-بعد از غذا دستها را می شست و روی خود می کشید.
۹۷-وقت آشامیدن سه جرعه آب می نوشید؛ اول آنها بسم الله و آخر آنها الحمدلله.
۹۸-از دوشیزگان پرده نشین با حیاتر بود.
۹۹-چون می خواست به منزل وارد شود سه بار اجازه می خواست.
۱۰۰-اوقات داخل منزل را به سه بخش تقسیم می کرد: بخشی برای خدا، بخشی برای خانواده و بخشی برای خودش بود و وقت خودش را نیز با مردم قسمت می کرد.  نقل از مجله الكترونيكي روشنا

الهم صل علي محمد و ال محمد

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مهر 1393ساعت 23:29  توسط   | 


آیه الکرسی منشأ خیر و برکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و به همین دلیل است که پیغمبر(ص) به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.

 

به گزارش مجله سبک زندگی اسلامی، آیه الکرسی منشأ خیر و برکتی است که خداوند تبارک وتعالی توسط رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)در سوره مبارک بقره به انسان عطا فرموده است و به همین دلیل است که پیغمبر(ص) به پیروانش توصیه می کند که آیه الکرسی را مورد توجه خاص قرار دهند و تلاوت کنند تا از منشأ خیر و برکت آن بهره گیرند.

معنی کرسی
کرسی به معنی اتصال یافتن اجزای یک ساختمان به هم است و نیز کرسی را تخت هم می گویند که بر آن می نشینند که در این زمینه می توان برای کرسی سه معنی آورد ۱) علم الهی: کرسی همان جسم بزرگ کیهانی است که زمین، خورشید و آسمان ونیز سایر اجزا آسمان را دربر می گیرد. از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است که آسمان و زمین وتمام موجودات در داخل این کرسی قرار دارند که چهار فرشته به اذن خداوند آن را حمل می کنند. ۲) قدرت و سلطنت الهی: کرسی همان جهان هستی است. این جهان تحت سلطه و قدرت حضرت احدیت بوده و هیچ جنبنده ای از دایره قدرت واحاطه و سیطره او خارج نمی شود وبدون اذن او هیچ تغییری ایجاد نمی شود.۳) عرش: درلغت همان کرسی است. عرش در لغت فارسی به رکن واساس هر چیز یا سقف خانه گفته می شود بنابراین با توجه به این دو تعریف در مورد کرسی وعرش متوجه می شویم که کرسی ظاهر وعرش باطن هر چیز را گویند.
شأن نزول آیه الکرسی
در قرآن کریم آیاتی که بر پیامبر اسلام نازل می شد دارای علت وسببی بود که به اذن خداوند توسط فرشتگان برای رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) فرستاده می شد که در مجموع به آنها شأن نزول می گویند. سبب نزول آیه الکرسی درسوره بقره احتمالا این بوده که برخی معتقد بودند خداوند تبارک وتعالی پس از آفرینش آسمان ها و زمین و... روی کرسی نشست که آیه مبارک آیه الکرسی بر رد عقاید منحرف کننده آنان نازل شد. رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) در هنگام خواندن آیه الکرسی تبسم می کردند و می فرمودند: آیه الکرسی گنج بزرگ و رحمانی است که زیر عرش (همان کرسی) به من نازل شدو نیز در روایت آمده است که هنگام نزول آیه الکرسی هزار فرشته تا رسیدن به حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) این آیه مبارک وعظیم را همراهی می کرد. عبدالله بن عوف گفته است: شبی خواب دیدم که قیامت شده است و من را آوردند و حساب من را به آسانی بررسی کردند. آنگاه مرا به بهشت بردند و کاخ های زیادی به من نشان دادند. به من گفتند: درهای این کاخ را بشمار؛ من هم شمردم ۵۰ در داشت. بعد گفتند: خانه هایش را بشمار. دیدم ۱۷۵ خانه بود. به من گفتند این خانه ها مال توست. آن قدر خوشحال شدم که از خواب پریدم و خدا را شکر گفتم. صبح که شد نزد ابن سیرین رفتم و خواب را برایش تعریف کردم. او گفت: معلوم است که تو آیه الکرسی زیاد می خوانی. گفتم: بله؛ همین طور است. ولی تو از کجا فهمیدی. گفت برای اینکه این آیه ۵۰ کلمه و ۱۷۵ حرف دارد. من از زیرکی حافظه او تعجب کردم. آنگاه به من گفت: هر که آیه الکرسی را بسیار بخواند سختی های مرگ بر او آسان می شود.
زمان خواندن آیه الکرسی
پیامبر فرمودند: هر کس آیه الکرسی را بعد از نماز بخواند هفت آسمان شکافته گردد و به هم نیاید تا خداوند متعال به سوی خواننده آیه الکرسی نظر رحمت افکند و فرشته ای را بر انگیزد که از آن زمان تا فردای آن کارهای خوبش را بنویسد و کارهای بدش را محو کند.رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمود: یا علی بر تو باد به خواندن آیه الکرسی بعد از هر نماز واجب. زیرا به غیراز پیغمبر و صدیق و شهید کسی به خواندن آن بعد از هر نماز محافظت نمی کند و هر کس بعد از هر نماز آیه الکرسی را بخواند به جز خداوند متعال کسی او را قبض روح نمی کند و مانند کسی باشد که همراه پیامبران خدا جهاد کرده تا شهید شده است و فرمود: بعد از مرگ بلا فاصله داخل بهشت می شود و به جز انسان صدیق و عابد کسی بر خواندن آیه الکرسی مواظبت نمی کند.در روایتی از امام باقر آمده است: هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز بخواند از فقر و بیچارگی در امان شود و رزق او وسعت یابد و خداوند به او از فضل خودش مال زیادی بخشد.رسول اکرم فرمودندکه هر کس آیه الکرسی را بعد از هر نماز واجب بخواند نمازش قبول درگاه حق می گردد و در امان خدا باشد و خداوند او را از بلاها و گناهان نگه دارد.جهت نور چشم بعد از هر نماز دست بر چشم بگذارد و آیه الکرسی بخواند و بگوید: اعیذ نور بصری بنور الله الذی لا یطفی.خداوند به موسی بن عمران وحی فرمود: کسی که بعد از نماز واجبش آیه الکرسی بخواند خداوند متعال به او قلب شاکرین اجر انبیا و عمل صدیقین را عطا فرماید و چیزی جز مرگ از داخل شدن او به بهشت جلوگیری نمی نماید. مداومت نمی نماید به آن مگر پیامبر یا صدیق یا کسی که از او راضی شده ام یا شخصی که شهادت را روزی او می نمایم.
آثار آیه الکرسی
«اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ...خداوند، معبودی جز او نیست. او زنده پایدار است. نگیرد او را خوابی و نه نیمه خوابی؛ هر چه در آسمان ها و زمین است از آنِ او است. کیست آن کس که نزد او پایداری کند مگر به دستور او؛ او به هر چه روبروی آنهاست و به هر چیز که پشت سر آنهاست آگاه است و به چیزی از علم او احاطه نیابند جز آنچه خودش بخواهد. «کُرسیِّ» [قدرت و علم] او آسمان ها و زمین را فراگرفته است و نگهداریِ آنها بر او گران نباشد، او بلندپایه بزرگوار است.باید دانست که خدای سبحان در این کتاب کریم سه نوع سخن را با هم درمی آمیزد یعنی: علم توحید، علم احکام و علم قصص و این شیوه بهترین شیوه هاست نه باقی گذاشتنِ انسان در نوعی واحد، زیرا آن مایه ملال می گردد و اما هرگاه از نوعی از علوم به نوعی دیگر انتقال یابند، سینه بدان گشایش یابد و دل بدان شاد شود، پس گویی از شهری به شهر دیگر سفر می کند یا از بوستانی به بوستان دیگر می رود یا از خوردن طعام لذیذی به خوردن طعام دیگر می پردازد و شکّی نیست که این دلاویزتر باشد. چون در آیات گذشته از علم احکام و از علم قصص آنچه را که مصلحت دید یاد کرد، اکنون آنچه را که به علم توحید تعلق دارد یاد کرد و گفت: «اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» و در آیه چند مسأله است: مسأله نخستین: بیان فضایل این آیه است.

از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده اند که فرمود: این آیه را در هیچ خانه ای نخوانند مگر این که شیاطین سی روز آن خانه را رها کنند و ساحر و ساحره ای در آن درنیاید، چهل شب و حضرت علی علیه السلام فرمود: از پیامبر شنیدم که می گفت: هر کس آیه الکرسی را به دنبال هر نماز واجبی بخواند او را از وارد شدن به بهشت باز نمی دارد، مگر مرگ و بر آن مواظبت نمی ورزد [یعنی پیوسته نمی خواند] مگر صدّیقی یا عابدی و هر کس آن را بخواند وقتی که به رختخواب خود می رود، خداوند او را ایمن می دارد و همسایه اش را و همسایه همسایه اش را و خانه هایی را که گرداگردِ او است. گویند صحابه درباره فاضل ترین آیه در قرآن با هم سخن می گفتند، پس حضرت علی علیه السلام آنان را فرمود: شما درباره آیه الکرسی چه می گویید؟ آنگاه گفت: رسول صلی الله علیه و آله مرا گفت: ای علی! سید بشر، آدم است و سیّد عرب، محمد صلی الله علیه و آله و در این فخری نیست و سید کلام، قرآن است و سیّد قرآن، بقره است و سید بقره، آیه الکرسی. باز از حضرت علی علیه السلام روایت کرده اند که: چون روز بَدْر بود، من قتال کردم.

آنگاه به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم تا چه می کند، چون آمدم دیدم که در سجده است و می گوید: «یا حیُّ یا قَیوُّمُ» و بر آن چیزی نمی افزاید؛ آنگاه باز به قتال بازگشتم. سپس باز آمدم و او همان کلمات را می گفت و همچنان می رفتم و می آمدم و به او می نگریستم و او بر آن گفتار چیزی نمی افزود، تا اینکه خداوند او را فتح داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مهر 1393ساعت 4:45  توسط   | 

شده تا حالا سر چهار راه پشت چراغ خطر ايستادي يه ماشين از عقب مي ياد ميزنه به ماشينت و چراغ خطر عقبت رو مي شكنه! يا داري از خيابون رد مي شي يه موتوري تعادل شو از دست مي ده مي خوره بهت! يا ..يه بابايي با هزار چرب زبوني سرت رو كلاه مي زاره پولات مي ره هوا !!!يا يه دفعه مي ببيني يه جاي پوستت كمي سفت شده مي ره ازمايشگاه بهت مي كن اين توموره بايد جراحي كني!!! و يا وقتي مي ري زايشگاه ديدن خانومت با جعبه ي شيريني!!! مي بيني بچه اي كه خدا ديشب بهت داده عقب مونده است!!! ..يا يهو تو خوابگاه خبر بهت مي دند مامانت ديشب سكته كرده و مرده!!! با يه ذوق و شوقي عروس شدي مي بيني شوهرت معتاده.....

اين جور وقتها كمي بخار مستي از سر ادم مي ره بيرون ......و گاهي چشماشو مي دوزه به ابرها و مي گه خدايا چرا من!! ؟ چرا ايجوري شد !!؟ خدايا چرا خوب نمي شه!!؟ اخه من حالا چه كار كنم ؟ چرابقيه مردم اينهمه دارن اما من ؟!!!! و اگه جوابي براش پيدا نكنه و دليلش رو نفهمه !!!!شيطان هم مي ياد كمكش و همه تقصير ها رو مي اندازه گردن صاحب كهكشان راه شيري.... گردن خالق منظومه ي شمسي ....گردن چرخاننده اقيانوس ارام ....گردن خداي مهربان محمد.(ص).. گردن معشوق دوست داشتني علي (ع)...

اما راستي علت نزول بلا چيست ؟ ايا بدون حكمت است ؟ يا با حكمت ؟ ايا بدون دليل است يا با دليل ؟ ايا فايده ي دارد يا بي فايده است !! ايا از سر لطف است يا براي مردم ازاري!!! امير المومنين سه دليل براي نزول بلا ذكر مي كن و سه فايده را براي ان مي نويسد

  1- دليل نزول بلا ظلم است؟ گاهي اوقات به خودت ظلم كرده اي ؟ گاهي اوقات به خانواده ات!!! گاهي به جامعه ات !!! گاهي به پيامبرت و گاهي به خدا .....و چون در اين جهان همه چيز حساب كتاب دقيق نه!!!!!!! بلكه حساب و كتاب در حد ذره دارد !!؟ لذا چه بخواهي و چه نخواهي طبعات اين ظلم ها برايت جلوه گر مي شود!!! كسي كه يه عمر تو جواني روزي 2 بسته سيگار كشيده...!!! حالا سر پيري اين مي شه عفونت ريه اي كه خوب نمي شه و حالا شما هي سرت رو به اسمون كن و بگو اللهم اشفع كل مريض!!!

يه مردي با حالت گريان اومد پيش رجب علي خياط گفت بچه ام داره مي ميره؟!!! شيخ بهش مي گه؟؟ چرا اون بچه گوساله رو جلو مادرش سر بريدي!!!

اره عزيزم ..رمز اينكه ...نسبت ظلم.. به خالق مهربان هستي ندي!! اينه كه حساب و كتا بهاي اين عالم رو ياد بگيري !! يه معني يعلمهم الكتاب و الحكمه همينه !!!حكمت چيزيه كه تو كتاب نيست . !!!... آره عزيزم اگه سرما خوردي يا سرطان گرفتي يا با مشكل مالي مواجه شدي يا زن و بچه يا شوهر نانجيب گيرت اومد... قبل از اين كه حكمت خدا رو زير سوال ببري نسبت ظلم به خدا بدي و خودت را مظلوم !!!!! اين جوري از خودت سوال كن ؟

 چكار كردم كه اين بلا سرم اومد ؟؟ به كي ظلم كردم؟؟؟؟ حق چه كسي رو خوردم؟؟؟؟ به كي تهمت زدم ؟؟؟ابروي چه كسي رو بردم؟؟؟ زير اب چه كسي رو زدم ؟؟؟كجا حقم نبود از بيت المال برداشتم !!! مال اون رشوه ايي كه گرفتم نيست !!ديروز اون يارو رو بد جوري مسخره كردم دلش شكست نه نبايد تو روي بابام مي ايستادم !!مال اين حرفي كه به مادرم زدم نيست كاش ديروز كه اين لباسو براتو خريدم يه دونه ام برا مامان مي خريدم و...................................................

خوب حال فايده ي بلا چيست حضرت مي فرمايد: البلاء للظالم اءدب .. بلا و ناگوارى در زندگانى براى ستمگر به جهت گوشمالى  كردن و ادب كردن اوست !!

پس نزول بلا نقش تربيتي دارد تا شما در جهان هستي گم نشوي!!! قدري مهار نفس را بكشي!!! قدري كشتي زندگي ات را با قطب نماي جهان تنظيم كني!!! كمي بايستي و به مسير پيش رو نگاه كني و ببيني كه به سوي دره اي هولناك در حركتي يا به سوي قله ي سعادت؟؟؟

2-اما دليل دوم نزول بلا درجه ايمان است ؟ در نظام اعتقادي توحيدي شما يه مهمان چند ساعته تو اين جهان هستي كه نشته پشت صندلي كنكور وداره امتحان مي ده!!! و هر چقدر كه درجه ي ايمان شما افزايش پيدا مي كنه به همان درجه فيد بكي به خالق هستي داره كه من مي تونم سوالات سخت تر رو امتحان بدم و لذا شما مي بينيد كه در سراسر تاريخ بشريت مومنين سخت ترين امتحان رو دارن!!!!!

پيامبرنمره بيست خدا ابراهيم رو ببينيد؟؟ ظاهرا تو بچه گي يتيم مي شه و عموش اذره بزرگش مي كنه!! يه روز مي اندازش تو اتيش؟؟؟ يه روز مي گه با چاقو بايد سر پسرت رو ببري؟؟؟ يه روز مي گه زن و بچه ات رو بايد تو بيابوني كه يه قطره اب هم نيست بايد رها كني؟!!.... لذا حضرت مي فرمايد و للمؤمن امتحان :بلاو براى مؤمن ، آزمايش و امتحان است .

لذا اگه ديدي بدون بدون بدون بدون دليل( مي خوام بگم معمولا ما به اين سطح خيلي كم مي رسيم ) يه بلاي بزرگي سرت اومد اونجا مثل اوليا خدا بايد از اين بلا لذت ببري چرا كه داري يواش يواش پاتو جاي ابراهيم مي گذاري!!!خودت داوطلب شدي تا امتحان سخت بدي !!

3-اما سومين دليل وفايده هم مشابه دليل دومه يواش يواش بعضي ها همه جوري پيش خدا امتحان دادند كه تو دبستان ..راهنمايي ...دبيرستان... كنكور... المپياد... ليسانس ...فوق ليسانس.. دكتري همه ي امتحان ها رو بيست گرفتند!! لذا ديگه دليل نزول بلا امتحان نيست در اينجاحضرت مي فرمايد: للاولياء درجة :بلا براى دوستان خدا به جهت ارتقا ي درجه است : راستي مي دوند بين اولياي خدا چه كسي بلاترين درجه رو دارد؟؟؟؟ :

السلام علي الحسين و علي علي بن الحسين و علي اولاد الحسين وعلي اصحاب الحسين: اللهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

البلاء للظالم اءدب و للمؤمن امتحان و للاولياء درجة؛ بلا و ناگوارى در زندگانى براى ستمگر،به جهت گوشمالى  و ادب و براى مؤمن ، به جهت آزمايش و امتحان و براى دوستان خدا به جهت ارتقاي درجه است (بحار الانوار، ج 81، ص 108)قال على (عليه السلام): لمؤمن يبتلى باءنواع لبلاء؛ شخص مؤمن به انوع گرفتاريها مبتلا مى شود))(ميزان الحكمه ، ج 1، ص 484).

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم شهریور 1393ساعت 23:39  توسط   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 12:19  توسط   | 

  شنبه 21/4/1393 برابر با 14 رمضان بعد از ظهر نزديك افطار خواب ديدم هر دو بيني ام با چيزي مثل ماسه بادي گرفته كه به طور ناگهاني با يك فشار هوا انها را به بيرون پرت كردم و راه تنفسي ام باز شد فردا صبح نيز خواب ديدم كه روي تمام بدنم تعداد زيادي مورچه چسبيده بودند كه تند تند همه را تكاندم و از خودم دور كردم

تعبير :حدود يك ماه قبل با يك شركت قرار داد بستم كه برايم تعدادي پنجره upvc درست كند و انها را تا 4.4.93 تحويل بدهد ومبلغ يك ميليون تومان هم بيعانه داده بودم وهر بار كه زنگ مي زدم يه جوري توجيه مي كرد وتازه 2 -3 روز بود كه فهميدم يارو نه كارخونه داره ، نه كارگاه و پولم رفته هوا و لذا مرتب زنگ مي زدم و زير فشار گذاشته بودمش شايد پول هام زنده بشه اگر چه اميد خيلي خيلي كمي داشتم كه ازاين ادم كلاهبردار بتونم پولم رو بگيرم .

نمي خوام وارد ماجرا بشم .. شنبه صبح تعهد كرد كه يك شركت كه دوستش بود تعهداتش رو انجام مي دهه يكشنبه موقع افطار  قرار داد جديدي بستيم ان شركت تعهدات كلاهبردار را قبول كرد و پول من زنده شد و يكشنبه 29. 4  به طور ناباورانه اي پنجره هاي من نصب شد

نكته 1: به طور كلي بيني تعابير مختلفي دارد : يك تعبير ان بزرگي ، ابرو، جايگاه اجتماعي ، موقعيت اداري و قدر منزلت است  و اگر در خواب ببينيد مثلا بيني شما افتاده يا بريده شده يا قشمتي از ان كنده شد يك تعبير ان اين است كه به همان مقدار نقصان موقعيت و منزلت اجتماعي شما كاهش مي  يابد و  بر عكس ديدن بيني بزرگ حاكي از ان است كه جايگاه اجتماعي شما ارتقا مي يابد

نكته 2- اما تعبير قطر و منفذ يا سوراخ بيني  :رابطه ي نزديك با وضعيت اقتصادي و معيشت دارد يعني اگر در خواب ببينيذ كه منفذ بيني شما گرفته شده يعني اينكه گره اي  يا مشكلاتي در كسب و كار و معيشت و وضع اقتصادي شما ايجاد مي شود  و بالعكس اگر ببينيد كه حفره بيني شما باز شده يا قطر ان گشاد شده است دليل اين است كه كسب وكار شما رونق مي يابد و از مشكلات زندگي  و بويژه  اقتصادي  شما گره گشايي مي شود

 نكته 3- به طور كلي مورچه و موريانه نيز از حشراتي مزاحم و زيانکار هستند اما در تعبير ان بايد به چند نكته توجه داشت

الف –ضرر و زيان يا افت و گزند اين موجودات زياد نيست

ب- به تعداد موچه يا مور يانه  يا حشره موذي كه مي بينيد  بستگي دارد

ج- به انتهاي خواب بستگي دارد يعني اينكه در پايان خواب مورچه ها از بدن يا ملك يا محيط  شما دور شدند يا باقي ماندند ، به عنوان مثال :شما انها را ازبين برديد يا كشتيد يا بالعكس انها مرده بودند و زنده شدند كه تعبير ايندو عكس يكديگر است

مثلا و قتي شما خواب مي بينيد كه مورچه  ،موريانه يا حشره موذي مشابه انرا كشتيد مفهوم ان اين است كه از ضرر يا زيان يا مصيبت يا بلا و بيماري كه داريد نجات پيدا مي كنيد..  به عنوان مثال سال 86 يه مشكلي داشتم كه با هيچ فرمولي حل نمي شد با اينكه دخترم 4 ماهه بود و شرايط بهداشتي كربلا هم خوب نبود با خانواده رفتيم كربلا و شب اخر در حاليكه از حرم  حضرت ابوالفضل برگشته بودم  و از گريه چشمهايم قرمز شده بود حدود 10 دقيقه خوابم برد و خواب ديدم كه يك كفش  دمپايي بزرگ اومد روي يه موجودي شبيه خرچنگ يا رتيل بسيار بزرگ و انچنان فشارش داد كه كه اين موجود ديگه نمي تونست حركت كند با اين خواب فهميدم كه مشكل ما حل شد و در حاليكه فوران اشكهايم جاري بود از باب الحوايج تشكر مي كردم و به ايران برنگشه بوديم كه مشكل  ما با كرامت پسر امير المومنين حل شد

نكته 4. ديدن خواب در اول و وسط و اخر ماه هاي قمري بسيار سريع تعبير مي شود

 نكته 5. اين تعابير بر مبناي تجارب شخص اينجانب است و ممكن مربوط به همين خواب خاص باشد و تعبير خواب شما انشاءالله خير است . اما اگر خواب بدي ديديد  كه متعاقب ان ضرر و زيان و بلا و مصيتي سراغتان امد به دو نكته توجه كنيد

قدري فكر كنيد كه چه خطايي را در در گاه ربوبي مرتكب شده ايد كه بلا بر شما نازل شده است و هر چه زودتر از ان خطا توبه كنيد و انرا جبران كنيد بلا زودتر از پيرامون شما رخت بر مي  بندد

شاد باشيد كه مورد عنايت خداوند قرار گرفته ايد و همه ي بلا را رحمتي از جانب خداوند بدانيد زيرا كه بلاي اين دنيا اولا موجبات تنبه است و ثانيا اولاتر و گوارا تر است از عذاب ابدي قيامت و همواره در هنگام بلا اين بيت يادتان باشد

 اگر با ديگرانش بود ميلي      چرا جام مرا بشكست ليلي

 الهم صلي علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مرداد 1393ساعت 1:25  توسط   | 

آن ماری اشمیل"، محقق و اسلام شناس آلمانی است که قبل از مرگش گفته بود روی سنگ‌ قبر ش حدیثی از امیرالمومنین، امام علی(ع) را حک کنند.

مولا در این حدیث فرموده اند: "الناس نیام، فاذا ماتوا انتبهوا"؛ مردم در خواب‌اند، وقتی می میرند بیدار می شوند...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم تیر 1393ساعت 1:50  توسط   | 

همه جا بروم به بهانه تو                                                               که مگر برسم در خانه تو مولا

همه جا دنبال تو می گردم                                                        که توای  درمان همه  دردم

یا اباصالح مددی مولا (2)

كي به كعبه دهي تكيه اي ماه من                                            كي اثر مي دهي تو به اين آه من

تو  بگو با ما ِ مي شود  مانيم                                                     تا نمازی پشت  سرت  خوانیم

یا اباصالح مددی مولا (2)

همه درد و غمم تو دوای منی                                                      تو صفای صفا تو منای منی

تو گل زیبای منی مهدی                                                             تو  مه  شبهای منی مهدی
یا اباصالح مددی مولا (2)

نشوم بجز از تو گدای کسی                                                  بی ولای تو من نکشم نفسی

که تو لیلی من مجنونی                                                         همه ي  هست  من   دلخونی

یا ابا صالح مددی مولا (2)

دل خود زده ام گره بر در تو                                               چه شود برسم بر محضر تو

من ناقابل به تو دل بستم                                                       نکشی دامان خود از دستم

یا ابا صالح مددی مولا (2)

اگرم نبود دل  لایق تو                                                      نظری که دلم شده عاشق تو

به خدا هستی همه هستم                                                 به تو دل بستم به تو دل بستم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم خرداد 1393ساعت 6:59  توسط   | 

جعفر بن محمد ، عن أبيه ، ( عليهما السلام ) قال : قال رسول الله ( صلى الله عليه وآله ) : من أذنب ذنبا وهو ضاحك دخل النار وهو باك .امام جعفر ابن محمد ع فرمود :رسول خدا ص فرمود: كسي كه گناهي را مرتكب شده درحالي كه مي خندد درون آتش خواهد رفت در حالي كه گريان است وسائل الشيعه شيخ حر عاملي ص 216
+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم خرداد 1393ساعت 5:47  توسط   | 

صبح چهارشنبه 24/2/1393  معادل با 14 رجب خواب ديدم عده اي تابوتي را كه روي آن پارچه اي سبز كشيده شده بود وارد حرم  امام رضا ع كردند .

تعبير خواب : شب ساعت  ده و نيم  شب داشتم تلويزيون نگاه مي كردم كه گوينده خبر گفت :ایت الله آقای حاج سیّد محمّد باقر شيرازي به لقاءالله پيوست :  علو درجات رحمت و غفران الهي را براي ايشان مسئلت داريم

نكته :ديدن رنگ سبز به ويژه لباس يا عبا و امامه سبز  يا امامه سياه رنگ مي تواند  نمادي از ذرريه پيامبر ص و ائمه اطهار باشد.

خواب هاي روز چهارشنبه  معمولا جدي هستند

خواب هاي نيمه ماه اول و اخر ماه خيلي سريع تعبير مي شوند. اللهم صل علي محمد وال محمد

يه دوست داشتم پرستار بود مي گفت يه مريض بد حال داشتم  سجاده ام رو كنار تختش انداختم تا هم هواشو داشته باشم و هم نمازم رو بخونم .. نمازم كه تموم شد ديدم مريض داره مثل بارون گريه مي كنه ...گفتم چرا گريه ميكني ..گفت به تو غبطه مي خورم تو... تو جواني فهميدي  ...من حالا فهميدم ....كاشكي منم مثل تو از تو جووني ام نماز مي خوندم ...وصبح جنازه اش را ازبخش به غسالخانه بردند

اري يكي از چيزهايي كه ما اصلا بهش فكر نمي كنيم اينه كه يه روزي  هم نوبت ما است كه توي يكي از اين تابوت ها بخوابيم ...اگه اين رو  باور كنيم ...از فردا يه جور ديگه زندگي مي كنيم ...آري اگه باور كنيم كه همه ما از توي اين قطار بايد پياده بشيم هر كدوم ما تو يه ايستگاه... منتهي فرقش با مسافراي مترو اينه كه نمي دونيم كدوم ايستگاه ما رو پياده مي كنند

چشم ها را بايد شست   و خدا را بايد ديد

اللهم صل علي محمد وال محمد  و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1393ساعت 23:42  توسط   | 

جمعه صبح خواب ديدم با ماشينم دارم مي روم سيل اومده بود و من عبور كردم

تعبير خواب :

بعد از ظهر شنبه بود كه همسايه كناري مون زنگ زد و گفت كه 2 - 3روز قبل كه نقاش ها درب خونه ما رو رنگ ميكردند ماشين اون هم بيررون بوده و روي تمام ماسينش از جلو تا عقب گرد رنگ ريخته ..اول برده بود كارواش و روي شيشه اش رو با بنزين و الكل پاك كرده بودند  و ديده بود كه بقيه رنگ ها پاك نمي شوند برده بود پيش نقاش ماشين و....گفتم ببخشيد كدوم ماشين تون چي بوده ..گفت آونته سفيد ..خلاصه گفتم بيچاره شديم اما با احترام گفتم اگه خسارت مي خواهيد ميدهم اگر هم درست مي شه اجرت اش هر چقر شد بگيد پرداخت مي كنم كه ديروز بود مجددا زنگ زد و گفت كه بره پيش يه نقاش و براش پاليش زدند و يك فاكتور 150000 توماني رو داد كه بهشون پرداخت كننم

1- سيل در خواب هاي مختلف تعبير هاي مختلفي دارد :

1- معبرين گفته اند در ناحيه گرمسيري دليل بر منفعت و شادي و در نواحي سردسير دليل بر غم و اندوه دارد

2-ديدن سيل غالبا به معني مواجهه با مشكل است كه بستگي به حجم سيلي دارد كه شما مي بينيد

3- همچنين بستگي به موقعيت شما دارد آيا از ان عبور ميكنيد يا خير آيا ياده ميرويد يا با دوچرخه يا با موتور يا با ماشين ..هر چه وسيله نقليه شما سريعتر باشد ان مشكل سريعتر مرتفع مي شود واگر حيران در سيل باقي بمانيد مفهوم آن شايد اين باشد كه  بايدبا ان مصيبت يا غم و اندوه  مدتي بسر بريد

4- حدود سال 1373 خواب ديدم كه مادر بزگم كه خداوند رحمتش كند با پاي برهنه در گل ولاي حيرا گير كرده است ..مدتي بعد درد پاهايش بشتر شد و دچار فلج كامل گرديد...  هر چه رنگ آبي كه ميبينيد شفاف تر باشد خواب شما تعبير بهتري داشت .و يا شايد اگر اب زلال ببينيد دليل بر منفعت داشته باشد اگر سيل را به صورت گل ولاي  ببينيد مفهوم  آن اين است كه در ان مشكل  مدتي گير خواهيد كرد .

5- وقتي در خوابي ماشين يا وسيله نقليه مي بينيد يك تعبير آن اين است كه خواب شما سريعتر تعبير خواهد شد

6-  وضعيت هوا نيز بر خواب تاثير گذار است اگر هواي روشن نور افتاب ببينيد دليل بر گشايش فراخي و نعمت و منفعت است اما هواي تيره و تار و تاريك تعبيري عكس خواهد داشت

7- روزهاي هفته و ساعت خواب ديدن( صبح و ظهر و شب ) اينكه فرد در حال جنابت يا حيض  باشد  در چه روزي از ماه قمري باشد يا خير همراه خواب خون ببيند يا خير همه برتعبير خواب شما موثرند كه اگر عمري باشد بعدا تعبير هاي آن را خواهم نوشت

7- نكات فوق در تجربيات خواب هاي خودم بوده و ممكن در مورد خواب شما صدق نكند

 انشاءالله تعبير خوابتان خوب است

اگر احساس بدي داشتيد صدقه بدهيد  حداقل ان اين است كه از شدت بلا مي كاهد

و اگر با مشكلي سخت مواجهه هستيد هر چه به دلتان آمد براي روح شيخ جعفر مجتهدي  ويا براي مهديه شهرتان نذر كنيد و به نذرتان وفا كنيد انشا.لله بر طرف مي شود..

اگردوست داشيد براي  تعجيل و فرج آقا صلواتي را هديه كنيد .اللهم صل علي محمد وال محمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393ساعت 6:23  توسط   | 

امسال عيد امام حسين ما رو نطلبيد برويم كربلا ..وقسمت شد رفتيم مشهد با اينكه خواهرم 5شنبه كه شبش ساعت 8.27 عيد بود سر راه مشهد اومد خونمون (شاهرود ) و من كه هميشه در شرايط عادي براي همه مهمونام شيريني مي خريدم..امسال با توجه به شهادت حضرت زهرا شيريني و اجيل نخريدم اما تا تونستم از اونها ابرومند پذيرايي كردم و ساعت 2 با هم 2ماشينه رفتيم مشهد ..و 4 فروردين برگشتيم خونه

ما چون تو شهر غريب بوديم و هر سال هم تا 13 يا كربلا بوديم يا مشهد ايام عيد مهمون خيلي كم مي اومد خونمون .. تا امروز كه دخترم گفت: بابا دو ستانم فردا مي خواهند بيايند خونه ما مهمو ني ..گفتم باشه!! ولي من شيريني و اجيل نمي خرم !!!! هزار دليل اوردند با مامانش تا منوقانع كردند كه شده خيلي كم يه ذره فقط براي اين مهمونا بخر !!.. شيريني هم قهوه اي يا از شيريني هاي مخصوص تعذيه بخر و با هام هم اومدند تا من حتما براشون بخرم .. سر را رفتيم خيابان ابشار و دخترم گفت بابا اجيل بخر رفتم تو با دختر كوچك ديگرم كه 6 سالش بود و كمي شكلات نارگيلي و مقداري اجيل خريدم كه دختر كوچيكم پيش دستي كرد و اجيل ها رو برداشت و از مغازه زد بيرون و من هم پشت سرش ساناز بابا الان مي ريزي اجيل هارو ساناز مي ريزي مواظب باش تا نزديك پياده رو اومد و من خودم رو بهش روندم و پلاستيك اجيل رو ازش گرفتم بين زمين و اسمون پلاستيك در رفت و انگار يكي با چاقو پلاستيك رو از وسط دو تكه كرد همه اجيل ها ريخت رو زمين تو سراشيبي پياده رو پلاستيك خالي تو دستم و درحالي كه خيلي از دست دختر كوچيكم ناراحت بودم اومدم تو و گفتم: اقا اجيل هامون ريخت دوباره بديد و دوباره پول دادم و اجيل خريدم و اومدم تو ماشين و كمي جلو تر از مغازه براي اينكه دخترم رو ادب كنم كه ديكه فضولي نكنه يه كوچولو گوشش رو گرفتم و اونها رو بردم در خونه پياده كردم گفتم بريد خونه اينهم نيجه اومدن شما ...تو برگشت كه يه ذره خشمم كم شده بود گفتم راستي چرا اجيل هاي ماريخت تو خيابون...؟؟ اين ايه رو بخونيد ما تسقط من ورقه الا يعلمها ...هيچ برگي از درخت بدون اذن خداوند سقوط نمي كند و ايه دوم را كه بيش از هزار بار امتحان كرده ونوشته ام ما اصابكم من مصيبه فبما كسبت ايديكم هيچ بلايي به شما نميرسد مگر به سبب عملي كه انجام داده ايد

واينگونه به من فهماندند كه گوش بچه رانبايد بگيري بلكه بايد چشم خودت را بازكني و گوش خودت رابكشي .. و اينگونه به من فهماندند كسي كه بيش از 40 سال است كه براي حضرت زهرا سلام الله عليها گريه مي كند !!دهه فاطميه براي خوش امدن مردم اجيل نمي خرد ؟؟

اللهم صل علي فاطمه و ابيها و بعلها و بنيها والسر المستودع فيها به عدد ما احاط به علمك:

ث اگر دوست داشتيد ثواب اين صلوات را به روح شيخ جعفر مجتهدي هديه كنيد

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 1:16  توسط   | 

عيدي از امام رضا (خاطره اي از صبح عيد 1393 جمعه 7.35)

دخترم گفت صبح برويم دعاي ندبه حرم..گفتم باشه تا بيدار شد و لباسهاشو پوشيد ونشست تو ماشين و رسيديم حرم شد... ساعت7 صبح! ...از درب صحن جمهوري وارد شديم وچون زيارت خانم ها و اقايان جداست گفتم:بابا ساعت 7.20 بيا سر مقبره شيخ جعفر مجتهدي!! ..تا زيارت كردم و نماز خوندم ساعت شد 7.30 و دخترم هم تازه رسيده بود ..فاتحه اي سر قبر شيخ با دخترم خوانديم و دوباره رفتيم داخل حرم تا از صحن جمهوري خارج بشويم و كفش هايمان را از كفش داري بگيريم.. در حين عبور ديدم دارند گلهاي روي ضريح امام رضا را تعويض مي كنند انگار نيرويي مرا مجددا به پاي ضريح مي كشاند .گويي بچه شده بودم و از امام رضا عيدي مي خواستم !!! رفتم جلو كه از باب تبرك پارچه اي از روي ضريح يا شايد شاخه گلي نسيبم شود..ولي خدام حرم نمي گذاشتند كه حتي يك برگ روي زمين بيفتد .ايستاده بودم و منتظر عيدي .آقا 500 كيلو متر راه اومديم به ما عيدي نمي دهي ؟؟؟..و مردم همچنان مرا به جلو عقب هل مي دادند لحظه اي نگذشت ديدم پايم به چيزي خورد با هر ترفندي بود از بين ان همه شلوغي برداشتمش يك عدد شكلات با روكش زرد رنگ گفتم اينهم عيدي ما!! ..و در حالي كه اشك بر روي گونه هايم بود اين بار با ارادتي بيشتر گفتم : السلام عليك يا علي ابن موسي الرضا

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم فروردین 1393ساعت 0:28  توسط   | 

توفیق تشرف به حضور امام زمان(عج) دارای آدابی است که رعایت آن انسان را به هدف خود می رساند و روشن است که کسانی که به دیدار آن چهره نورانی نایل می شوند، بدون شک آداب و رفتاری را به طور مداوم انجام می دهند تا به برکت آن، به حضور حضرت مشرف شوند.
رجبعلی نکوگویان مشهور به شیخ رجبعلی خیاط از عارفان مشهور است. پدرش مشهدی باقر، پیشه‌ور بود. رجب علی نکوگویان در روز دهم شهریور 1340 هجری شمسی و در سن 78 سالگی درگذشت. او را از عارفان و اهل باطن دانسته‌اند و گفته شده که توانایی شناسایی باطن افراد «در اصطلاح شیعی: چشم برزخی» را داشته است. قبر او در ابن‌بابویه تهران است.
در ادامه به بیان روایتی از توصیه شیخ برای ملاقات با امام زمان(عج) می پردازیم:
شیخ رجبعلی خیاط همواره به آشنایان خویش تذکر می داد که چیزی جزء فرج امام زمان(عج) از خداوند تقاضا نکنند. خود آن جناب نیز هیچ خواسته مهمی جز فرج حضرت ولی عصر(عج) در دل نداشت. حالت انتظار در وی تا حدی قوت داشت که هرگاه از فرج ولی عصر(عج) صحبت می کرد، به شدت منقلب می شد و می گریست.
جناب شیخ برای رسیدن به توفیق دیدار با امام زمان(عج) بر 3 امر تأکید می کرد.

اختصاص قلب به خدا
دعا برای تعجیل فرج و کار برای امام زمان(عج)
انس با قرآن و قرائت آیه 80 سوره اسراء شبی 100 مرتبه تا چهل شب

جناب شیخ بر تلاوت قرآن، به ویژه تلاوت سوره صافات در صبح و تلاوت سوره حشر در شب تأکید می کرد.
رجبعلی خیاط برای تشرّف به محضر حضرت ولی عصر(عج) قرائت آیه
«ربّ ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق و اجعل لی من لدنک سلطانًا نصیراً» را تا 40 شب، شبی 100 مرتبه توصیه می کرد.
فرزند شیخ در مورد آخرین لحظات عمر پربرکت پدرش می گوید:
«... وضو گرفت و وارد اتاق شد و رو به قبله نشست. به ناگاه از جا برخاست و با لبی خندان گفت: آقاجان! خوش آمدید! دست داد و دراز کشید و در حالی که خنده بر لب داشت، جان به جان آفرین تسلیم کرد.» الهم صل علي محمد و ال محمد و عجل فرجهم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم فروردین 1393ساعت 6:3  توسط   | 

حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلّم : إنَّ العبدَ لَيَرفَعُ يَدَهُ إلى اللّه ومَطعَمُهُ حَرامٌ ، فكيفَ يُستَجابُ لَهُ وهذا حالُهُ ؟! همانا بنده دستش را (براى دعا) به درگاه خدا بالا مىبرد در حالى كه خوراكش حرام است ؛ با چنين حالى ، چگونه دعايش مستجاب شود ؟. إرشاد القلوب : 149 منتخب ميزان الحكمة : 196

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 7:28  توسط   | 

اين تجربه در اخرين روز سال برام پيش اومد  

    داشتم يه آپارتمان 5 طبقه م  ساختم ،شب عيد بود و مطالبات مختلف حسابم رو به اخر رسونده بود ، 5 ميليون جور كردم...به يه سري از طلب كارها دادم.. .وضع اقتصادي كارگرها وپيمانكار ها اصلا خوب نبود و جلو جلو روي پول شب عيد حساب كرده بودند و چون من رو هم مي شناختند ..انتظار داشتند تا شب عيد بيشتر هم بهشون بدم !!!.. اصلا نمي شد بهشون بگي بابا چند روز.. تا بعد تعطيلات صبر كنيد! و هيچكدوم تحت هيچ شرايطي چك هم قبول نمي كردند؟ چهارشنبه صبح بود ته كارتم رو نگاه كردم 440 هزار تومان مونده بود .

   به خودم تو ماشين مي گفتم اگه اينها بدوند تو كارت من فقط 440 تومان پوله... يكي يه چوب بر مي دارند دنبالم مي كنند !!!..با خودم فكر مي كردم حداقل امروز به 3 تا 4 ميليون پول نياز دارم تا اينها رو رد كنم برند .روز اخر سال بود و فردا 5 شنبه ساعت 8.5 عيد سال 93 بود ..نمي دونم چه طور شد يه دفعه تو ماشين بلند بلند  بين شوخي و التماس شروع كردم آقا رو صدازدن!!!:يا ابا صالح المهدي امروز برام پول برسون!!! يا ابا صالح المهدي امروز برام پول برسون!!! بعد اومد تو ذهنم تو يه لحظه شايد هم كمتر حالا كه آقا رو صدا زدي بگو زياد برسون:يا اباصالح المهدي آقا جون زياد برسون.

      .2_ سه دقيقه بعد رسيدم  اداره ...فشار بي پولي يه طرف ...صدا زدن اقا هم يه طرف ...منوكشوند به سمت در ديگه اداره و با كلي ترس و لرز... يه موجودي گرفتم ديدم اومد 440 هزار تومان !!رنگم پريد كارتم رو برداشتم اما ته دلم يه ذره اميد بود اميدي كه همه بچه شيعه ها دارند ..!!!گفتم خدا برزگه تا شب يه كاري مي كنيم ..رسيدم دم دراسانسور.. كه ديدم همكار م كه هفته گذشته 2.5 ميليون ازمن قرض گرفته اومد بيرون گفتم سلام چرا اخم هات تو همه ؟؟؟گفت اول كارتت رو بده تا اين پولت روبه حسابت بريزم !!!..حالا ما هم شروع كرديم به تعارف قابلي نداره حالا شب عيدي لازم داري باشه؟؟ اما راستش ديگه از ترس اينكه تعارف اومد و نا اومد داره زيادي ديگه تعارف نكردم!! و در حاليكه يه نفس راحت كشيدم اومدم تو اسانسور و نقشه كشيدم كه يه جوري با همين پول سر و ته قضيه رو هم مي اورم ..ساعت 11 بود ودر حاليكه اصلا اميد نداشتم يه نفر ديگه بهم زنگ زد  و 1.5 ميليون ديگه  از جايي كه اصلا فكرش رو هم نمي كردم به حسابم ريخت؟؟؟ ..وبعد از ظهر وقتي از كارتم 500 هزار تومان به حساب يه نفرشون واريز كردم ...گفتم يه موجودي بگيرم؟؟؟ ...ديدم هنوز  8 ميليون و دويست هزار تومان تو حسابمه!!!! داشتم شاخ در مي آوردم!!!؟ اما واقعا تو حسابم بود؟ يه صورت حساب گرفتم ديدم مطالبات و ديونم رو  كه اصلا فكر ش رو هم نمي كردم اداره تو اخرين لحظه  به حسابم ريخته؟ و انروز ............يه گونه ديگري  دعاي فرج رو خوندم  ؟اللهم كن لوليك الفرج      اللهم صل علي محمد و ال محمد التماس دعا

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 0:20  توسط   | 

جناب آقای یغمایی كه مدتی آقای مجتهدی در منزل ایشان بسر می‌بردند، نقل كردند:
روزی به آقای مجتهدی عرض كردم، آیا این عید نوروزی كه اینقدر مردم به آن توجه دارند و به خاطرش مسرورند و لباس نو می‌پوشند، فلسفه‌ای هم دارد؟ ایشان فرمودند:

بله آقاجان، روز عید غدیر كه نبی اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) حضرت مولا علی (علیه‌السلام) را به جانشینی خود معرفی كردند، مصادف بوده است با روز جمعه‌ای كه اول فروردین بوده است.نقل از سايت معاونت بهداشتي دانشگاه مشهد

+ نوشته شده در  شنبه دوم فروردین 1393ساعت 9:15  توسط   | 

 اگر از خداوند قهر كرده ايد اين خاطره را بخوانيد 

آگر چه شخص گناه كاري هستم اما در تجارب 46 ساله عمرم به اين نتيجه رسيده ام كه كليد موفقيت در دنيا و آخرت نماز است.. و آنهم نماز جماعت !!.. و لذا با توجه به شرايط و تجاربي كه در زندگي پر فراز و نشيب خودم داشته ام  چند سالي است كه سعي مي كنم حتما نمازم را سر وقت و هر جايي كه صداي اذان بلند شد بخوانم و بركات زيادي را نيز از اين كار تجربه كرده ام ..و امتحان كردها م بارها و بارها كه اگر  در روز گناهي را مرتكب شوم  اين توفيق را از دست مي دهم .

روز 5 شنبه اخر هفته خيلي خسته بودم و ديرم شده بود كه به خانمم  كه اداره بود زنگ زدم ... يه دونه از عكس هامو براي كار اداري لازم داشتم ازش ببرسم كه كجا كذاشته ؟ كه دختر كوچكم كه 6 ساله است پريد و گوشي رو ازم گرفت و شروع كرد به صحبت كردن ..ومن هم دم اسانسور هي صدا مي زدم ..ساناز گوشي رو بيار!! گوشي رو بيار ديرم شده !!!ولي عشق مادر و كودك نمي گذاشت تلفن رو قطع كنه !...وبعد ازچند دقيقه ناراحت شدم اومدم تو ....و يكي 2 تا اروم!!! زدم تو كله اش و گوشي رو گرفتم رفتم سر كار ...

ساعت 9 بود كه به خودم اومدم چرا بچه رو زدي ؟؟ مي شد يه جور ديگه هم ازش گوشي رو گرفت !! خلاصه به يه بهانه اي به خونه زنگ زدم ...كارگرمون گوشي رو برداشت گفتم بده به ساناز ...و چند جمله از زمين و هوا و.. صحبت كردم ...بعد گفتم بابا چي دوست داري برات بخرم ..بستني كاكائويي ..گفتم باشه

 ...ظهر موقع نماز چند تا  كار ضروري غير مترقبه پيش اومد و ساعت 12.5 هم رفيتم تو يه جلسه اداري تا ساعت 3.5  اومدم بيرون ديدم 2 تا مهمان از شهرستان دارم و.... ساعت 4.5 رسيدم خونه در حالي كه به خودم ناسزا مي گفتم كه چرا تا حالا نماز نخوندم ...زنگ  زدم صدايي از پشت گوشي مي اومد ..بابا بستني كاكائويي خريدي ؟؟... گفتم الان مي خرم ..دوباره ماشين رو روشن كردم رفتم سر خيابون و بستني خريدم ..اومدم تو اسانسور .... و اين جملات رو به خدا گفتم

خدايا تو چقدر مهربوني !! تو چقدر بنده هات رو دوست داري ؟؟؟من يه دونه پشت كله بچه ام زدم  امروز با من  حرف نزدي .. امروز تا ساعت 5 راهم ندادي نماز بخونم !!و در حالي كه اشك توي چشمام بود...تو آيينه آسانسور به خدا مي گفتم توكه اينقدر بنده هات رو دوست داري ! طاقت ندار ببيني يكي اونم پدر پشت كله بچه اش بزنه !   چه جوري دلت مي ياد اين بنده ات رو بسوزوني !!!

و  اون روز بعد از اينكه لبخند به لبهاي دختر كوچكم اومد و من بوسيدمش و ازم راضي شد راهم دادند ...ساعت 5 بود كه نماز خوندم  الهم صل علي محمد وال محمد  اين صلوات را  هديه مي كنم  به روح شيخ جعفر مجتهدي  شما هم اگه دوست داشتيد اين كار رو بكنيد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1392ساعت 23:59  توسط   | 

قال أمير المؤمنين (ع) :

«فاتقوا شرار النساء و کونوا من خيارهنّ علي حذر، و لا تطيعوهن في المعروف حتي لا يطمعن في المنکر». خطبه 80

 

پس از زنان شرور بپرهيزيد و  مراقب نيكانشان باشيد، آنان را در معروف اطاعت نکنيد، تا (به اطاعت شما از خودشان) در منکر طمع نبندند.
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم بهمن 1392ساعت 6:8  توسط   | 

مطالب قدیمی‌تر